موسیقی ایرانیان
 

سومين بخش ميزگردي براي ترانه

موسیقی ایرانیان: مقدمه‌ی “میزگردی برای ترانه” را در اینجا مطالعه کردید، قسمت اول و دوم این میزگرد را هم از اينجا و اينجا خواندید، توجه شما را به قسمت سوم این میزگرد كه سال پيش در مجله موسيقي ايرانيان منتشر شده بود جلب می‌کنیم.

لازم به ذكرست كه این میزگرد با حضور ترانه‌سراهای جواني چون آرمین ابراهیمی (نویسنده و ترانه‌سرا)، محسن سرداری، علی کمارجی نژاد، ماندانا ابری و فرانک کلانتری تشکیل شده است که امین موسوی در برخی از بحث‌ها به عنوان تحلیل‌گر به عنوان آخرین نظر، دیدگاهش را نسبت به موضوعات مختلف عنوان کرده است.

نظرتان در مورد وضعيت فعلي ترانه‌هاي مورد استفاده در موسيقي پاپ چيست؟

ماندانا: خب، اين سوال به دو بخش تقسيم مي شود. اول خوانندگان و آهنگسازاني كه فروش آلبوم برايشان مهم است و ترجيح مي دهند از ترانه هاي بازاري پسند استفاده كنند و مسلما همين ترانه ها آفت موسيقي پاپ و دليل اصلي افت اين هنر هستند و معمولا داراي قافيه هاي غلط! مضمون تكراري و عبارات كليشه اي اند و شايد 70% بازار فعلي را همين آثار پر كرده اند.

دوم خوانندگاني كه كيفيت و ماندگاري اثر برايشان مهم است و معمولا تهيه و ارائه اين آلبوم ها زمان بيشتر و دقت نظر بيشتري را طلب كرده و در عوض، روح تشنه مخاطبين را سيراب مي كنند و معمولا استفاده از ترانه هاي قوي با تصاوير بكر، مشخصه بارز اين نوع كارهاست.

محسن: همانطور كه پيش از اين عرض كردم در نگاه به مسائل و پرداخت موضوعات به تكرار رسيده ايم و جز تعداد اندكي ترانه بقيه تكراري و كليشه اي به نظر مي رسند.

علي: افتضاح. به دليل كم دانشي خوانندگان و آهنگسازان ما و با عنايت به اين نكته كه اغلب اين عزيزان به دنبال نام و نان خود هستند و ارزشي براي كلام قايل نمي شوند، شاهد اجرا ترانه هاي بد هستيم. مثلا يك بار از PMC ترانه اي شنيدم كه تا بيت چهارم اصلا قافيه نداشت! ترانه هايي كه در اصل ترانه بودن آنها ترديد هاي عيني وجود دارد به دليل مسايلي كه اين هنر را آلوده كرده به اجرا مي رسد و متاسفانه موسيقي پاپ ما از نظر كلام به هيچ وجه قابل دفاع نيست.

فرانك: خيلي عالي نيست سليقه ها سطحي شدند شايد مخاطب اينطور ميخواهد اما خب وقتي خوانند سطحي انتخاب مي‌كند كم‌كم سليقه مخاطب را هم پايين مي‌آورد، اينها دو قطبند كه روي هم تاثير مي‌گذارند.

آرمين: خب خيلي وضعيت خوبي است. در وضعيت بسيار عالي‌ئي قرار داريم. نقطه‌اي تاريخي كه آينده‌گان ما مي‌توانند از آن به عنوان گذر از جنگل ياد كنند. ترانه‌هايي كه به هيچ‌وجه با استانداردهاي ساده و ابتدايي جهان ترانه آشنايي ندارد، صداهاي زشت و مبتديانه‌اي كه از توي قصرها و خانواده‌هايي كه از زور ثروت دارند مشغول خفه شدن هستند مي‌آيد و اول متكي به جيب است تا به خلاقيت، موسيقي شش‌وهشتي شرم‌آوري كه مفهوم شش وهشت را عوض كرده… برويد تا آخر. همه‌چيز سرسري است. ترانه‌ها را اغلب بر اساس ساده‌ترين دريافت‌ها انتخاب مي‌كنند و سخت‌گيري در جذابيت به صفر رسيده. خب، از اين بهتر ديگر چه مي‌خواهيم؟ اين وضع فقط مربوط به موسيقي پاپ نيست. در سبك‌هاي راك و متال هم كه به شكل بي‌جان در اين كشور نفس مي‌كشد همين تفكر را، با يك نوع عرفان‌گرايي مبتذل شاهد هستيم.

