موسیقی ایرانیان
 

تلفیق در موسیقی جنوب اتفاق تازه‌یی نیست

محسن شریفیان
محسن شریفیان

نیوشا مزیدآبادی: محسن شریفیان، موسیقیدان بوشهری چندی پیش آلبوم «دینگو مارو» را در ایام ماه رمضان که به نوعی کسادی بازار موسیقی محسوب می‌شود، منتشر کرد. این نوازنده و خواننده گروه لیان که در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی با ارائه موسیقی بومی جنوب کشور موفقیت‌های فراوانی را از آن خود کرده، تلاش کرده در «دینگو مارو» با مطالعه موسیقی و فرهنگ کهن جنوب کشور، تلفیقی از موسیقی و برخی تفکرات فرهنگی مردم هرمزگان و بوشهر را به زبان موسیقی بیان کند. آلبوم «دینگو مارو» که حاصل همکاری محسن شریفیان و بهنام شهرکی است بهانه‌یی شد تا گفت‌وگویی با این نوازنده و آهنگساز جنوبی داشته باشیم. صدور مجوز انتشار این آلبوم نزدیک به سه سال طول کشید و پرسش‌های زیادی را حول محتوای این آلبوم برانگیخت اما اینکه دلیل این وقفه سه ساله چه بوده و تا چه اندازه دفتر موسیقی وزارت ارشاد – که از آغاز فعالیت خود قصد داشته مجوزهای آلبوم‌ها را به سرعت منتشر کند- در این تاخیر دخیل بوده بحثی است که محسن شریفیان در ادامه این گفت‌وگو به آن پرداخته است.

  • شما عنوان دينگو مارو را براي اين آلبوم انتخاب كرده‌ايد. دينگو مارو يكي از زارهاي موسيقي بوشهر است اما در اين آلبوم شما تلاش كرده‌ايد موسيقي جنوب ايران را با موسيقي ديگر كشورها تلفيق كنيد. دليل انتخاب اين عنوان براي آلبومي كه در اصل ريتميك و تلفيقي است، چيست؟

«دينگو مارو» اسم يكي از قطعات اين آلبوم است اما ما در كل بخش‌هاي مختلفي از موسيقي جنوب ايران (به ويژه بوشهر) را در اين آلبوم تلفيق كرده‌ايم. همان طور كه اشاره كرديد «زار» يكي از مراسم مورد توجه در شهرهاي حاشيه خليج فارس است و من هم قصد داشتم با انتخاب عنوان «دينگو مارو» – كه از انواع اسم زار در جنوب ايران است- جامعه ايراني را متوجه برخي خرده‌فرهنگ‌ها و فرم‌هاي موسيقي جنوب كنم. البته پيش از اين هم من كتابي درباره همين مراسم تحت عنوان «اهل زمين موسيقي و اوهام در جزيره خارك» نوشته‌ام و اين موسيقي و آيين راشرح داده‌ام. علاوه بر اين نمونه‌هاي مختلفي از موسيقي زار را با گروه‌هاي مختلف تست كرده‌‌ام مثلا با گروه داركوب به سرپرستي همايون نصيري در آلبوم «ليوا» يا در آلبوم «پار و پيرار» كار مشترك من با حبيب مفتاح بوشهري و… اما اين‌بار قصد داشتم كه «دينگو مارو» را شاخص‌تر كنم تا مردم به آن حساس‌تر بشوند.

  • با توجه به اينكه موسيقي جنوب ايران ويژگي‌هاي خاص خود را دارد، چطور توانسته‌ايد اين موسيقي را با موسيقي‌هايي مثل فلامنكو تلفيق كنيد؟ و آيا فكر نمي‌كنيد اين تلفيق به ذات اصلي موسيقي بومي بوشهر آسيب وارد مي‌كند؟

