موسیقی ایرانیان
 

يادكرد آلبوم قاصدك

حمیدرضا تهرانی: هميشه شنيدن شعر با صداي شاعر، لطف ديگري دارد. خصوصا اگر صداي مهدي اخوان‌ثالث باشد كه كمياب و دوست‌داشتني است. بيست و چند سال پيش، اثر «قاصدك» با دكلمه اين شاعر گرانمايه، از سوي شركت ابتكار و با آهنگسازي مجيد درخشاني منتشر شد. از آن به بعد، ما بوديم و سكوت صداي اخوان. نسل تازه هم داشت با شعرهايش روبه‌رو مي‌شد و مي‌فهميد كه شاگرد بزرگ نيما، همسايه تاريخي سعدي، حافظ و فردوسي شده است كه هم خوان هشتم را سروده و هم آخر شاهنامه را. باري، امروز، اثر دوم با نام «چاووشي» با تلاش فرزند شاعر، زردشت اخوان‌ثالث و مجيد درخشاني پا به عرصه گذاشته. چاووشي نام يكي از اشعار اخوان‌ثالث است كه در آن با زبان شعري و گيراي خويش، سه راه پيش‌روي انسان امروز – يا لااقل انسان اقليم ما- پيش مي‌گذارد كه خودش راه سوم را برگزيد. به بهانه انتشار آلبوم چاووشي، با زردشت اخوان‌ثالث، مجيد درخشاني، پوريا اخواص و شاهو عندليبي به گفت‌وگو نشستيم…

  • ‌‌‌‌‌جناب درخشاني، در ابتدا توضيح دهيد كه چگونه پس از آلبوم قاصدك و پس از ساليان دراز، دوباره مهياي ساختن اثري با صداي اخوان‌ثالث شديد؟

درخشاني: بيست و چند سال پس از قاصدك، به همت چند نفر از دوستان‌مان بود كه اين اتفاق دوباره افتاد. من زردشت را دورادور مي‌شناختم و آشنايي چنداني با او نداشتم. چند سال پيش، دوستان باعث آشنايي ما شدند و در همان جلسه اول طرح كار را ريختيم و از همه نظر با يكديگر توافق كرديم. اين شانسي بود كه پس از بيست و چند سال نصيب من شد كه بر شعرهاي اخوان موسيقي بسازم. با اينكه امكانات‌مان براي شروع كار بسيار محدود بود، كار خوبي از آب درآمد. اين اثر تفاوت‌هاي زيادي با كار قبلي دارد، براي مثال شعري به صورت آواز با صداي پوريا اخواص اجرا شده. زردشت هم خيلي براي اين آلبوم زحمت‌كشيد و يك تنه ايستاد.

زردشت: به همت و همياري شما بود و البته اين كار ادامه دارد. خوشبختانه آقاي درخشاني با مهر و شناخت و عشقي كه به اين كار دارد، دست ما را باز گذاشت و اميد است كه چند كار پياپي را انجام دهيم. تا جايي كه صداي اخوان را داشته باشيم از همان استفاده مي‌كنيم و حتي اگر كيفيت مناسبي هم نداشته باشد آن را پالايش خواهيم كرد و اگر شعر با صداي اخوان در دست نباشد، با صداي ديگر يا گوينده ديگري ضبط مي‌شود.

  • ‌آلبوم با موسيقي شروع مي‌شود و البته در اينجا كلام و موسيقي با هم گيرايي زيادي دارند. آقاي درخشاني، موسيقي خط‌ها و تم‌هاي مشخصي را دنبال مي‌كند؛ اما همانند بسياري از آثار موسيقي ما، در اين آلبوم نيز گاهي مجالي براي بداهه‌نوازي وجود داشته…

درخشاني: بيشتر كارها از قبل نوشته شده بود، اما گهگاه سازهاي سلو، نظير تار و ني به صورت تك‌ساز و تحت‌تاثير شعر، حالت بداهه را پيدا ‌كردند.

  • ‌اما در اين اثر مي‌بينيم كه موسيقي تا آخر، ملودي‌هاي مشخصي دارد كه اين ملودي‌ها در جاي‌جاي اثر برمي‌گردند و بارها تكرار مي‌شوند و تقريبا شبيه كار قاصدك است اما وقتي صداي اخوان‌ثالث با آن شعر جانانه مي‌آيد، موسيقي از يك‌نواختي درمي‌آيد و به نوعي از ملال نجات مي‌يابد. نظر خودتان چيست؟

درخشاني: واقعا همين‌طور است. 35سالي مي‌شود كه من با اين صدا و اشعار مأنوسم. بزرگ‌ترين ويژگي تاثيرگذار در اين كار، صميميت و خودماني بودن لحن شعرخواني اخوان است. اصلا هيچ نوع صداي ساختگي مثل صداي يك گوينده‌اي كه مي‌خواهد شعر بخواند وجود ندارد. زبان عادي خودش است و به سرعت تاثيرش را مي‌گذارد. فكر مي‌كنم در اينجا زردشت بهتر مي‌تواند اين نكته را تاييد كند.

