موسیقی ایرانیان
 

ميان دو نسل!

حميد منبتي: مزدا انصاري (كه در يكي، دو سال اخير آلبوم‌هاي «آه‌باران» محمدرضا شجريان و «شب جدايي» همايون شجريان را از او شنيده‌ايم) اخيرا مجموعه‌اي از تصانيف خاطره‌انگيز ايراني را براي پيانو و اركستر و ويلن و اركستر بازتنظيم و در قالب آلبومي به نام «چكامه‌هاي ايراني» منتشر كرده است. او همچنين قرار بود كه در پي فراخوان شوراي فني اركستر ملي براي همكاري با آهنگسازان ديگر، با اين اركستر همكاري كند كه به دلايلي اين اتفاق رخ نداد. انصاري در اين گفت‌وگو براي اولين بار دلايل اين ماجرا را شرح مي‌دهد.
‌‌‌
‌با آلبوم جديدتان شروع كنيم. «چكامه‌هاي ايراني» چطور شكل گرفت و چه شد كه تصميم به انتشار آن گرفتيد؟
«چكامه‌هاي ايراني» از تعدادي قطعات خاطره‌انگيز تشكيل شده كه تصميم گرفتم براي اولين‌بار آن را به صورت بي‌كلام براي ويلن و اركستر و پيانو و اركستر تنظيم كنم. چون تعداد قطعات كم بود، دو قطعه براي پيانو و تنبك هم به آن اضافه كرديم. اين آلبوم در واقع 9 قطعه است كه يك ترَك آن با دو برداشت تنظيم شده است. ترك‌هاي اين آلبوم از رنگ‌هاي مختلفي تشكيل شده؛ از ترانه‌هاي محلي همچون «مجنون نبودُم» گرفته تا كارهاي گلهايي. اين قطعات چون كلام ندارند، مخاطب مي‌تواند خودش از لحاظ كلامي با آنها ارتباط برقرار كند.

‌انتخاب قطعات با خودتان بود؟
بله. فقط يكي از قطعات به نام «آمد نوبهار» مرحوم خالقي به انتخاب بابك چمن‌آرا (ناشر اثر) صورت گرفت.

‌تنظيم اين قطعات مثل كارهاي هميشگي‌تان يعني به سبك گلهايي است؟
كمي متفاوت‌تر است. حتي در يكي، دوتا از آنها براي اولين بار از ساز درامز استفاده كردم. در واقع اين آلبوم يك‌مقدار فضاي پاپ سنتي دارد.

‌بازخورد آن تا امروز چطور بوده است؟
تا به حال كه استقبال خوبي از آن شده و نكته منفي‌ای تا امروز نشنيده‌ام. البته اگر دوستان كار را نقد مي‌كردند خوشحال مي‌شدم، اما همه كار را مورد لطف قرار دادند و ظاهرا مورد پسند دوستان واقع شده است.

‌«چكامه‌هاي ايراني» اولين آلبوم مستقل شما محسوب مي‌شود. درست است؟
بله، اولين كار بدون خواننده است كه خودم مستقلا كارهاي آن را انجام داده‌ام.

‌اين امكان وجود دارد كه انتشار آلبوم‌هاي مستقل‌تان ادامه پيدا كند؟
بله، اين احتمال وجود دارد. البته نه به اين سبك؛ بلكه به سبك گلهايي كه تماما سولوي پيانو است. هم به همسرم قول داده‌ام كه اين كار را انجام بدهم و هم خودم دوست دارم يك يادگاري پيانويي به دوستان تقديم كنم.

‌مثل اينكه قرار است به‌زودي با شجريان همكاري ديگري داشته باشيد.
طرح‌هايي در دست دارم و به زودي با استاد صحبت مي‌كنم كه اگر آنها مورد سليقه‌اش بود، دوباره كار مشتركي بعد از آلبوم «آه‌باران» با هم داشته باشيم.

‌بازخوردهاي آلبوم «آه باران» چطور بود؟
خوشبختانه هر دو آلبومي كه با استاد شجريان و همايون كار كردم، مورد استقبال قرار گرفت. هرچند استقبال از «شب جدايي» شايد به دليل صدابرداري يا… بهتر بود.