ما به هر حال سعي كرده‌ايم فرم‌هاي مختلفي را كه در منطقه جنوب وجود دارد با ريتم‌ها و فرم‌هاي موسيقي ديگر كشورها تلفيق كنيم تا بتوانيم از اين طريق يك گفت‌وگوي فرهنگي و موسيقايي با ديگر ملل دنيا داشته باشيم. نكته مهم اين است كه تلفيق از ديرباز در موسيقي جنوب ايران وجود داشته و همين باعث شده كه اين نوع موسيقي به شكل امروزي‌اش درآيد. اگر به اين موسيقي دقت كنيد به سادگي رگه‌هايي از موسيقي عرب، هند و آفريقا را در آن مي‌بينيد. علاوه بر اينها موسيقي‌هاي كردي و لري نيز نمونه‌يي از موسيقي و فرهنگ‌هاي مختلف ايران است كه وارد موسيقي بوشهر شده‌اند. بنابراين تلفيق در موسيقي جنوب ايران اتفاق تازه‌يي نيست. گروه ما (ليان) هم سعي كرده با توجه به اندوخته‌هايش و نيز اجراهاي خارج از ايران و همكاري با هنرمندان مختلف، گونه ديگري از تلفيق را در موسيقي اين منطقه به وجود آورد. هرچند كه اين كار با مخالفت‌هايي هم روبه‌رو شده اما كساني كه مخالفت مي‌كنند بايد بدانند اگر چنانچه موسيقي بومي ما نمي‌توانست با موسيقي‌هاي ديگر تلفيق شود، زنده و پويا نمي‌ماند. من هم در يك برهه‌يي احساس كردم كه بايد دست به اين تغيير بزنم. نمي‌خواهم بگويم كه كار ما صد در صد درست و كامل است اما بايد بگذاريم زمان بگذرد و ببينيم در نهايت چه بازخوردي خواهد داشت.

  • آلبوم «دينگو مارو» بعد از سه سال انتظار منتشر شد. اين آلبوم چه مشكلاتي داشت كه تا اين حد انتشار آن به تعويق افتاد؟

بخشي از مشكلات ما براي اخذ مجوز مربوط به قوانين دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي‌شد و بخشي ديگر مربوط به شركتي كه قرار بود كار را منتشر كند. ما در طول اين مدت مدام سعي كرديم مسوولان فرهنگي و هنري دفتر موسيقي را متقاعد كنيم كه جامعه ما به موسيقي‌هاي مختلفي احتياج دارد. از طرف ديگر هم شركت «ترانه شرقي» كه توليد اين آلبوم را برعهده گرفته بود، خواسته يا ناخواسته انتشار اين كار را به تعويق انداخته بود. چنان كه اگر رجوع كنيد، مي‌بينيد كه تيزر آلبوم

«دينگو مارو» در سايت و همين گونه تبليغ آن در تقويم دو سال قبل «ترانه شرقي» وجود داشت اما متاسفانه اين شركت نيز به انحاي مختلف در كار ما تاخير به وجود آورد. به هر حال ما مجبور شديم انتشار اين كار را به شركت ديگري واگذار كنيم چون نمي‌توانستيم شيوه‌يي را كه شركت «ترانه شرقي» در پيش گرفته بود، بپذيرم! اين موضوع باعث آسيب ديدن گروه‌هاي مختلف شده بود چنان كه ديديم چه مسائلي براي گروه آريان به وجود آمد. به هر حال ما تصميم گرفتيم توليد اين آلبوم را به شركت «ايران گام» واگذار كنيم و با آقاي حسين خاني وارد مذاكره شديم كه ايشان نهايت همكاري را داشتند اما چون مي‌خواستيم اين آلبوم را به همراه چند قطعه تصويري منتشر كنيم باز درگير مجوزها شديم كه در نهايت اين قطعات متاسفانه مجوزهاي لازم را نگرفت و به همين دليل انتشار اين آلبوم توسط «ايران گام» هم به طول انجاميد.

  • شما اشاره كوتاهي به مشكلاتي كرديد كه از طرف دفتر موسيقي وجود داشت و باعث شد انتشار آن به تعويق بيفتد. مي‌توانيد بيشتر توضيح دهيد كه اين مشكلات مشخصا چه بود؟