زردشت: با توجه به پرسش شما بايد بگويم قصد در همين بود كه اين كار، حال و هواي قاصدك را هم داشته باشد. يعني به نوعي يادكردي از آلبوم قاصدك در آن باشد. چراكه موسيقي قاصدك به دل مردم نشسته بود و آن را پسنديده بودند.

شاهو عندليبي: اتفاقا بد نيست در اين مورد به خاطره‌اي اشاره كنم. هنگامي كه آقاي درخشاني براي شروع كار مشغول برنامه‌ريزي بودند، داشتيم آلبوم قاصدك را مي‌شنيديم، به ايشان گفتم كه شما امضايي در اين اثر داريد و آن هم ني جمشيد عندليبي در شوشتري است. در اين كار من آن قسمت را دوباره اجرا كردم تا يادآوري قاصدك باشد.

زردشت: در اينجا موسيقي شعر قاصدك همان است و بقيه هم همان حالت‌ها را در خود دارند. (رو به استاد درخشاني) در چه دستگاهي است استاد؟

درخشاني: قاصدك در شوشتري و قطعات ديگر در شور و دشتي است. زردشت به من گفت كه اخوان تار را خيلي دوست داشته و اصلا تار مي‌نواخته. به همين دليل نقش تار را در اين اثر زياد كردم. من از راهنمايي زردشت خوشحال شدم. تفاوت ديگر حضور آواز (صداي پوريا اخواص) است.

  • ‌فقط هم يك آواز در چاووشي مي‌خوانند. از ابتدا قرار بر همين بود؟

درخشاني: بله، همين يك قطعه را خواند و شايد بعدها بيشتر از اين بخواند، اما همين يك قطعه، رنگ خوبي براي آخر كار بود. به‌ويژه وقتي صداي خواننده با اركستر همراه مي‌شود و باز هم صداي اخوان براي لحظاتي دوباره وارد مي‌شود. كساني كه آن را شنيده‌اند، پسنديده‌اند.

زردشت: بله، اتفاقا در اينجا چيزي كه مي‌خواهم بگويم اين است كه خيلي‌ها روي كار اخوان حساس‌ هستند. و من حس مي‌كردم كه شايد براي برخي سخت باشد كه صداي خواننده جواني را در كنار صداي اخوان بپذيرند.

شاهو عندليبي: به اين نكته بايد توجه كنيم كه آقاي درخشاني با شعر زندگي مي‌كند. شعر براي ايشان فقط يك ابزار نيست. ايشان فقط روي شعر آهنگ نمي‌گذارند، بلكه براي زندگي خودش يك كالبد طراحي مي‌كند. بنابراين شعر و موسيقي براي ايشان مثل روح و جسم يك موجود، درهم تنيده است. به طوري‌كه وقتي آن موسيقي را گوش مي‌دهيم، احساس مي‌كنيم كه براي آن شعر زاده شده. در اينجا انشعاب به درون تلفيق شعر و موسيقي است و آوازي كه پوريا اخواص در اينجا خوانده به عقيده من از نظر تلفيق شعر و موسيقي يك شاهكار است.

درخشاني: بايد اين را توضيح دهم كه ما سال‌هاست با پوريا همكاري داريم و او از آن دست خواننده‌هايي است كه ارتباط بسيار زيادي با شعر، بالاخص شعر اخوان دارد. زماني كه من او را بيشتر شناختم، فهميدم كه موثرترين خواننده براي اجراي اين اثر است. بهتر است كه خودش توضيح بدهد…

  • ‌آقاي اخواص خودتان توضيح دهيد كه چطور ارتباط حسي با شعر اخوان را براي خواندن اين اثر در خود ايجاد كرديد؟