‌شما در كارهايتان هميشه اداي ديني به موسيقي گلهايي داشته‌ايد. دليل اينكه به سراغ اين موسيقي رفته‌ايد، چيست؟
من با اين نوع موسيقي بزرگ شده‌ام و از كودكي به اين نوع موسيقي علاقه‌مند بودم. زماني كه كودك بودم اين موسيقي را كه با صداي استاد عبدالوهاب شهيدي و استاد شجريان از راديو پخش مي‌شد، ضبط مي‌كردم. عاشق پيانوي ايراني و به‌ويژه پيانوي محجوبي بودم. بالطبع وقتي شاگرد استاد معروفي شده و با استاداني كه در موسيقي گلهايي نقش داشتند آشنا شدم، اين موسيقي با من عجين شد و علاقه من را مضاعف كرد. مضاف بر آن هنوز كه هنوز است يكي از زيباترين انواع موسيقي ما كه بايد نام موسيقي ملي بر آن نهاد، موسيقي گلهاست. من هم هميشه سعي كرده‌ام با اركستراسيون مدرني كه بتواند همان نوع موسيقي را تداعي كند، موسيقي گلهايي را كمي امروزي‌تر كنم و در عين حال به اصلش وفادار بمانم. سبك‌هاي ديگري هم در كارهايم داشته‌ام، از جمله كارهاي مدرن براي كوارتت و تريو كه رنگ‌و‌بوي كاملا مدرن‌تري داشته‌اند، اما آنچه امروز به آن علاقه دارم و دوست دارم بنويسم، موسيقي گلهايي است كه مخاطبان هم ارتباط بهتري با آن برقرار كرده‌اند.

‌همكاري با همايون در آلبوم «شب جدايي» چطور بود و چه شد كه قرار شد با همايون همكاري كنيد؟ به‌خصوص چون تجربه همكاري با پدرش را هم داشته‌ايد، از نظر شما تفاوت كار كردن با اين دو هنرمند به چه صورت بود؟
اولا اينكه سابقه آشنايي من با خانواده استاد شجريان خيلي طولاني است. من پنج ساله بودم كه استاد شجريان به خانه ما مي‌آمد. در واقع به جز حكم استادي، حكم پدري براي من دارد و اين موضوع يكي از افتخارات زندگي من بوده است. براي آلبوم «آه‌باران» با استاد صحبت كرديم و ايشان هم لطف كرد و پذيرفت و اين شد كه در آن آلبوم همكاري كرديم. به دليل استقبالي كه از آن آلبوم شد و صحبتي كه با همايون عزيز كرديم، دوست داشتم كه با او هم همكاري كنم و اين شد كه در مورد آلبوم «شب جدايي» صحبت كرديم و چند سالي صرف انتخاب قطعات شد. واقعا مي‌توانم بگويم كه آن آلبوم يكي از موفق‌ترين تجربه‌هاي موسيقايي من بود و از كار كردن با همايون خيلي لذت بردم. همه مي‌دانند كه من آدم رك و صريحي هستم و اهل تملق‌گويي بي‌خودي هم نيستم؛ اما واقعا كار كردن با همايون مخصوصا به دليل اخلاق حرفه‌اي كه دارد، لذت‌بخش و فوق‌العاده است. در مورد استاد هم هميشه به ايشان گفته‌ام كه وقتي با شما كار مي‌كنم احساس حقارت مي‌كنم. اصلا احساس آهنگ‌ساز بودن به من دست نمي‌دهد، چون كارها را آنقدر خوب اجرا مي‌كند كه من به جاي آهنگساز تنها به‌عنوان يك ركوردر فقط كار را ضبط مي‌كنم. اين واقعا باعث افتخار است و كمتر خواننده‌اي هست كه بتوان در حد همايون و استاد شجريان با آنها راحت بود.

