موسیقی ایرانیان
 

اينجا كسي از پيشرفت شما خوشحال نمي‌شود!

موسيقي ايرانيان- ابراهيم مولائي: در شماره نه مجله موسيقي ايرانيان مصاحبه‌‌اي با محمد معتمدي منتشر شد، به سبب اينكه ممكن است بسياري از كاربران آن شماره مجله را مطالعه نكرده باشند تصميم گرفتيم اين گفتگو را در سايت منتشر كنيم، توجه شما را در ادامه به قسمت اول اين مصاحبه جلب مي‌كنيم.

مقدمه: محمد معتمدي خواننده جوان موسيقي ايراني كه از شاگردان حميدرضا نوربخش محسوب مي شود به سبب علاقه‌اي كه به مكتب آواز اصفهان داشت از ابتداي شروع فعاليت هنري اش به تمرين و الگوبرداري از آواز اساتيدي چون تاج اصفهاني و اديب خوانساري پرداخت و در اين مسير از راهنمايي اساتيدي چون زنده ياد حسين عمومي و علي‌اصغر شاه‌زيدي بي بهره نبوده است.

 معتمدي تاكنون با گروه‌هايي چون گروه خورشيد (به سرپرستي مجيد درخشاني)، همنوازان شيدا (به سرپرستي محمدرضا لطفي)، اركستر ملي ايران (به سرپرستي فرهاد فخرالديني)، اپراي عاشورا و مولوي (به سرپرستي بهروز غريب‌پور) و گروه همنوازان مهر (كه توسط خود وي تشكيل شد) به عنوان خواننده همكاري داشته و در نوازندگي ني هم دستي دارد كه از دوران نوجواني اين ساز را به صورت خودآموز فراگرفته است.

 او از نسل جوان خوانندگان موسيقي اصيل امروز ايران است كه اخيرا هم در كنسرت برف خواني به آهنگسازي علي قمصري به عنوان خواننده حضور داشت و نشان داد آوازخوان آتيه داريست، به همين بهانه مصاحبه اي را با او انجام داديم كه در ادامه مي توانيد آنرا مطالعه كنيد. (لازم به ذكر است امين موسوي هم در طرح چند سوال از مصاحبه مشاركت داشته است)

آقاي معتمدي نزديك سه سال است با گروه بازسازي شده ي شيدا كه بعد از حضور دوباره محمد رضا لطفي در ايران تشكيل شد همكاري مي كنيد و نخستين اثر اين گروه با نام «وطنم ايران» نيز سال 87 با صداي شما منتشر و با استقبال خوبي هم روبرو شد، حال بعد از گذشت سه سال فكر مي كنيد موفقيت هاي شما در اين گروه، چقدر تحت الشعاع نام بزرگ محمد رضا لطفي و گروه شيدا قرار گرفته است؟

ببينيد، گروه شيدا يكي از پر سابقه ترين گروه هاي موسيقي ايران است و خوانندگاني كه با اين گروه همكاري داشته اند الان هر كدام از مفاخر و پيشكسوتان آواز اين سرزمين هستند.

حضور بنده در اين گروه با دعوت جناب لطفي در سال 86 آغاز شد. البته چون بعضي دوستان هميشه در اين مورد مي پرسند بايد يادآوري كنم بنده از هنرجويان كلاس آواز جناب لطفي نبودم و ايشان طبق صلاحديد خودشان از بنده براي همكاري دعوت كردند. بنده هم با كمال ميل پذيرفتم. اوايل حضور بنده در گروه شيدا ايشان خيلي بنده را مورد لطف و حمايت خود قرار دادند، من هم در حد توان براي گروه شيدا كم نگذاشتم و كار من نيز تقريبا” مورد عنايت عزيزان و مخاطبان موسيقي قرار گرفت. بايد اين را در نظر داشت كه سابقه بنده در موسيقي با سابقه كسي مثل جناب لطفي قابل مقايسه نيست و با اين كسوت و سابقه اي كه ايشان در موسيقي داشتند طبيعي بود كه نام من تحت تاثير نام ايشان قرار گيرد ولي به مرور احساس كردم كه آن طور هم كه شايسته خود مي دانستم مورد حمايت قرار نگرفتم. البته بايد يك نكته را هميشه در خاطر داشته باشيم كه لطفي شخصيتي بزرگ و جريان ساز در موسيقي ايران است و بنده هم با همين رويكرد و با عشق و احترامي خاص نسبت به ايشان اين مساله را آناليز نمودم. در مجموع چون بودن با لطفي را دوست داشتم به اين چيز ها با اغماض برخورد كردم. ضمن اينكه ايشان روي آواز بنده ناثير گذاشتند و اين را نبايد انكار كرد.