پوريا اخواص: اين ارتباط به سال‌هاي نوجواني من برمي‌گردد. گاهي به كتابخانه پدرم سرك مي‌كشيدم و كتاب‌ها را ورق مي‌زدم و چون رشته تحصيلي من زبان ادبيات فارسي بود، ارتباط تنگاتنگي با شعر و ادبيات دارم. از نوجواني خيلي روي شعرهاي اخوان كنكاش مي‌كردم تا ادبياتش را بيشتر درك كنم و ارتباط آن را با موسيقي دريابم. در سال 81 هم به مناسبت بزرگداشت اخوان‌ثالث، اجرايي با گروه صنم به آهنگسازي اميرعباس ستايشگر داشتم كه خيلي مورد استقبال قرار گرفت. از آن به بعد ارتباطم از نظر احساسي با اخوان بيشتر شد. اينكه شاعري مكنونات قلبي و التهابات دروني خود را اينقدر زيبا و بي‌پيرايه بيان كند، مسلما خيلي جا دارد كه با موسيقي عجين شود. همان‌طور كه بعضي مناظر با نقاشي بيشتر جلوه پيدا مي‌كند و برخي مواقع موسيقي به كمك شعر مي‌آيد و گاهي هم شعر به كمك موسيقي. هنرها به هم تابش و بازتاب دارند. كار قاصدك را وقتي كوچك بودم براي اولين‌بار گوش دادم. حال هر وقت آن را مي‌شنوم حس و حال عجيبي از آن دوران را برايم تداعي مي‌كند. اشعار اخوان‌ثالث جاي آن را دارد كه با موسيقي همراه شود و شعر در كنار موسيقي بيشتر به گوش همگان مي‌رسد. براي من پيش آمده كه گاهي بعضي شعرها را خوانده‌ام و ساده از كنارشان گذشته‌ام ولي وقتي آن را مثلا با آواز استاد شجريان و موسيقي استاد عليزاده و مشكاتيان و درخشاني شنيده‌ام، حق مطلب آن شعر را تازه درك كرده‌ام و فهميده‌ام كه آن شعر چقدر جاي تامل داشته ولي من ساده از كنارش گذشته‌ام.

زردشت: اصلا شعرا در قديم، شعرشان را به آواز و با موسيقي مي‌خواندند. مثل امروزه نبوده كه به‌راحتي كتاب چاپ شود و به دست مردم برسد. براي انتشار، آن را با آواز و موسيقي به گوش شنونده مي‌رساندند و اين‌گونه شعر تاثير بيشتري پيدا مي‌كند و مخاطبش را بهتر مي‌يابد.

  • ‌به قول خانم سيمين بهبهاني رديف موسيقي ايراني ريشه در شعر اخوان دارد. آقاي درخشاني! شما به عنوان يك موسيقيدان، اين مطلب را چطور درك كرده‌ايد؟

درخشاني: واقعا شعر اخوان پيوند عجيبي با موسيقي ايراني دارد. سليقه شاعر اين‌گونه بوده و اين به دليل ارتباط تنگاتنگي است كه ايشان با موسيقي داشته است.

زردشت: و اصلا شروع فعاليت هنري پدرم با موسيقي بوده. ايشان در جواني تار را خيلي خوب مي‌نواخت ولي با مخالفت‌هاي پدرش به شعر روي آورد.

  • ‌به هر حال اخوان‌ثالث نوعي پيوند روحي با هنر داشته‌. بازگرديم به آثار، پيش از اين، تنها دو كار قاصدك و درخت معرفت با صداي ايشان منتشر شده بود؟

زردشت: درخت معرفت به‌گونه مصاحبه يا گپ دوستانه‌اي با آقاي احمد كسيلا بود. ولي بعد از آن كاري منتشر نشد. البته اولين كار روي يك صفحه براي كانون پرورش فكري ضبط شده بود.

  • ‌آن اثر در دست مردم نيست؟

زردشت: كم و بيش در دست مردم هست. فكر مي‌كنم نسخه‌هاي كپي شده‌اش پيدا شود.

  • ‌قصد انتشار دوباره آن را داريد؟

زردشت: به همان ترتيبي كه گفتم منتشر مي‌كنيم. شعرهايي كه در اين كار نيست، در كارهاي بعدي مي‌آيد. مثلا غزل 3 در چاووشي منتشر شد. اشعار زمستان و قاصدك هم در اين آلبوم هست و هم در آلبوم قاصدك.

  • ‌پالايش صدايي روي صداي اخوان انجام شده؟ موسيقي با اين كيفيت شفاف چگونه در كنار صداي قديمي قرار گرفت؟

درخشاني: بله، هم پالايش صدايي روي اشعار اخوان صورت گرفت و هم موسيقي را كمي كدر كرديم. مثلا آن موقع شعرها با ضبط كاست ضبط شده بود و نمي‌شد در كنار آن موسيقي شفاف قرار بگيرد و ما آن را به كمك دوست صدابردارمان، حامي حقيقي به هم نزديك كرديم.