‌هميشه همايون خواه‌ناخواه زير سايه نام پدر قرار گرفته و همه اين حس را دارند كه به نوعي طفيلي پدرش بوده است. اما در كارهايي كه چند سال اخير انجام داده، نشان داده كه از نظر تكنيك چيزي كم ندارد.
اصلا به اين موضوع معتقد نيستم. درست است كه نام شجريان بزرگ است و خيلي هم مي‌تواند كمك كند اما آنچه كه باعث شده همايون به جايگاهي كه الان دارد برسد، هم تكنيك و قدرت خودش بوده و هم هوش سرشارش و در كنار همه اينها اخلاق حرفه‌اي كه دارد. در هنر دو موضوع خيلي مهم است؛ يكي سواد و معلومات كه ممكن است خيلي‌ها آن را داشته باشند و ديگري اخلاق حرفه‌اي كه بزرگ‌ترين وجه تمايز همايون، همين اخلاق بي‌نظيرش (چه از لحاظ كاري و چه از لحاظ اجتماعي) است. من هميشه راجع به او گفته‌ام كه همايون محكوم به دوست داشتن است.

‌اتفاقا با استاد عليزاده حرف همين بود كه به نحوي سايه سنگين نسل آنها باعث شده كه نسل بعدي بچه محسوب شوند. آن نسل در رده سني 20 تا 30 سال بهترين آثارشان را خلق كردند. اما امروزه وقتي مثلا علي قمصري با بيست و يكي دو سال سن «نقش خيال» را مي‌سازد، همه از سن كمش تعجب مي‌كنند.

نسل امروز ذوق و انرژي زيادي دارد و بهترين مثالش هم مي‌تواند همان علي قمصري باشد. اين نسل شايد نياز به يك پالايش و سمباده فكري دارد. آن زمان يكدستي در موسيقي وجود داشت، اما امروزه كارهايي شنيده مي‌شود كه در عين حالي كه زيباست، نياز به تغييرات كوچكي هم دارد تا به يك نقطه خوب برسد. اما نمي‌توان منكر اين شد كه نسل امروز كارهاي بسيار خوبي انجام مي‌دهد و راهش را خيلي خوب باز مي‌كند. فقط اميدوارم فضاي موسيقي كمي بازتر شود و جايي براي عرضه همه نوع موسيقي وجود داشته باشد.

شايد بتوان گفت نسل امروزي دچار نوعي طغيان و عصيان است كه زير بار هر حرفي نمي‌رود. مثلا استاد عليزاده مي‌گفت كه جلوي آقاي شهنازي مي‌نشستيم و هرچه كه وي مي‌گفت را عينا تحويل مي‌داديم. اما انگار اين نسل به قول معروف كله‌شق‌تر هستند.
شايد بتوان واژه تفكر را براي اين نسل به كار برد. من از مخالفت شاگردانم نه‌تنها ناراحت نمي‌شوم، بلكه در بعضي موارد خوشحال هم مي‌شوم. بعضي مواقع، مخالفت دليل طغيان نيست؛ دليل تفكر است.

‌منظور من هم معناي منفي طغيان و كله‌شقي نبود. نكات مثبتش مدنظرم بود؛ يك نوع عاصي‌گري.
دقيقا. نسل امروز فكر مي‌كند كه شايد مثلا فلان روش بهتر باشد و تفكر مدرن از همين‌جا سرچشمه مي‌گيرد. تفكر مدرن يعني اينكه شخصي راجع به موضوعي بحث مي‌كند و طرف مقابل -اگر آدم مثبتي باشد- با آن شخص وارد بحث و گفت‌وگو مي‌شود. فرق تفكر مدرن و سنتي همين‌جاست. اتفاقا من اين عكس‌العمل‌ها را بارها با استاد معروفي داشته‌ام. خيلي اوقات از ايده‌ها و نظرات من استقبال مي‌كرد و برخي مواقع هم نه. اين دقيقا يك نوع تفكر مدرن است كه آدم بتواند از شاگرد خودش بياموزد. نسل امروز روي كاري كه مي‌خواهد انجام دهد، تفكر مي‌كند كه به نظرم خيلي خوب است؛ اما تا جايي كه اين برخوردها به بي‌احترامي منجر نشود و به جنگ ختم نشود.

