آتاتورک بارها در خلوت بر مزار مولانا حضور می‌یافت و به او ادای احترام می‌کرد

  • کد خبر : 45388
  • ۱۴ آذر ۱۳۹۲ - ۲۰:۴۱

اسین چلبی بیست و دومین نواده مولانا در مراسمی که برای بزرگداشت خاندان مولانا در تهران برپا شده بود، اعلام کرد: آتاتورک بارها بر تربیت جناب مولانا حضور یافته است و به او ادای احترام کرده است. او البته کوشش می‌کرد این ملاقات‌ها در خلوت باشد ولی در این باره تصاویر و اسناد متقنی وجود […]

1484040_444430335657514_478653607_oاسین چلبی بیست و دومین نواده مولانا در مراسمی که برای بزرگداشت خاندان مولانا در تهران برپا شده بود، اعلام کرد: آتاتورک بارها بر تربیت جناب مولانا حضور یافته است و به او ادای احترام کرده است. او البته کوشش می‌کرد این ملاقات‌ها در خلوت باشد ولی در این باره تصاویر و اسناد متقنی وجود دارد.
 مراسم «شب خاندان مولانا» شامگاه چهارشنبه ۱۳ آذر با حضور اسیب چلبی بیست و دومین نواده مولانا، عباس کیارستمی، محمود دولت آبادی، محمدعلی موحد، توفیق سبحانی، بهاءالدین خرمشاهی، پری صابری و در قالب یکصد و چهل و دومین شب از شب‌های بخارا و با همکاری مؤسسه فرهنگی هنری ملت، دایره‎العمارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، گنجینه پژوهشی ایرج افشار و بنیاد بین‌المللی مولانا در کانون زبان فارسی برگزار شد.

در این مراسم اسین چلبی بیست و دومین نواد مولانا و قائم مقام بنیاد بین‎المللی مولانا درباره خاندان مولانا و کار این بنیاد سخن گفت که سخنان وی توسط فروزنده اربابی، تنها عضو ایرانی بنیاد بین‌المللی مولانا ترجمه شد.

چلبی ابتدا گفت: شنیده‎ام که می‎گویند وقتی در جایی صحبت از اولیاء است و به ویژه وقتی از ولی بزرگی صحبت می‎شود، مسلماً آن ولی و آن اولیاء در جمع حضور دارند. هر چه فکر کردم که امشب شب من است، دیدم نه امشب شب جناب مولانا است و در جایی که اسم اولیاء برده می‎شود، همه اشخاصی که هستند میهمانان او به شمار می‎آیند، بنابراین همه به مهمانی مولانا خوش آمدیم.

وی ادامه داد: همه به خوبی می‎دانند آنچه امروز ما هستیم و زندگی می‎کنیم، میراثی است که از حضرت مولانا به ما رسیده است؛ روزی حضرت مولانا با سلطان ولد راه می‎رفتند در قونیه، خیلی از مریدها جلو می‎آمدند و ادای احترام می‎کردند و ارادتشان را به نحوی به ایشان نشان می‎دادند. مولانا متوجه می‎شود که سلطان ولد از این همه احترام و ستایش بسیار خوشحال شده است. از او می‎پرسد که آیا از این همه احترام خوشش آمده است؟ و سلطان ولد به این پرسش پاسخ مثبت می‎دهد و مولانا در حق سلطان ولد دعا می‎کند که در آینده سلطان ولد و فرزندانش نیز از این احترام و ستایش برخوردار شوند و خدا را شکر که این میراث پس از هفتصد و چهل سال حفظ شده است و نسل‎های مولانا از این احترام و تقدیر نصیب برده‎اند.

چلبی در بخشی دیگر از سخنانش به ذکر تاریخچه‎ای از خاندان مولانا پرداخت: پس از مولانا پسرش سلطان ولد برای حفظ آثار و اندیشه‎های مولانا به ناچار «طریقت مولویه» را تأسیس می‎کنند و اولین مولوی خانه در داخل تربت حضرت مولانا بوده و علاوه بر کشور ترکیه، هر کشوری که سلاجقه به آن راه یافتند، مولوی خانه‎ها در آنجا نیز تأسیس شد و بعد هم این کار در دوران عثمانی نیز ادامه پیدا کرد.