  • فكر مي‌كنم آلبوم چاووشي از نوع آلبوم‌هايي است كه آن را بايد كامل گوش داد. چراكه هم قطعات به يكديگر مرتبط هستند و هم تكرار تم‌ها و ملودي‌ها آدم را دلزده نمي‌كند.

زردشت: هرچه اثر را بيشتر بشنويم، بيشتر به آن جذب مي‌شويم. اصلا موسيقي‌هاي خوب را بايد چند بار گوش دهيم تا آن را درك كنيم.

  • قصد نداشتيد كه تم‌هاي ديگري هم در اين كار باشد؟ اصلا دستگاه عوض مي‌شود؟

درخشاني: بله، از يك‌جا شوشتري مي‌شود. در قطعه آخر هم كه آقاي اخواص خواندند، فضا اركستري مي‌شود و كاملا تغيير مي‌كند. ولي فضاي متناسب با شعرهايي كه زردشت به من داد، همين فضاي شور و دشتي است و فقط در بخشي كه به شعر قاصدك نزديك شديم به فضاي شوشتري رفتم تا آن ملودي‌هاي قديمي تداعي شود. در كارهاي بعدي حتما حال و هواي ديگري خواهيم داشت.

  • ‌شعر‌هاي اخوان به قدري فضا‌سازي و تصوير دارد كه امكانات زيادي به موسيقي مي‌دهد. اما آقاي اخواص! همان‌طور كه گفتم، پيش از اينكه به شما پيشنهاد شد كه در اين اثر بخوانيد، احساس نكرديد كه اين كار شايد جسارتي باشد و شايد مردم قبول نكنند؟

اخواص: وقتي نام بزرگاني چون مهدي اخ وان‌ثالث و استاد مجيد درخشاني پشت اين اثر باشد و حامي مهرباني مثل آقاي زردشت در كنارمان باشد، با پشتيباني اين بزرگان شهامت و دلگرمي پيدا كردم و اين اثر را خواندم. در واقع پشتم به كوه احد بود. روزي هم كه اين پيشنهاد به من شد، به قدري هيجان‌زده و خوشحال شدم كه به چيز ديگري جز كار فكر نمي‌كردم. مسلما مي‌دانستم كار بايد مطبوع طبع مردم صاحب نظر و سخت‌گير قرار بگيرد. اميدوارم مردم گوش‌دهند و اگر اشكالي دارد بر من ببخشند. من با حساسيتي كه در مورد كار خودم دارم سعي مي‌كنم هرچقدر مي‌توانم از جان مايه بگذارم و در هر اجرا احساس مي‌كنم مقداري از عمرم كم مي‌شود. اميد است كه اين كار خوب باشد.

  • ‌به نظر من جوابگوي انتظار مردم بود.

زردشت: خوشبختانه استقبال خوبي از اثر شد. با اينكه اشكالاتي در كار من وجود داشت. يعني در كار طراحي جلد و اين چيزها. كار اول بود و يك سري مشكلات و بي‌تجربگي‌ها دامنگير ما بود. اميدوارم در كار بعدي همه چيز خوب باشد.

  • البته محتواي اثر مهم است. چون مثلا من هرگز جلد آلبوم قاصدك را نديده‌ام اما آن را خيلي دوست دارم.

زردشت: در اين آلبوم سه شعر است كه براي اولين بار منتشر شده. تسلي و سلام، ما من ما و تو را‌ اي كهن بوم‌وبر دوست دارم. دوتا از اين شعرها (تسلي و سلام، ما من ما) مقدمه كوچكي از اخوان دارد كه كار را صميمي و دلنشين كرده. اخوان با چند جمله شنوندگان را با احساساتش شريك مي‌كند كه همه اينها در استقبال مردم اثر بخش بوده است.

  • ‌به نظر مي‌آيد بعضي كارها در شب شعر ضبط شده‌اند.

زردشت: برخي استوديويي بوده و برخي هم شب شعري.

درخشاني: استوديوها نيز حرفه‌اي نبوده‌اند. من يادم است كه در شركت ابتكار دستگاهي بود كه با آن ضبط مي‌كردند.