بخشي از اين مسائل به دوره‌هاي مديريتي گذشته برمي‌گردد كه خوشبختانه در اين دوره حل شده‌اند اما ما اين‌بار در آلبوم «دينگو مارو» قصد داشتيم كار تازه‌يي ارائه دهيم. ما در طول پروسه مجوز گرفتن به اين نتيجه رسيديم كه نسل جوان ما احتياج دارند موسيقي‌هاي بومي سرزمين‌شان را در قالب موسيقي‌هاي ديگر نيز بشناسند. من به شخصه اين مساله را در بوشهر لمس كرده‌ام چراكه جوانان بوشهري به بعضي رقص‌هاي غربي علاقه نشان مي‌دهند و سعي مي‌كنند، آموزش ‌ببينند. بنابراين به اين فكر افتادم كه موسيقي بومي‌مان را طوري پياده كنم كه نياز جوانان به تغيير و… با هويت موسيقايي و بومي خودشان برطرف شود. من اين هدف را دنبال كردم و تمام كساني كه در اين زمينه به من ايده داده بودند در «دينگو مارو» با من همكاري كردند و در نهايت «دينگو مارو» آلبوم متفاوتي شد كه با حركات تعدادي از جوانان پاركور همراه بود. اما متاسفانه اين موضوع مورد توجه مركز موسيقي قرار نگرفت. البته فكر مي‌كنم تا حدودي هم مسوولان حق داشتند چون بايد اول فيلمي مي‌ساختند كه پاركور را به مردم و البته مسوولان توضيح مي‌دادند و بعد ما اين اثر را منتشر مي‌كرديم و مي‌گفتيم كه پاركور هم نوعي ورزش است و مسابقات خاص خود را دارد و… به هر حال ما به اين تصميم مسوولان احترام گذاشتيم. اما بايد بپذيريم كه هم صدا و سيما و هم وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ نه‌تنها ابتكاري به خرج نمي‌دهند بلكه جلوي ابتكار و نوآوري ديگران را نيز مي‌گيرند. ما هميشه منتظر مي‌مانيم تا ببينيم ديگر رسانه‌ها و كانال‌هاي پرمخاطب چه كار مي‌كنند و بعد ما براي جلب رضايت داخلي به سراغ ايده‌هاي آنها برويم. اين به نظر من اصلا خوشايند نيست چون در ايران ايده‌هاي زيادي وجود دارد و جوانان زيادي هستند كه خيلي خوب كار مي‌كنند. مسوولان بايد قبل از آنكه به ما ديكته كنند چه كار كنيم، بگذارند خودمان وارد عمل شويم و بخشي از مديريت فرهنگي كشورمان را بر عهده بگيريم.

  • اما با اين حال كنسرت‌هاي شما در تهران هيچ‌وقت با مشكل مجوز روبه‌رو نبود. چطور ممكن است كه آلبومي از شما كه در آن هم به موسيقي جنوب پرداخته‌ايد با مشكل مجوز روبه‌رو شود؟

آلبوم «دينگو مارو» يك موسيقي تلفيقي (فيوژن) است و ما سعي كرده‌ايم موسيقي جنوب ايران را با موسيقي‌هاي ديگر نقاط دنيا تلفيق كنيم و به شكل تازه‌يي دست يابيم تا بتوانيم طيف گسترده‌يي از مخاطبان را به اين موسيقي علاقه‌مند كنيم. گاهي اوقات لازم است كه ما موسيقي‌مان را با موسيقي‌هاي ديگر تركيب كنيم تا ببينيم چه ظرفيت‌هايي داريم. بنابراين در «دينگو مارو» سعي كرديم با رعايت برخي ويژگي‌ها و اصالت‌هاي موسيقي جنوب ايران در سطح موسيقي‌هاي جهاني به موسيقي بوشهر بپردازيم. از طرف ديگر ما همواره سعي مي‌كنيم اصالت‌هاي موسيقي خودمان را در كنسرت‌ها و اجراهاي زنده حفظ كنيم اما اين آلبوم فرق مي‌كند. همين تفاوت‌ها باعث شد كه مركز موسيقي اين آلبوم را مورد بررسي بيشتري قرار دهد. به هر حال الان كه اين آلبوم منتشر شده و در بازار موسيقي موجود است اما ذكر يك نكته الزامي است. مركز موسيقي وزارت ارشاد كه مدعي است روند گرفتن مجوز آثار موسيقايي كوتاه‌تر شده با تاخير و بي‌نتيجه ماندن كار تصويري اين آلبوم نشان داد كه هنوز هم وضع به منوال گذشته است. اميدوارم روزي فرا رسد كه مركز موسيقي وزارت ارشاد به هنرمندان سبك‌هاي مختلفِ موسيقي اجازه دهد موسيقي‌شان را در داخل كشور و درون مرزهاي خودشان توليد و به مخاطبان عرضه كنند.