نواده بیست و دوم مولانا اضافه کرد: مولوی‌خانه، یک دانشگاه مانند بوده که علاقمندان باید مراحلی را می‎گذراندند تا به داخل این مدرسه راه پیدا می‌کردند، در حقیقت نوعی امتحان ورودی وجود داشته است؛ باید زبان فارسی یاد می‎گرفتند، عربی می‎آموختند تا بتوانند قرآن بخوانند و درست همانند دانشکده هنرهای زیبا تدریس خط، تذهیب و مینیاتور داشتند و در رأس این مدارس شیخی وجود داشته است و تمام این مولوی‎خانه‌ها زیر نظر یک مولوی خانه اصلی، یعنی مولوی خانه قونیه قرار داشتند.

اسین چلبی در ادامه سخنانش به این نکته اشاره کرد که شیخ و رئیس مولوی خانه قونیه حتماً باید از پسران و فرزندان حضرت مولانا باشند و البته طی مراسمی و حتماً به صورت انتخابی و از نسل پسری، برگزیده می‎شده‌اند و ادامه داد: و این رویه تا ۱۹۲۵ ادامه پیدا می‎کند و در ۱۹۲۵ پدربزرگ من، عبدالحلیم چلبی، این مقام را بر عهده داشت.

وی که خود در حلب به دنیا آمده است، سپس گفت: پدربزرگ من اولین رئیس مجلس جمهوری ترکیه بود و بعد از مدتی آتاتورک اورا صدا زد و گفت که ما قصد داریم قانون منع فعالیت خانقاه‎ها و زاویه‎ها و مولویه‎ها به اجرا درآوریم و خاندان ما مجبور به ترک ترکیه شد و به حلب رفت. البته آتاتورک بارها بر تربیت جناب مولانا حضور یافته است و کوشش می‌کرد این ملاقات‌ها در خلوت باشد. در این باره تصاویر و اسناد متقنی وجود دارد. البته روسای دولت ترکیه همیشه برای جناب مولانا احترام بیش از اندازه‌ای قائل بوده‌اند.

نواده بیست و دوم مولانا افزود: جلال الدین چلبی در شانزده سالگی به مقام شیخ اعظم می‎رسد و مشایخ آنجا با پدرم بیعت کردند و عموی پدرم نیابت ایشان را به عهده داشت. اما بعد از مدتی سوریه شروع کرد به بدرفتاری با مولوی خانه‎ها و ما به همراه خانواده‌مان که ۵ خواهر و یک برادر هستیم، مجبور شدیم که شبانه خاک سوریه را ترک کنیم و به ترکیه برگشتیم. من از این مسئله ناراحت نیستم ولی یک مسئله به صورت بسیار عمیق من را ناراحت کرد. پدرم کتابی برای من خریده بود به نام «داستان‌های هزار و یک شب» و من آن را می‌خواندم و گذاشته بودم روی میز و متاسفانه نتوانستم آن را بخود به ترکیه بیاورم و الان با اینکه قفسه کتابخانه‌ام پر است از کتاب، جای این کتاب واقعاً خالی است.

چلبی اضافه کرد: پدر من همیشه به قانون احترام می‎گذاشت و آن را رعایت می‎کرد تا آنکه در ۱۹۷۴ دولت وقت ترکیه مجدداً اجازه داد تا مولوی خانه‎ها و خانقاه‎ها دایر شود. پدرم در ۱۹۹۶ به جانب حق شتافت ولی پیش از مرگ، بنیاد بین‎المللی مولانا را به ثبت رساند.

این عضو خاندان مولانا در پایان از برگزارکنندگان مراسم «شب خاندان مولانا» و نیز محمدعلی موحد، توفیق سبحانی، محمود دولت‌آبادی، بهاءالدین خرمشاهی، عباس کیارستمی، محمود بردبار، پری صابری و سلار عقیلی، قدردانی کرد و نیز مژده داد که دانشکده سلجوق برای اولین بار در دنیا دوره فوق لیسانس مولاناپژوهی را راه‌اندازی کرده و از امسال دانشجو می‌پذیرد.

منبع: مهر
لینک کوتاه : https://musiceiranian.ir/?p=45388

    برچسب ها

    مطالب مرتبط با این خبر

    ثبت دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.