0

با انتشار یادداشتی و ضمن ابراز همدردی

  • کد خبر : 23878
  • ۲۶ مهر ۱۳۹۱ - ۸:۲۶

سید عبدالحسین مختاباد خواننده و آهنگساز مطرح موسیقی ایرانی، طی یادداشتی که در اختیار موسیقی ایرانیان قرار داده، ضمن ابزار همدردی با سیل زده های استان مازندران، آمادگی خود را برای اجرای کنسرت های خیریه به نفع سیل زده ها هم اعلام کرده است، در ادامه می توانید یادداشت این هنرمند را بدون هیچ گونه تغییری از سایت موسیقی ایرانیان دنبال کنید

موسیقی ایرانیان: سید عبدالحسین مختاباد خواننده و آهنگساز مطرح موسیقی ایرانی، طی یادداشتی که در اختیار موسیقی ایرانیان قرار داده، ضمن ابزار همدردی با سیل زده های استان مازندران، آمادگی خود را برای اجرای کنسرت های خیریه به نفع سیل زده ها هم اعلام کرده است، در ادامه می توانید یادداشت این هنرمند را بدون هیچ گونه تغییری از سایت موسیقی ایرانیان دنبال کنید.

عبدالحسین مختاباد:

«یا حق

“که مازندران شاه را یاد باد”

بار دیگر قهر طبیعت در گوشه دیگری از میهن عزیزم ایران نمایان گشت و جان و مال مردمان عزیز را به غارت برد. و این بار در مازندران عزیز، شهر من ساری و نیز همسایه همشه صبور، رنجور و محرومش بهشهر که علیرغم نام زیبایش هیچگاه روی و روز بهی را ندیده است.

تماشای تصاویر جانکاه از خانه و کاشانه همشهریان عزیزم روح قلب مرا  در هم پیچانده و در کنار آن عدم اطلاع رسانی درست رسانه ها و خصوصا رسانه ملی نمکی بیشتر بر این زخم درون افزود.
فردوسی بزرگ در ماجرای بر تخت نشستن کیکاووس داستان مازندران عزیز را بدین گونه میسراید:

چو کاووس بگرفت گاه پدر
مرا او را جهان بنده شد سر به سر
همان تخت و هم طوق و هم گوشوار
همان تاج زرین زبرجد نگار…
چنین گفت کز شهر مازندران
یکی خوشنوازم ز رامشگران…
بگفتا که رامشگری بر درست
ابا بربط و نغز رامشگرست
بفرمود تا پیش او خواندند
بر رود سازانش بنشاندند
به بربط چو بایست بر ساخت رود
برآورد مازندرانی سرود
که مازندران شاه را یاد باد
همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست
به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار
نه گرم و نه سرد و همیشه بهار…
چو کاووس بشنید از او این سخن
یکی تازه اندیشه افگند بن
دل رزمجویش ببست اندران
که لشکر کشد سوی مازندران
چنین گفت با سرفرازان رزم
که ما سر نهادیم یکسر به بزم
اگر کاهلی پیشه گیرد دلیر
نگردد ز آسایش و کام سیر…
فزون بایدم زان ایشان هنر
جهانجوی باید سر تاجور…
که جمشید با فر و انگشتری
به فرمان او دیو و مرغ و پری

ز مازندران یاد هرگز نکرد
نجست از دلیران دیوان نبرد
فریدون پردانش و پرفسون
همین را روانش نبد رهنمون
اگر شایدی بردن این بد بسر
به مردی و گنج و به نام و هنر
منوچهر کردی بدین پیشدست
نکردی برین بر دل خویش پست…

همانگونه که در این “گلچین” از فردوسی حکیم برمی آید، انگار فراموشی “مازندران همیشه بهار” رسمی دیرینه در تاریخ ایران زمین از سوی حاکمان بوده، و شور بختانه این سنت نابخردانه همچنان بر حیات خود دلیری میورزد.

براستی اگر نعمات الهی (دریا و جنگل سرسبز) که شور بختانه هر دوی آنها در اثر سوء رفتار عمومی و مدیریتی، در معرض نابودی هستند، نبودند، برای این دیار چه خدمت در خور توجهی از سوی دولت مرکزی صورت عینی بخود گرفته است.

اینجانب به عنوان عضو کوچکی از مردم بزرگ و فرهیخته مازندران عزیز، ضمن اظهار همدردی با حادثه دیدگان این بلای طبیعی از همه مردم ایران بزرگ میخواهم که کمکهای مادی و معنوی خود نثار حادثه دیدگان نموده و این حقیر نیز “چونان موری که پای ملخی را نثار بارگاه سلیمانی این مردم صبور و بزرگوار مینماید” آمادگی خود را برای اجرای چندین کنسرت اعلام مینمایم.

یکی چاره باید کنون اندرین                  که این بد بگردد ز ایران زمین

با سپاس و احترام
سید عبدالحسین مختاباد
مهرماه نود و یک»

منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir
لینک کوتاه : https://musiceiranian.ir/?p=23878

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.