   شنيدم تمايل داريد از گروه شيدا جدا شويد، تا چه اندازه اين موضوع جدي است؟

نه بحث جدايي نيست، فقط فعلا” مشغول كارهاي عقب افتاده ي خودم هستم. ولي با توجه به احساس مسؤوليت و ديني كه نسبت به گروه شيدا و جناب لطفي دارم چنانچه نيازي به حضور بنده باشد كوتاهي نخواهم كرد. ضمن اينكه شايد مدتي خارج از كشور باشم كه در اين صورت مدتی در كنار گروه شيدا نخواهم بود.

“فضای حاکم بر موسیقی در ایران چندان که باید و شاید سالم نیست. اینجا از پیشرفت شما خوشحال نمی شوند. اگر نقطه ضعفی داشته باشی آنرا می بینند و هزار برابرش می کنند و در جهت تخریبت از آن استفاده می کنند. اگر هم چیزی پیدا نکنند خود را به ندیدن و نشنیدن می زنند انگار که اصلا” کار شما را ندیده اند و نشنیده اند”

 

پس مدتي را در ايران نخواهيد بود، با توجه به تجريه ي فراواني كه در اجراي كنسرت در خارج از كشور داريد و مشكلات و سنگ اندازي هايي كه در داخل كشور در مقابل هنرمندان موسيقي مي شود تا كنون به فكر بوده ايد كه فعاليت هاي حرفه اي خودتان را براي هميشه در خارج از ايران پيگيري كنيد؟

من هر سال كنسرت هاي متعددي خارج از ايران دارم. همه تلاشم را هم در اين زمينه مي كنم و از اينكه پيام فرهنگي يك ملتي از حنجره من به گوش مردم ديگر كشورها مي رسد به خود مي بالم. ولي با همه اينها خواندن در ايران چيز ديگريست. ما از اين خاك هستيم. سرشت ما از اين خاك و از اين سرزمين است. ما در ميان همين مردم موسيقي را آموخته ايم. به همين خاطر بنده شخصا” تا بحال همه تمركزم به كار در ايران بوده. ولي فعاليت در جايي ديگر هم سالهاست گوشه اي از ذهنم را گرفته. چون گاهي اوقات از خيلي چيزها در اينجا خسته مي شوم. خيلي چيزها انرژي آدم را مي گيرد. منظورم صرفا” بخش دولتي نيست. فضاي حاكم بر موسيقي در ايران چندان كه بايد و شايد سالم نيست. بنده طي اين سالها كه اينجا فعاليت كرده ام چيزهاي عجيبي ديده ام كه باورش براي كساني كه خارج از اين گود هستند شايد سخت باشد. اينجا انگار از پيشرفت شما خوشحال نمي شوند. اگر نقطه ضعفي داشته باشي آنرا مي بينند و هزار برابرش مي كنند و در جهت تخريبت از آن استفاده مي كنند. اگر هم چيزي پيدا نكنند كه از شما ايراد بگيرند خود را به نديدن و نشنيدن مي زنند انگار كه اصلا” كار شما را نديده اند و نشنيده اند. ولي ما ديگر گوشمان به اين حرف ها بدهكار نيست. قسمت هرچه باشد همان است. موسيقي ما را به هر كجا بكشد خواهيم رفت.

    فكر مي كنيد همين فضاي مسمومي كه در اهالي موسيقي به وجود آمده مهمترين دليل در ضعف موسيقي سنتي و ايراني ما نبوده است؟ فكر مي كنيد واقعا علت از بين رفتن تدريجي خصيصه هاي نيكوي انساني در بين اهالي موسيقي از كجا ناشي مي شود؟

موسيقي از درون انسانها سرچشمه مي گيرد. شما وقتي دروني پر از مهر و عشق و صفا داشته باشيد به همان ميزان موسيقي تان هم دلنشين خواهد بود. اگر در ضمير شما صفات زيبا كم رنگ شوند صفاي موسيقي شما هم كم خواهد شد. اين يك واقعيت است.