‌داستان همكاري شما با اركستر ملي به كجا رسيد؟
متاسفانه عدم همكاري‌ام را با اركستر اعلام كردم، آن هم صرفا به دليل برخورد سليقه‌اي شوراي فني اركستر ملي. شورا وقتي يكي از كارهايي را كه به من سفارش داده بود، شنيد، به دلايلي كه هنوز براي من قانع‌كننده نيست آن را نپذيرفت. همين كه اسم شوراي فني به دنبال يك اركستر مي‌آيد، مسلما توقع برخورد فني براي آدم به وجود مي‌آورد؛ اما متاسفانه با اين كار برخورد فني نشد و فقط سليقه‌اي با آن برخورد كردند. هنوز مشكل سليقه‌ وجود دارد و اگر اين مشكل ادامه پيدا كند، مسلم بدانيد كه اين اركستر هم به همان مشكل اركستر قبلي دچار خواهد شد.

‌اين اختلاف‌نظر براي كدام قطعات به وجود آمد؟
قطعاتي براي بزرگداشت استاد تجويدي كه من قطعه «آزاده» را تنظيم كرده بودم. اتفاقا اركستر آن قطعه را با تنظيم جديد تمرين و خيلي هم خوب اجرا كرد. من به زودي اين كار را در جاي ديگري اجرا خواهم كرد و دوستان آن را خواهند شنيد. قول مي‌دهم بدون هيچ تغييري آن را اجرا كنم. اما نمي‌دانم چرا برخي از اعضاي شورا به دليل سليقه‌اي گفتند كه اين كار نبايد اجرا شود.

‌دليل‌شان چه بود؟
گفتند كه با فضاي مدرن امروزي نمي‌خواند و پويايي ندارد. اگر قرار است براي كسي بزرگداشتي برگزار شود، زيباترين كار اين است كه اصل آثارش را بدون كوچك‌ترين تغييري اجرا كنيم. اما وقتي شخص ديگري كار را دوباره تنظيم مي‌كند، در واقع هويت خود را وارد آن اثر كرده و تا جايي اجازه اين كار را دارد كه به اصل اثر لطمه وارد نشود؛ يعني فقط يك ملودي از استاد تجويدي باقي نماند و كار مزدا انصاري شنيده شود. اگر قرار باشد كار خودم شنيده شود، ترجيح مي‌دهم يك كار بسازم و به اركستر ملي بدهم.

‌اين حق را براي شوراي فني قايل هستيد كه اگر قرار است براي يك اجرا از چند نفر كار بگيرند، بايد به نحوي اين انتخاب‌ها را انجام دهند كه در كل آثار، يكدستي وجود داشته باشد؟ يعني ممكن است دليل‌شان صرفا اين نباشد كه كار شما مشكل دارد و ديدگاه‌شان اين باشد كه فضاي كارها بايد با يكديگر هماهنگ باشد. چون فكر مي‌كنم در اجرايي كه اواخر تابستان با عليرضا قرباني داشتند اين اتفاق افتاده بود؛ پارتي‌اي كه مربوط به آثار خالقي بود و گلنوش خالقي آنها را تنظيم كرده بود، كاملا غيرپويا و ساكن بود و پارتي بعدي با تنظيم فردين خلعتبري پوياتر بود. در واقع كنتراست اين دو پارتي خيلي توي ذوق مي‌زد.
اين دو پارتي‌اي كه شما مي‌گوييد از دو آهنگساز با دو نسل مختلف و دو شيوه نگرش موسيقايي مختلف بود و مسلما دچار اين اشكال مي‌شود. اما وقتي ما صحبت از آثار يك آهنگساز مي‌كنيم كه به چند نفر سفارش داده شده است، مسلما تنوع تنظيم خواهيم داشت وگرنه چه بهتر كه تمام قطعات را يك‌نفر تنظيم كند و يكدست اجرا شود. وقتي صحبت از تنوع تنظيم مي‌شود و آثار تجويدي را به چند نفر سفارش مي‌دهند، نبايد توقع يكدستي داشته باشند. هيچ يك قرار نيست مثل هم تنظيم كنيم پس اين تنوع به چشم خواهد آمد و يكدستي فقط در آثار استاد تجويدي باقي خواهد ماند كه آثار مربوط به يك آهنگساز است. به نظر من تنوع رنگ اركستراسيون است كه مي‌تواند براي اين كنسرت زيبايي به همراه داشته باشد و در نهايت هم بهترين قاضي هميشه مردم هستند.


منبع: روزنامه شرق

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=16622


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.