  • متاسفانه در سال‌هاي اخير به موسيقي نواحي در ايران كمتر توجه نشان داده مي‌شود. چنان كه در جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر كه مهم‌ترين تريبون اجراي موسيقي در سال است نيز اجراي موسيقي نواحي نداشتيم. شما به عنوان هنرمندي كه در اين سال‌ها با اجراهاي خود سعي كرده‌ايد حداقل نواي موسيقي جنوب ايران را زنده نگه داريد فكر مي‌كنيد اين نگاه مسوولان به موسيقي نواحي تا چه اندازه به آن لطمه وارد مي‌كند؟

    محسن شریفیان
    محسن شریفیان

اين مساله از زواياي مختلفي قابل بررسي است. يك بخش آن به حمايت‌هاي دولت از موسيقي‌هاي بومي ايران برمي‌گردد كه به هر حال موسيقي ملي ما است و ريشه و به نوعي شناسنامه و تاج موسيقي ايراني به شمار مي‌رود. موسيقي نواحي تاريخ و گستردگي جغرافياي ايران را نشان مي‌دهد و به اقوام مختلف و زوايا و فرهنگ زندگي آنها مي‌پردازد. وقتي به اين نوع موسيقي و اقوام مختلف توجهي نمي‌شود، در اصل به زبان و ادبيات گوناگوني كه در ايران وجود دارد، بي‌مهري كرده‌ايم و همين مساله باعث مي‌شود آسيب‌هاي جدي به اصالت‌هايمان وارد شود. راستش من به عنوان عضوي از موسيقي نواحي نمي‌دانم كه دليل اين بي‌مهري‌ها چيست. تنها دليلي كه اخيرا توسط مسوولان فرهنگي مطرح مي‌شود، استقبال كم مخاطبان از اين نوع موسيقي است. من نمي‌خواهم موسيقي گروه ليان را با ديگر سبك‌ها و گروه‌هاي موسيقي (به خصوص گروه‌هاي موسيقي نواحي) مقايسه كنم. چرا كه ما 20 سال به طور مداوم تلاش كرده‌ايم تا مخاطبان امروزي‌مان را به دست آوريم اما معتقديم اگر مركز موسيقي و دست‌اندركاران جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر در انتخاب گروه‌ها براي اجرا دقت و گروه‌هايي را انتخاب كنندكه صحنه ديده هستند و تبليغات مناسب داشته باشند، قطعا آنها هم مي‌توانند مخاطبان خاص خود را جذب كنند. موسيقي‌اي مثل موسيقي آذري طرفداران زيادي دارد. موسيقي‌هاي كردي، لري، سيستاني و… قابليت‌هاي بسياري دارند و اگر مردم اين نواها را بشناسند خيلي زود به آنها جذب مي‌شوند. از طرف ديگر براي معرفي اين موسيقي‌ها به مردم گروه‌ها هم بايد به نكاتي مثل پرفورمنس و اجراي درست اهميت دهند. من قبول دارم كه در اين زمينه ضعف‌هايي داريم اما از آنجا كه پرفورمنس كنسرت‌هاي بومي در ايران بحث تازه‌يي است، نوازنده‌هاي موسيقي نواحي بايد صحنه را ببينند و ياد بگيرند چطور اجرا كنند تا مخاطبان خاص خود را جذب كنند. تمام اين مسائل راه‌حل دارد اما اينكه اين موزيسين‌ها را به واسطه اينكه مخاطب ندارند، مورد بي‌مهري قرار دهيم، اصلا درست نيست. من حتي فكر مي‌كنم بد نيست اجراي موسيقي نواحي در جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر مجاني باشد تا مردم به صورت رايگان اين اجراها را ببينند، با اين موسيقي آشنا و كم‌كم به مخاطبان آن تبديل شوند البته دركنار جشنواره موسيقي فجر، رسانه ملي نيز بايد به اين اجراها كمك كند. متاسفانه رسانه ملي ما در زمان برگزاري جشنواره موسيقي فجر هيچ مانوري روي اين جشنواره نمي‌دهد در صورتي كه براي جشنواره فيلم، تئاتر و… سروصداهاي زيادي مي‌كنند.