حال اين كه شما مي پرسيد چرا اين صفات نيكو كم رنگ مي شوند يك بحث جامعه شناسي لازم دارد. ولي مطمئنم يكي از علل آن، مسايل و دغدغه هاي مالي است و اين زماني اتفاق مي افتد كه در يك فضاي محدود شما براي كسب در آمد بيشتر، مجاب به حذف رقبا و يا ضربه زدن به آنان باشيد. البته در موسيقي ما بيشمارند افراد نازنين و نيكو صفت. خداي نكرده بحث مرا كلي برداشت نكنيد. كساني در موسيقي ما هستند كه واقعا” براي همه انسانها مي توانند الگوي اخلاق و منش انساني باشند. ولي خب، آدم ها همه يك جور نيستند.

   در مورد گروه همنوازان مهر توضيح دهيد و اينكه به چه دليل فعاليت هاي اين گروه متوقف شد؟

تشكيل يك گروه كار ساده اي نيست هم شرايطي لازم دارد و هم مسووليت هايي مي آورد. بنده چهار سال پيش گروه همنوازان مهر را تشكيل دادم. خب اهداف و انگيزه هايي داشتم. اما پس از اولين كنسرت به اين نتيجه رسيدم كه بايد در تركيب گروه و نوع نگرش آن تجديد نظر كنم. در وحله اول اعضاي يك گروه بايد داراي يك تفكر و ديدگاه مشترك در موسيقي باشند. دوم اينكه به دليل شرايط خاص موسيقي در ايران اگر عشق و همدلي نباشد نمي توان كار مداوم انجام داد. به هر حال مواردي بود كه به اهداف بنده از تشكيل يك گروه نزديك نبود. به همين خاطر فعاليت آن گروه را فعلا” متوقف كرده ام. البته آن كارها را با هزينه شخصي خودم ضبط كرديم كه به زودي منتشر خواهيم كرد. ولي به زودي متناسب با سليقه و تجربه خودم و تركيبي متفاوت گروه را مجددا” فعال خواهم كرد. اگر خدا بخواهد هم در ايران و هم در ديگر كشورها كنسرت خواهيم داد. البته تكيه اصلي را بر توليد خواهم گذاشت. توليد كارهايي كه قابليت ماندگاري را داشته باشند و به اميد خدا و به لطف استقبال مردم موفق خواهيم شد.

   خب از اين بحث فاصله بگيريم، شما با اپراي مولوي در نقش مولانا همكاري داشته ايد و تا جايي كه بنده خبر دارم اين كار دومين تجريه شما به عنوان خوانندگي اپرا بود، از تجربه حضور در اين اپرا صحبت كنيد و بگوييد چه شد كه به گروه پيوستيد؟ و نتيجه اين تجربه را چطور مي بينيد؟

در ايران اينگونه كارها بطور جدي و در اين سطح سابقه اي ندارد. اولين بار كه در اپراي عاشورا دعوت به همكاري شدم برايم بسيار جالب بود. البته چون بنده در زمينه كارگرداني تحصيل كرده ام دوست داشتم از تجربياتم در آن زمينه هم استفاده كنم و اين فرصت خوبي بود. چون شما اينجا فقط با موسيقي و آواز سر و كار نداريد. اينجا بايد درام را بشناسيد. بايد شخصيت را بشناسيد و بتوانيد آن را خلق كنيد. از آهنگساز فرصت خواستم و تا مدت ها انواع اپرا را تماشا مي كردم. سپس در بين شخصيت هاي آن كار بالاخره نقش حر را انتخاب نمودم چون احساس كردم مي توانم يك شخصيت مناسب برايش خلق كنم. از نتيجه كارم هم راضي هستم. دوست دارم آن كار را اگر نشنيده ايد، بشنويد.

در مورد اپراي مولوي هم خب با تجربه اي كه از اپراي عاشورا داشتم نقش مولوي را پذيرفتم. براي آن هم مدت ها روي شخصيت مولوي مطالعه داشتم. مي خواستم ببينم مولوي چه طور انساني و با چه شرايط روحي و حتي ظاهري بوده. بعد با يك تصوري كه از مولوي به دست آوردم وارد كار شدم و ضبط كار را شروع كرديم. ضبط آواز بنده در آن كار پس از دو روز تمام شد و خيلي انرژي خوبي برايم داشت. از نتيجه كار هم راضي هستم. البته هيچ وقت فكر نمي كنم كاري كه كرده ام ايده آل بوده ولي فكر مي كنم در آينده مي توانم به اين اجرا افتخار كنم.