  • ‌ظاهرا از سازهاي ابداعي استاد شجريان هم استفاده كرده‌ايد. چگونه اين سازها وارد اثر شد؟ با نظر خود ايشان بود؟

درخشاني: خير، ايشان بعدا در جريان قرار گرفتند. ساز شهنواز را حامد افشاري نواخته. اين ساز در محدوده ويلنسل است ولي با صداي پوستي، مثل قيچك باس. يكي، دو سال است كه افشاري شهنواز را مي‌نوازد و اين ساز در دستانش رام شده و من متوجه شدم كه گرفتگي صداي اين ساز به فضاي شعر اخوان مي‌خورد. ساز سبو را هم به جاي كمانچه استفاده كردم چراكه در محدوده ساز كمانچه است ولي صدايش نحيف‌تر و ظريف‌تر است. صراحي آلتو هم در يكي، دو قطعه به عنوان ساز همراه استفاده شده.

  • ‌تصور مي‌كردم كار چاووشي به نحوي با گروه شهناز ارتباط پيدا كرده. ولي آن‌طور كه گفتيد استاد شجريان در جريانش نبوده است.

درخشاني: از نوازنده‌هاي گروه شهناز استفاده شد. استاد شجريان هم بعدا در جريانش قرار گرفت. اصلا در صحبت‌هاي ابتدايي قرار بود كه او در اين كار بخوانند اما به دليل شلوغي كارشان نتوانستند. شجريان گفت كه شايد نتواند در اين كار بخواند و حتي ممكن است كار ما به تعويق بيفتد. بنابراين خود او پيشنهاد كرد كه كار را به يك خواننده جوان بدهيم.

زردشت: من مي‌خواهم يك سوال از آقاي درخشاني بپرسم. راجع به كارهاي بعدي چه فكري داريد؟ از تركيب سازهاي اروپايي هم استفاده مي‌كنيد؟

درخشاني: فضاي موسيقي و تركيب سازها در آينده تغيير مي‌كند. قرار است از سازهاي كلاسيك اروپايي هم استفاده كنيم. ولي در كنار سازهاي ايراني. در واقع از ابزار كلاسيك استفاده مي‌كنيم چراكه سازهايشان تكامل يافته است و رنگ خوبي دارد. از اين پيشنهاد زردشت استفاده مي‌كنيم. به هرحال بد نيست رنگ‌آميزي كمي عوض شود.

زردشت: البته بايد ببينيم چه شعرهايي را در دست داريم و آنها چه زمينه‌اي را برايمان به وجود مي‌آورند. در واقع شعرها تعيين‌كننده فضاي موسيقي هستند.

  • ‌اين را بايد بگويم كه مردم تشنه آن هستند كه شعرهاي اخوان را با صداي خودش بشنوند.

زردشت: واقعا هم شنيدني است. چون درست خواندنش را ياد مي‌گيرند. من غلط‌هايي را در شعر خواندن بعضي‌ها مي‌بينم كه تنها دليلش ناآشنايي آنهاست و اينكه به دنبال كار نيستند.

درخشاني: اخوان لحن غريبي دارد. مثلا در قصيده سلام و تسلي اين‌گونه مي‌خواند: «ديدي دلا كه يار نيامد؟» ولي من اگر مي‌خواندم به‌اين صورت مي‌شد: «ديدي دلا؟ كه يار نيامد.» و «نيامد»ي كه ايشان مي‌گويد از دفعه چهارم به بعد تغيير مي‌كند.

  • ‌وقتي اخوان شعر مي‌خوانند، تك‌تك حروف را خيلي دقيق ادا مي‌كنند و با لحن منحصربه‌فردشان حال و هواي متناسبي از اثر را به شنونده القا مي‌كنند. مخصوصا شعري را كه با خاطره درخت شليل تعريف مي‌كنند. خاطره صادقي است و صداقت در آنجا در لحن اخوان آشكار است.

درخشاني: خيلي زيباست. حالتي رفت كه محراب به فرياد آمد.

زردشت: اخوان در خيلي جاها جمله را تمام نمي‌كند و شايد در آن لحظه حركتي با دستش انجام مي‌دهد يعني تو مي‌داني چه مي‌شود و دقيقا همان هم تصور مي‌شود.

  • ‌لحن اخوان‌ثالث كاملا به تصوير‌سازي كار كمك مي‌كند. اما راجع به رونمايي اثر بگوييد. آيا از چاووشي رونمايي شد؟

زردشت: خير، ما قصد داشتيم يك رونمايي در خانه هنرمندان داشته باشيم اما نشد. نه به اين خاطر كه كسي مانع از آن شده باشد. به دليل تغيير مديريت در خانه هنرمندان بود. ما هم ديگر پيگير نشديم.

  • ‌اصحاب فرهنگ و هنر اقدامي براي اين كار نكردند؟

زردشت: خير، كسي اقدامي نكرد. ولي آلبوم چاووشي جايگاهش را در ميان مردم پيدا كرد.


منبع: شرق

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=15670


برترین مطالب وب    
   

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.