موسیقی ایرانیان
 

اختصاصی موسیقی ایرانیان

سایت موسیقی ایرانیان – امین موسوی و ابراهیم مولائی: پیمان خازنی در تهران و در خانواده ای هنری متولد شد. او از پنج سالگی به نواختن سه تار مشغول شد و از هفت سالگی تار نوازي را آغاز نمود. در سن هشت سالگی نزد استاد کیوان ساکت نوازندگی را ادامه داد و در یازده سالگی فعالیت ارکستر نوازی خود را آغاز کرد. او با ارکسترهای متعددی چون ارکستر ملی جوانان، ارکستر وزیری و ارکستر رادیو همكاري داشته است، خازني كه شاگرد كيوان ساكت بوده آلبوم «شوخي» را كه تلفيقي از تار و پيانو است را بعد از انتخابات منتشر كرد، استايل نوازدگي و هنر او در اين آلبوم شبيه بعضي آثار كيوان ساكت است كه مانند استادش كارهاي تلفيقي سنتي/كلاسيك را با تار و پيانو مي كند. آلبوم بعدي او «چكاوك» نام دارد كه با خوانندگي محسن شاهرودي و دكلمه محمد صالح علا در آينده منتشر خواهد شد. نكته جالب در مسير زندگي او تحصيل در رشته مردم شناسي فرهنگي مي باشد كه به رشته هنري او زياد مرتبط نمي باشد.
كيوان ساكت كه از تربيت چنين شاگردي خوشحال است در مورد او و آلبومش مي گويد: «خازنی روی آلبوم شوخی بسیار كار كرده و من به شخصه به هر كسی كه در راه اعتلای موسیقی ایران گام بردارد، دورود می‌فرستم. مسئله تلفیق همیشه در موسیقی ما از قدیم بوده و شكل‌های مختلفی دارد پیمان در اثر «شوخي» ذوق به خرج داده و بیشتر تحت تاثیر اجراهای كلاسیك من بوده است. نمره اصلی به هر اثر را تاریخ می‌دهد اما من به شخصه از اینكه توانستم شاگردانی تربیت كنم و موسیقی و هنر را به آنها بیاموزم كه بتوانند صاحب آثار مدیدی باشند به خودم می‌بالم.»

خب پيمان خازني تا به حال كمتر در جامعه موسيقي شناخته شده است، اين مطلب و مصاحبه اي كه با او كرديم و در زير مي خوانيد بهانه اي است تا بيشتر خازني و هنرش را بشناسيم، در اين گفتگو نخواستيم كه مصاحبمان تبديل به بحث موسيقايي طولاني شود به همين دليل هر سوالي را كه خازني جواب داد، نخواستيم كش دهيم و جوابي بر جواب او دهيم و با هم بر سر اختلافاتمان بحث كنيم، انشالله بحث هاي طولاني و تحليلي موسيقايي بماند براي فرصت ديگر، هدف از اين مصاحبه آن بوده كه بيشتر خازني، هنر و تفكراتش را بشناسيم، بحث هاي عميق تر و جدي تر و انتقادي تر و كش دارتر بماند براي بعد! اين گفتگو كه كمي هم چالشي هست مي توانيد در زير بخوانيد.


موسوي: كمي خودت را معرفي كن و بگو متولد كجا هستي و سنت چقدر است؟ زير نظر چه كساني چه دوره هاي موسيقايي را گذرانده اي؟ و كلا انگيزه ات براي ورود به دنياي موسيقي چه بوده؟ و چه شد كه وارد اين رشته شدي؟

پیمان خازنی هستم، متولد تهران و 26 سال دارم. موسیقی را از 5 سالگی در مرکز حفظ و اشاعه تهران اغاز کردم. از هفت سالگی نواختن تار را شروع کردم و 8 سال داشتم که به کلاسهای استاد کیوان ساکت راه پیدا کردم و نوازندگی را به شیوه ای هدفمندانه دنبال کردم. با توجه به اینکه در خانواده ای هنری متولد شدم طبیعی بود که از سن کودکی هنر را فراگیرم و بعنوان هدفی جدی دنبال کنم.

مولايي: درباره مجموعه «چکاوک» که دومین اثرت محسوب میشود و قرار است به زودی وارد بازار شود، توضيحاتي بده.