امين موسوي: مسلما افتضاح، در بين ترانه هاي اخير فقط تعدادي ترانه هاي عاشقانه و غمگين زيبا وجود دارد كه آنها هم به سبب اينكه اصولا ديگر مضامين عاشقانه تكراري شده است، اتفاق مثبتي در ترانه ي امروز ما محسوب نمي‌شوند، به نظر بنده اگر بخواهيم دغدغه هاي انساني را به چهار قسمت تقسيم كنيم، يك قسمت به عشق مي رسد كه كل ترانه‌هاي اصولي و درست ما هم گرد همين عشق مي گردد كه كلا موضوعات و دغدغه هاي روحي و انساني سه قسمت ديگر فراموش شده. بنده خيلي وقت است كه ترانه هاي قوي ميهني، اجتماعي، سياسي، فلسفي و هستي شناسي و غيره در آهنگ‌ها نشنيده‌ام، كه البته همين ترانه هاي عاشقانه ي قوي هم در مقابل هجمه هاي ترانه هاي عاشقانه ي سبك، مبتذل و ضعيف در حال ضعيف شدن است و بايد منتظر اين باشيم كه همين ترانه هاي خوب عاشقانه هم از بين برود و امثال ساسي مانكن سلطان عادات شنوايي جوانانمان شوند.

بدون شناخت و ارزيابي هنري و به دليل اجراي صرف، مي‌توان ترانه را به هر خواننده‌اي فروخت؟

فرانك: بله ميشود. بايد به همه فرصت داد اما خب ديگر نبايد به نتيجه‌اش خيلي حساس بود.

علي: اين انتخاب به طرز تفكر يك ترانه سرا بستگي دارد. چقدر به ترانه اش اطمينان دارد و اينكه چقدر به اجرا شدن اثرش نياز دارد؟ اگر اثرمان را با ارزش بدانيم و در ضمن شرايط روزگار ما را مجبور به باج دادن به جو كنوني بازار نكند مي توانيم به كيفيت خواننده ي كذايي بيانديشيم و سپس تصميم گيري كنيم. ولي اين طور كه از اوضاع كنوني پيداست پاسخ اغلب سرايندگان ما به اين سوال متاسفانه مثبت است.

آرمين: بله. به هر كس مي‌توان ترانه سپرد. ترانه‌ي خوب و درست و اصولي، در بدترين نقاط و مختصات نيز، تمام تلاش خود را براي پيش‌برد اثر به سوي مثبت مي‌كند. به همين منوال،‌ بايد فراوان نوشت تا بتوان فراوان به اجرا سپرد. در اين حركت يك نكته‌ هست: بر اثر زياد نوشتن، راه‌يابي به فرم‌هاي تست نشده بيشتر،‌ و كيفيت هر دو مديوم بالاتر مي‌رود.

ماندانا: خيلي كلي است! معمولا ترانه سراياني كه خاص مي نويسند و معمولا هم با خوانندگان دسته دوم كه در جواب سوال قبل گفتم، كار مي كنند، شامل اين سوال نمي شوند… ولي چيزي كه در بازار فعلي اتفاق مي افتد اين است كه ترانه سرايان جوان و كم تجربه، به دو علت مادي و مطرح شدن نامشان، بدون شناخت و ارزيابي هنري، آثارشان را واگذار مي كنند … و خوب نتيجه جز چيزي كه مي بينيم نيست.

محسن: به هيچ وجه. من معتقدم ترانه، موسيقي، تنظيم و خواننده مكمل يكديگرند. بنابراين ترانه بايد به گونه اي به اجرا برسد كه چيزي به آن اضافه شود. يعني تعالي پيدا كند نه اينكه فقط با صدا و آهنگي همراه گردد. با تمام اين اوصاف اگر ترانه سرايي را به عنوان يك حرفه بپذيريم، ترانه سرا مجبور خواهد بود براي امرار معاش ترانه را به آهنگساز و خواننده اي كه خود نمي پسندد بفروشد.

امين موسوي: شايد پاسخم بسيار عجيب باشد ولي اصولا بنده اين سيستم حرفه‌اي‌گري را كه از مغرب زمين به صورت ناقص وارد دنياي هنرمندان ما ايراني ها شده به هيچ وجه قبول ندارم، منظورم از حرفه اي بودن همان استانداردهاي غربي ها براي اعمال و رفتار هنرمندان است كه يكي از اين استانداردها خريد و فروش آثار هنري به شكل ملودي و ترانه و غيره است.

كلا هنر والاتر از آن است كه بشود شعر و ترانه يا ملودي و اثري را فروخت، خريد و فروش و پول دستمزد و حقوق در عالم هنر به طور كامل اشتباه است، چون هنرمندي كه واقعا هنرش از دل برآمده باشد اصلا به اين راه نمي رود كه بوسيله هنرش پول درآورد و زندگيش را بچرخاند، بطور مثال هيچ گاه بزرگ عشق و عرفان و شعر و خلاقيت ما يعني حضرت مولانا مثلا بر روي مثنوي اش قيمت نمي گذارد كه اگر گذارد ديگر آن مثنوي مثنوي نمي شود، همين ترانه هاي مزخرف و نصف‌بار مصرف امروزي مي شود.