  • مدتي پيش آقاي پيروز ارجمند، مدير دفتر موسيقي وزارت ارشاد به صحبت‌هاي شما در حاشيه روز ني انبان واكنش‌هايي نشان دادند و گفتند: «محسن شريفيان بهتر است به جاي آنكه كارهايي بكند كه دور از شأن يك هنرمند است، فقط آهنگسازي كند.» شما تا به حال به اين مساله واكنش نشان نداديد. دليل اين سكوت چه بود؟

همان طوركه اشاره كرديد من آن زمان چاره‌يي جز سكوت نداشتم چون توقع داشتم درآن زمان خاص رييس دفتر موسيقي در مقابل مخالفان موسيقي كنار ما باشد نه روبه‌روي ما. چنان كه وقتي اين اتهامات را مطرح كردند حدود دو روز بعد مخالفان در بوشهر عليه موسيقي‌اي كه در هفته بوشهر اجرا شده بود، پس از نماز جمعه اعتراض كردند و اخبارش نيز در همه جا منتشر شد. ما هيچ‌وقت نخواستيم حاشيه‌سازي كنيم بلكه فقط واقعيت‌ها را گفتيم. به هرحال موسيقي درايران دچارمشكل است و اين مربوط به دولت قبل يا اين دولت نيست. اما در اين باره اين آقاي ارجمند است كه بايد توضيح دهند كه من چه كار غيرحرفه‌يي و دور از شأني انجام دادم يا چه حاشيه‌سازي‌اي كرد‌م كه ايشان آن حرف‌ها را مطرح كردند؟

  • يعني اشاره ايشان بيشتر به حرف‌هاي شما بود؟

من با آقاي ارجمند از قبل آشنا بودم اما او تازه سكان دفتر موسيقي را عهده‌دار شده بود و گفته‌هاي من را به خودش گرفت در حالي كه من به گروه‌هاي خودسر اشاره كرده بودم كه همين الان هم وجود دارند و كنسرت‌ها را كنسل مي‌كنند و نه مركز موسيقي! در اين باره هم فقط به آقاي مرادخاني، معاونت محترم وزير گلايه كردم چون نمي‌خواستم كه حرفي به مطبوعات كشيده شود و موضوع را داخلي پيگيري كردم. واقعا اينكه يك نوازنده بومي بعد از اين همه سال فعاليت و سختي‌هايي كه در اين راه كشيده اين طوري توسط يك متولي فرهنگي متهم شود جاي تعجب داشت! متاسفانه بعد از يك سال و اندي كه از روي كار آمدن دولت جديد مي‌گذرد هنوز تكليف كنسرت گروه ليان در شهرخودش مشخص نيست. به نظر من دولت فعلي با خودش رودربايستي و تعارف دارد و نمي‌خواهد تاخير بيش از حد در مورد برخي مسائل و نيز اشتباهاتش را بپذيرد.

  • يكي ديگر از مشكلاتي كه در سال‌هاي گذشته با آن روبه‌رو بوديد، اجراي «خيام خواني» در كنسرت هايتان بود كه البته در همين آلبوم هم وجود دارد. ماجرا چيست؟ چرا مدام به اجراي خيام‌خواني ايراد مي‌گيرند؟

در مورد «خيام‌خواني»، از نظر مسوولان صرفا اشعار خيام مشكل دارد و آنها معتقدند كه برخي از اين اشعار با جامعه اسلامي منافات دارد. بنابراين در اصل مشكل اساسي با خيام بوده، نه ما! به هر حال خيام يكي از شناخته‌ترين شاعران مادر دنياست علاوه بر اين مردم بوشهر از ديرباز اشعار خيام را پذيرفته‌اند و خيام خواني» را به عنوان يك قالب، ژانر منحصر و مستقل موسيقي اشاعه داده‌اند. چنان كه يكي از معروف‌ترين فرم‌ها در بندر بوشهر همين «خيام‌خواني» است و اگر از هر كسي- خصوصا افراد كهنسال- سوال كنيد غيرممكن است شعري از خيام بلد نباشد. ما هم پيش‌تر آلبومي را با عنوان«خيامي»توسط موسسه فرهنگي- هنري ماهور منتشركرديم بنابراين فكر مي‌كنم اين اعمال نظرهاي يك‌طرفه بي‌انصافي باشد.