“مسؤولین یک شهر برای ساز زدنت حلقه گل به گردن شما می اندازند و در شهري دیگر به خاطر ساز زدن تنبیه و تکفیرت می کنند. اگر موسیقی حلال است پس چه فرقی بین مشهد و قم و تهران وجود دارد که مثلا در مشهد موسیقی حرام و در تهران بلا اشکال است. یا اگر حرام است چه فرقی بین نوازنده ی زن و نوازنده ی مرد است که در بعضی جاها به خانم ها مجوز کنسرت نمی دهند. اینها همه ابهام است. در حوزه فقهی هنوز خیلی موارد موسیقی شفاف و برابر با یک قانون صریح و روشن نیست”

  در رابطه با گلايه اي كه از طرف شما در اعتراض به شيوه تبليغات اپراي مولوي در خبرگزاري ها منتشر شد صحبت كنيد، فكر نمي كنيد انتشار اين نامه از روي كم تجربگي بود؟ به نظرم سوء برداشت هايي از اين گلايه ها شد كه شايد جالب نبود.

 

دوست ندارم زياد در اين رابطه صحبت كنم چون موضوع كمي خاص است چرا كه اگر كمي بي احتياط صحبت كنيد از حرفتان سوء برداشت مي شود. ببينيد شما اگر به هنرتان به طور جدي نگاه مي كنيد بايد از همه چيز دست بكشيد و عمر و زندگيتان را وقف هنر كنيد و اگر هم اين كار را كرديد بايد همواره ضمن حركت و فعاليت در آن مسير نگهبان و پاسدار هنر خود و جايگاه خود هم باشيد.

از ديد بنده نگارش آن نامه نه تنها اشتباه نبود بلكه كار بسيار صحيح و درستي هم بود. كار اشتباه را ديگران كرده بودند و در برابر اشتباه ديگران سكوت كردن به نوعي تاييد اشتباه آنهاست. بنده فقط از جايگاه خودم دفاع كردم كه بايد هم مي كردم. ما ملت گاهي به مظلوم بودن و بي سر و صدا بودن افتخار مي كنيم ولي اين اشتباه است. سكوت هميشه پسنديده نيست. ولي وقتي حرف زديد مهم آن است كه چه چيزي مي گوييد. من هم گمان نمي كنم حرف بد يا ناشايستي زده باشم. اگر هم دنبال پاسخ ديگري از منظري ديگر هستيد بايد بگويم ارادت بنده به همايون شجريان از بديهيات است و همه هم مي دانند. اگر از من بپرسيد در ميان خوانندگان هم نسل با صداي چه كسي ارتباط بيشتري داريد جواب اولم همايون است. ضمن اينكه ايشان به لحاظ صفات اخلاقي و انساني هم در جايگاه بسيار بالايي هستند. خيلي از هنرمندان را بهتر است فقط كارشان را گوش بدهيد چون اگر از نزديك با آنها معاشرت كنيد از هنرشان دلزده مي شويد. ولي همايون دقيقا” بر عكس است. يعني اگر از نزديك با او معاشرت داشته باشيد از كارش چندين برابر لذت خواهيد برد. اصلا” شما گفتگوي شمس و مولانا در اپرا را ببينيد. بنده با تمام وجودم براي شمس مي خوانم. اگر در احساس بنده به ايشان كمي ناخالصي بود محال بود كه كار آنگونه از آب در بيايد. براي من هم انتشار آن نامه سخت بود چون از سوء برداشت ها مي ترسيدم. ولي بايد اين كار را مي كردم و اعتراضم هم به كسان ديگري بود. يك طبع سليم و منصف برداشت بدي از آن نامه نمي كند. سوء برداشت ها معمولا” از سوء نظرها و غرض ورزي ها ناشي مي شود.


منبع: مجله موسیقی ایرانیان

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=13410


مطالب پربازید

تازه ترین مصاحبه های تصویری اختصاصی موسیقی ایرانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.