عالم هنر از اين حرفها جدا است، چرا اصلا ما بايد شغلي به نام ترانه سرايي به مفهوم غربي ها داشته باشيم؟ ترانه سرايي يعني اين كه ترانه سرا پول بگيرد و ترانه بسرايد كه خب ديگر اين هنر نيست، اين مي شود يك كار سفارشي، حال ممكن است اين سفارش از طرف دولت باشد، ممكن است از طرف خواننده باشد و يا حتي ممكن است به طور ناخوآگاه خواست و نياز مردم در ترانه هاي ترانه سراها بصورت سفارشي اعمال شود. من در اين مورد صحبت هاي بسيار زيادي دارم كه در اين مقال نمي گنجد ولي در كل اعتقاد دارم هنرمند واقعي كسي است كه وجودش پر از درد و عذاب شود و براي اينكه بتواند خود، عقده ها و پيچيدگي هاي روحش را التيام بخشد متوسل به «خلق يك اثر هنري» شود تا بتواند بوسيله‌ي اثر هنري‌اش دغدغه هاي روحش را بر سر مخاطب خالي كند، كه همين مهم ترين عامل ماندگاري اثر هنري هر هنرمندي است، كه اگر هنرمندان بزرگ در شاخه هاي مختلف هنري را بنگريم مي بينيم همين عامل (بعلاوه ي قدرت فني در شاخه هنري خود) باعث شده كه آثارشان جاودانه بماند، مثل همين تصنيف چند سال پيش استاد شجريان كه خودشان نقل مي كنند قبل از اينكه اين اثر را اجرا كنند درد و رنج زيادي در اثر ديدن كشته شدن هموطنان كشيدند و عذاب روحي ايشان باعث شد تا به سرعت شروع به ساختن اين تصنيف بكنند، كه جالب است بين اين همه آثار چند ساله اخير استاد شجريان اين تنها اثري بوده كه در بين قشرهاي زيادي حتي مخالفان موسيقي سنتي تاثير گذاشته، كه حتي همين چند وقت پيش بنده در يك تاكسي بعد از شنيدن آهنگ رپرهايي چون ياس و هيچكس تصنيف “زبان آتش” را شنيدم، همين نشان دهنده ي اين است كه اثري هنري كه بوسيله دغدغه ي هنرمند ساخته شود مطمئنا جاودانه خواهد شد كه هنرمندان بزرگ قرن اخير كشور ما مثل صادق هدايت در داستان، استاد شهريار در شعر و يا شهرام ناظري در آواز و يا فرهاد در موسيقي پاپ از اين جنس بوده اند. البته بحث به هيچ وجه بر سر جنس و نوع اعتقاد و طرز فكر هنرمندان در مورد مسائل گوناگون مثل سياست، زندگي و جهان‌بيني نيست، بلكه بحث بر سر اين است كه پشت خلق هر اثر هنري بايد يك درد و دغدغه‌اي باشد كه اگر نباشد ديگر هنرمند هنرمند نيست هنربندست.

حال برسيم دوباره به سوال شما كه به نظر بنده اگر واقعا هنرمند به مفاهيم ترانه اش اعتقاد داشته باشد اصلا مهم نيست برايش كه كار را بفروشد يا بطور مجاني به خواننده بسپارد، تنها چيزي كه برايش مهم است اين است كه خواننده و آهنگسازان قوي و به معناي واقعي «هنرمند» آنرا اجرا كنند. ترانه سراهاي جوان هم اگر ترانه هاي خوبي دارند خب كمتر مي توانند خواننده هاي قوي و شناخته شده را راضي كنند تا ترانه هايشان اجرا شود، بخاطر همين براي شروع بايد به دنبال خواننده هاي جوان تر بگردند، براي ترانه سراهاي تازه كار نبايد زياد مهم باشد كه خواننده يا آهنگساز از لحاظ فني در چه حد هستند بلكه اين اهميت دارد كه كسي ترانه را اجرا كند كه به معناي واقعي هنرمند باشد و به مفاهيم ترانه اعتقاد داشته باشد و خلاصه براي خواندن يك ترانه از دل و جان مايه بگذارد.

  • میزگردی برای ترانه در شماره پنجم مجله موسیقی ایرانیان منتشر شده، برای دیدن آرشیو مجله موسیقی ایرانیان اینجا کلیک کنید.
  • برای مشاهده صفحات اصلی این مطلب در مجله موسیقی ایرانیان بر روی تصاویر زیر کلیک کنید:

طراحی و صفجه آرایی: ابراهیم مولائی

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/05/23s.jpg http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/05/23s.jpg http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/05/25s.jpg


منبع: مجله موسیقی ایرانیان - musicmagazine.ir

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=10719


تازه ترین مصاحبه های تصویری اختصاصی موسیقی ایرانیان

یک پاسخ بنویسید

  Subscribe  
Notify of
تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.