  • شما سال‌هاي زيادي است كه با گروه ليان در زمينه موسيقي جنوب فعاليت مي‌كنيد اما اين موسيقي هم با وجود ويژگي‌ها و توانايي‌هايي كه دارد ممكن است به ورطه تكرار بيفتد. براي اينكه دچار تكرار نشويد و مخاطبان‌تان را از دست ندهيد چه چاره‌يي انديشيده‌ايد؟

بايد ديد توانمندي‌هاي موسيقي بومي تا چه اندازه است و من به عنوان يك نوازنده يا آهنگساز تا چه اندازه مي‌توانم در اين موسيقي تغيير ايجاد كنم. در هر صورت اين موسيقي سابقه و هدفي دارد اما ما همواره سعي كرده‌ايم مخاطبان‌مان را راضي نگهداريم. چنان كه الان 20 سال است كه كار مي‌كنيم و هر بار هم اجراهايمان با استقبال مخاطبان روبه‌رو بوده است اما مشكل اصلي ما اين است كه فقط بايد در تهران (تالار وحدت) اجرا داشته باشيم و همين امر موجب مي‌شود كه ما مدام رپرتوارو اجراهاي خود را تغيير دهيم كه ممكن است به موسيقي بوشهر آسيب برساند. در هر صورت ما در تمام اين سال‌ها سعي كرده‌ايم از طراحي لباس گرفته تا تغيير در آنسامبل و نوازنده‌ها و… در كار تنوع ايجاد كنيم تا از تكرار دور بمانيم و مخاطبان خود را حفظ كنيم. ما هنوز كنسرت‌هايمان را در شهرهاي مختلف ايران مثل اصفهان، هرمزگان و… برگزار نكرده‌ايم اما همين كه هنوز هم گروه ما به عنوان يك گروه محلي كه وابسته به جايي نيست، فعاليت مي‌كند، مي‌تواند حايز اهميت باشد و خدا را شكر مي‌كنم.

  • جالب است كه گروه ليان به عنوان يك گروه موسيقي نواحي توانسته اين همه سال با تمام مشكلاتي كه پيش رو داشته خود را حفظ كند و به فعاليت ادامه دهد. اين در صورتي است كه بسياري از گروه‌هاي نواحي و حتي پاپ در سال‌هاي اخير منحل شده‌اند. شما فكر مي‌كنيد دليل اين ماندگاري چيست؟

اين مساله تنها يك دليل دارد و آن هم عشق و علاقه‌يي است كه اعضاي گروه به فرهنگ‌ و موسيقي‌شان دارند. علاوه براين حمايت مردم از كارها و اجراهاي ما نيز ما را به ادامه مسيرتشويق مي‌كند. مخاطبان ما باعث دلگرمي ما مي‌شوند. همين دلگرمي‌هاست كه باعث مي‌شود ما بيشتر تلاش كنيم و براي پويايي گروهمان بيشتر وقت بگذاريم.

  • انتشار اين آلبوم به عنوان يك آلبوم ريتميك در ماه رمضان شايد چندان درست نبود. تا به امروز استقبال مردم از اين آلبوم چطور بوده است؟

اين تصميمي بود كه شركت «ايران گام» گرفت. من هم فكر مي‌كردم انتشار اين آلبوم با توجه به ويژگي‌هاي ريتميكي كه دارد همزمان با ماه رمضان مناسب نباشد چون غالب مردم ما اعتقادات مذهبي خاص خودشان را دارند طوري كه در برخي فرهنگ‌ها در اين ماه مراسم عروسي هم برگزار نمي‌شود! اما خوشبختانه آمار فروش نشان مي‌دهد كه از اين آلبوم خيلي خوب استقبال شده و اميدوارم بعد از ماه رمضان بتوانيم فعاليت‌هاي ديگري براي تبليغ اين آلبوم داشته باشيم و مردم را با اين اثر بيشتر آشنا كنيم.

  • برنامه‌يي براي اجراي جديد نداريد؟

ما سه كنسرت در اروپا داريم اما با مشكل ويزا مواجه شديم و اگر اين مشكلات حل شود به زودي در يونان، دانمارك و سوئد برنامه‌يي خواهيم داشت. اما متاسفانه هنوز نتوانستيم مشكل ويزا را طوري حل كنيم كه بتوانيم در يك مسافرت هر سه كنسرت‌مان را داشته باشيم. سختگيري‌ها و موانع رواديد براي ايراني‌ها يكي از معضل‌هاي اصلي عرضه جهاني موسيقي و هنر ايران است.


منبع: اعتماد، بازنشر از موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=57637


تازه ترین مصاحبه های تصویری اختصاصی موسیقی ایرانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.