چکاوک مجموعه ای است از ساخته های پیشین من که با صدای محسن شاهرودی و دکلمه محمد صالح اعلا ارائه می شود که ساختاری شبیه به ارکستر گلهای سابق ولی با نگاهی امروزی دارد.

مولايي: بر چه اساسی در این آلبوم محسن شاهرودی را به عنوان خواننده انتخاب کردی؟ كلا معیارت برای انتخاب خواننده چیست؟

به نظر من خواننده باید خودش باشد نه کپی برابر اصل اساتید. کلا صداهایی را دوست دارم که خودشان باشند، چه به لحاظ جنس صدا و چه به لحاظ نوع تحریر و تکنیک خواندن. با دیدن محسن شاهرودی او را برای خواندن این کار مناسب دیدم و زمانی که صدایش را در استدیو شنیدم از انتخاب خود خشنود شدم.

مولايي: خب تو سرپرست گروه باشا هم هستی، گروه باشا از چه زمانی و بر چه اساسی تشکیل شد و «باشا» به چی معنی است؟

باشا از سال 87 تشکیل شد و اجراهای زیادی داشتیم. اولین اجرای ما در جشنواره بیست و چهارم فجر بود و آخرین اجرایی که داشتیم در بزرگداشت حافظ با صدای آقای علی رستمیان بود. باشا به معنی نیایش اهنگین است.

مولايي: طبق صحبت هایی که با هنرمندان برگزیده جشنواره فجر دوره های گذشته داشتم، گله مند بودند که مسولین جشنواره به تعهد ها و قول هایی که داده اند عمل نمی کنند و به خاطر همین دیگر در جشنواره حضور نخواهیم داشت. تو هم با همین مشکل مواجه هستی؟ آيا اصلا امسال نیز در جشنواره فجر شرکت خواهی کرد؟

حقیقت این است که تا به حال به من قولی نداده اند که بخواهد عملی بشود یا نشود. دوستانی که به آنها قول هایی داده شده ظاهرا از ما جلو تر بوده اند! شرکت در جشنواره بجز خستگی و کسلی چیزی ندارد و شما نمی توانید به این دید نگاه کنید که با شرکت در جشنواره برای شما اتفاقات خوبی بیافتد. به امید روزی که جشنواره های ما جشنواره باشند!

مولايي: بهتر است كمي هم در مورد آلبومت كه چند ماه پيش منتشر شد صحبت كنيم، از چه زمانی به فکر خلق البوم شوخی افتادی؟ و اصلا به چه دلیل برای اولین تجریه، موسیقی تلفیقی را انتخاب کردی؟

شوخی خاطرات نوجوانی من است. روزهایی را به یاد دارم که بیش از ده ساعت به تمرین تکنیک می پرداختم. در این تمرینهای مستمر به یکسری اتودهایی دست پیدا کردم که بعضا به صورت بداهه یا از پیش طراحی شده به آنها دست یافته بودم. سعی کردم انها را به روی صحنه ببرم و از همراهی گیتار کلاسیک و فلامنکو و قانون و پیانو کلاسیک استفاده کردم. زمانی که این قطعه ها امتحان خود را پس دادند تصمیم گرفتم گلچین تجربیات چند سال روی صحنه بودنم را به صورت آلبومی ارائه دهم.

موسوي: خب يك نكته جالب در آلبوم «شوخي» اين است كه تار با پيانو تلفيق شده است، شايد بالاي 90 درصد آثار تلفيقي موسيقي ما، سه تار هميشه مقدم تر بود بر تار، البته اين هم دليل دارد، تار صدايش بسيار ايراني تر و سنتي تر است ولي سه تار قابليت بيشتري دارد تا با موسيقي كه از غرب مي آيد همنشيني كند، به همين دليل در كارهاي پاپ هم موقعي كه مي خواهند از صداي سازهاي سنتي استفاده كنند كمتر به دنبال تار مي آيند، آيا چه دليلي دارد كه از تار براي اين كار تلفيقي استفاده كردي؟ آيا تنها هدفت اين بوده كه نشان دهي با تار هم ميشود صدايي متفاوت در آورد؟ يا نه دليل ديگري داشته؟ ببين هر سازي كه در قطعه اي از موسيقي استفاده ميشود ، عهده دار مسئوليتي است كه به جز آن ساز، هيچ ساز ديگري نمي تواند آن مسئوليت را انجام دهد. با توجه به اين مطلب فكر مي كني رسالتي كه تار در اين آلبوم انجام داده، هيچ ساز ديگري به جز اين نمي توانست انجام بدهد؟

اول اینکه من نظرت را در رابطه با ماهیت تار و سه تار در استفاده در موسیقی تلفیقی و پاپ را قبول ندارم و به این نظریه بعنوان یک نظر شخصی بسنده میکنم. دوم اینکه شاید استفاده سه تار در موسیقی تلفیقی به این دلیل بوده که صاحب آن اثر نوازنده سه تار بوده است و طبیعیست که از ساز خودش استفاده کند(البته از این نباید گذشت که سه تار به دلیل ارزان بودن و سادگی یادگیری نسبت به تار عامه پسند تر است). من هم بدلیل اینکه نوازنده تار هستم و بیست سال از عمرم را صرف نوازندگی و شناخت این ساز کرده ام طبیعیست که از ساز تخصصی ام در ان البوم استفاده کنم ولی شاید اگر نوازنده ویلن بودم از ویلن برای تلفیق استفاده میکردم.

موسوي: قبول داري در آلبومت ويژگي ها و كلا تعريف ساز تار را عوض كردي؟ در آلبوم «شوخي» تار بيشتر يك ساز ديگر به هويت متفاوت ديگر تغيير يافته است، و ديگر آن ايراني بودن خود را ندارد، و به نظر من اين يك نقدي است كه مي تواند بر كارت وارد شود، كه اصولا درآلبوم «شوخي» تار هويتش را از دست داده است، ما در تلفيق نبايد هويت فرهنگ ها را عوض كنيم كه اگر عوض كنيم ديگر تلفيق نيست، كارهاي نامجو هم به نوعي ديگر همينطور هست، او در كارهاي اخيرش ديگر تلفيق نمي كند، مي آيد با سه تار صدايي در مي آورد كه هويت و ايراني بودن سه تار را عوض مي كند، ديگر سبك او تلفيق نيست، بلكه يك استايلي از موسيقي است كه خودش درست كرده، كار تو هم در يك ويژگي همينطور هست، كه وقتي ما آلبومت را گوش مي كنيم كمتر اثري از آن ايراني بودن تار در آلبموت ديده مي شود. البته اين نكته ضعفي هم شايد نباشد، تو آمده اي صدا و ظرفيتي از تار را نشان دادي كه هيچ گاه نشان داده نشده بود، و اين يك تجربه خوب و جالب است، ولي فكر نمي كني به جاي اين كه ما بياييم، هويت و رنگ سازهايمان را عوض كنيم، بهتر است كه هويت ساز ها مثل پيانو و تار را با حفظ اصالت هايشان كنار هم بنشانيم؟ باز هم تاكيد مي كنم اين صدايي كه تو از تار در آورده اي زيبا در آمده ولي شخصيت و فلسفه تار را عوض كرده.

من آلبوم شوخی را با هدف گسترش مرزهای تار نوازی ارائه کردم. من با تار پا به جایی گذاشتم که شاید در طول تاریخ هنرمندان اندکی به آنجا وارد شده باشند. طبیعی است که برای دیگران ناشناخته باشد. من برای اینکه بتوانم تار را به جهانیان نشان دهم باید ذائقه آنها ارائه میکردم. اگر قرار بود موسیقی ایرانی صرفا به شکل اصیل و با رنگ و بوی کاملا ایرانی مورد پذیرش طبع آنها قرار بگیرد موسیقی ایرانی الان جهانی بود. پس این تصور را فراموش کن که من تار را باید سنتی می نواختم تا شاید تو بپسندی. به نوعی من نمیتوانستم به خاطر بسته بودن حوزه دید عده ای فاصله خود را کم کنم بنابرین تا توانستم به پیش رفتم. در نظر دیگران هرچه بیشتر اوج میگیری کوچکتر دیده می شوی و این برای من اهمتی ندارد. هدفم معرفی تار و گذر از مرزها بود که به خوبی انجام شد. به گفته یکی از موسیقیدانان برزگ ایران برای گذر از مرزها ابتدا باید مرزها را شناخت تلفیقی که با اشراف و احاطه بر اصالت های فرهنگی نباشد دارای ارزش هنری نیست. شاید فقط بتوان با آن جلب توجه کرد.این را برای این گفتم که قیاس من با کسی مثل نامجو مقایسه ای اشتباه است.

موسوي: به نظر من آلبوم «شوخي» آلبوم زيبا و قابل توجهي بود و وقتي من خودم به شخصه آلبوم را شنيدم لذت بردم ولي به نظرم يك اتفاق در موسيقي ايران نبود، اگر خودت بخواهي آلبوم خودت را نقد كني، به چه نكات ضعفي در آن اشاره مي كني؟

اگر بخواهم این کار را نقد کنم ایرادش خاص بودن آن است و شاید در قسمت هایی چندین پله از درک و آگاهی اهالی جامعه موسیقی ایران فاصله گرفته است. شاید اگر از دید بازار نگاه کنیم مردم بدنبال کارهای متوسط و همیشگی هستند. بنابر این شاید بتوان انرا کاری کم فروش نامید.

مولايي: آلبوم شوخی را به كيوان ساكت تقدیم کرده ای، ساکت چقدر در پیشرفت کاریت و روند «آلبوم شوخی» دخالت داشت؟

استادم به طور مستقیم در شوخی دخیل نبود ولی بطور غیر مستقیم آموزشها و تفکرات ایشان در پیشرفت نوازندگی من نقش موثری داشت.

موسوي: راستي خود ساكت نظرش در مورد آلبومت چه بود؟

طی صحبتهایی که ایشان در سایتهای خبری گفته بودند، نظرشان نسبت به کار مثبت بود و این روند را پسندیده بودند. خودشان نیز کار را به من تبریک گفتند.

موسوي: اگر ممكن است در مورد فلسفه نام آلبوم يعني «شوخي» هم توضيحي بده.

فلسفه خاصی ندارد. نخواستم خیلی جدی باشد!

مولايي: از هنرمندانی که موسیقی تلفیقی کار می کنند آثار چه كساني را بیشتر می پسندی؟

من خیلی متنوع گوش میکنم. فرد خاصی مد نظرم نیست ولی از کارهای عزیزا مصطفی زاده، پیتر گابریل، اعظم علی لذت میبرم.

مولايي: فید بک های آلبوم شوخی چطور بود؟ از فروش و فید بک های آلبوم شوخی راضی هستی؟

نسبت به یک کار بی کلام و خاص بله. همین که برسر زبانها  افتاده برایم کافیست

موسوي: راستي قبول داري زمان انتشار آلبوم هايت هيچ وقت مناسب نبوده و باعث شده است كه كارهايت ديده نشود؟ «شوخي» كه اوايل تابستان با آن وضع سياسي، اجتماعي آمد، «چكاوك» هم كه در زماني منتشر مي شود كه آلبوم هاي زيادي به بازار آمده اند و اين باعث مي شود كه آلبومت كمتر ديده و شنيده شود، دو آلبوم استاد ناظري جديدا به بازار وارد كرده اند، يك آلبوم سالار عقيلي، يك آلبوم استاد عليزاده، يك آلبوم هم هشيار خيام و آلبوم هاي پاپ هم به تعداد زيادي بازار را اشباع كرده اند.

کار خوب همیشه خریدار دارد حال ممکن است بخاطر بحرانهای سیاسی و اجتماعی مردم کمتر به سراغ آثار هنری بروند اما چون کارم تاریخ مصرف ندارد مطمئنم به مرور زمان جای خود را باز میکند. ضمنا از اینکه کار هنرمندانی که نام بردید همزمان با کار من بیاید ترسی ندارم چون هرگلی بویی دارد. ضمنا اعمال چنین سیاستهایی در ارائه اثر به بازار بیشتر برای قوی جلوه دادن کارهای ضعیف جواب میدهد.

آدرس سایت رسمی پیمان خازنی : http://www.peymankhazeni.com

منبع : مجله موسیقی ایرانیان

مقدمه از امین موسوی – مصاحبه از ابراهیم مولائی و امین موسوی

در ضمن این مصاحبه در سومین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان منتشر شده است


منبع: سایت موسیقی ایرانیان

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=274


برترین مطالب وب    
   

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.