امید که در جامعه موسیقی حرکتهای جمعی با مقاصد هیجانی و احیانا ناشیانه موجب هدر رفتن پتانسیلهای بالقوه مثبت نشودنگارش نامه به رییس جمهور با کدامین منظور؟

index-e1462084739351موسیقی ایرانیان – مهران مهرنیا (آهنگساز، نوازنده و مدرس تار و سه تار): چندی پیش از نگارش نامه ای خطاب به رییس محترم جمهور (آقای روحانی) از سوی برخی از اهالی موسیقی باخبر شدم که در اعتراض به لغو کنسرتها در برخی شهرها و عقب نشینی ضمنی وزیر ارشاد در آن باره تهیه شده بود.

با کمال میل آماده امضای ذیل آن طومار بودم که سخنان بسیار مهم جناب روحانی در روز پزشک منتشر شد.

سخنانی صریح و شیوا در حمایت از قانون و کنسرتهای موسیقی و البته عتابی به وزیر و بانیان لغو کنسرتها که در نوع خود در طی دهها سال بی سابقه بود.

سخنرانی ای با جسارت زیاد و البته همان که از یک رییس جمهور مسئول میشد انتظار داشت.

namehپس از آن با اینکه همچنان به تهیه طومار معتقد بودم، اما با مخاطب قرار دادن رییس جمهور در این نامه مخالف شدم. حقیقت این است که حرکتهای مدنی مبتنی بر قانون، مثل تشکیل کمپین یا امثال آن برگی است که نباید ناشیانه سوزانده شود.

آنچه مسلم است و در قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحتا آمده، تفکیک ارگانیک برخی حوزه ها از دولت و قوه مجریه است. به دیگر سخن؛ امامان جمعه، شورای سیاست گذاری ائمه جمعه، دادستانیها و… از نظر قانونی بجز بحث تخصیص بودجه، ارتباطی با دولت ندارند.

پس نامه به رییس جمهور برای چه؟

توقع نگارندگان نامه خصوصا پس از آن سخنرانی شفاف دکتر روحانی، از ایشان چیست؟

فلان امام جمعه را برکنار کند؟

یا فلان دادستان را توبیخ؟

یا…

هیچ یک از این امور از جهت سیستمی به رییس جمهور مربوط نیست و ایشان حداکثر میتوانند یک سخنرانی دیگر در این باره داشته باشند و…، البته که هیچ نتیجه ی قطعی نمیتوان بر آن مترتب بود. بجز کارت خوبی که بی دلیل میسوزد.

از نظر من کاری که خانه موسیقی در حال انجام آن است، (یا انجام داده است)، رفتاری خردمندانه تر و قانونی تر آن همانا نگارش نامه ای استفتاء گونه است به مقام رهبری نظام که از نظر ساختار سیاسی و حکومتی احاطه و اختیار تصمیم گیری در این باره را دارند.

و امامان جمعه و مسئولین دادستانیها با واسطه یا بی واسطه منصوب و زیر مجموعه ایشان هستند و طبعا تمکین از نظرات مقام رهبری بر آنان واجب است.

از نظر من رفتار صحیح باید ملاک عمل باشد، چه از سوی خانه موسیقی که خود من هنوز عضو آن نیستم،چه هر مرجع دیگری.

امید که در جامعه موسیقی حرکتهای جمعی با مقاصد هیجانی و احیانا ناشیانه موجب هدر رفتن پتانسیلهای بالقوه مثبت نشود، همیشه میشود حرکتهای احساسی و هیجانی انجام داد، اما آنچه مهم است. تحلیل میزان هزینه و فایده از کاریست که انجام میدهیم.

به امید روزی که هیچ صنفی برای احقاق حقوق اولیه خود ناچار به نگاشتن نامه به بالاترین مقام حکومت نباشد.


منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

برچسب

17 دیدگاه برای این خبر “امید که در جامعه موسیقی حرکتهای جمعی با مقاصد هیجانی و احیانا ناشیانه موجب هدر رفتن پتانسیلهای بالقوه مثبت نشود”

  1. یکی از تهیه کنندگان آن طومار! گفت:

    جناب مهرنیای عزیز، در ابتدا باید بگویم که نظرتان قطعا محترم است اما نظر شخصی خودتان و مغایر با بیش از ۶۰۰۰ نفری که امضا کرده‌ایم و در چنین رسانه‌ای اجازه بازتاب نیافت. اما ارزش نظر قطعا به تعداد نفرات بیشتر طرفداران آن نیست که در این صورت به ورطه پوپولیسمی افتاده‌ایم که موسیقی هنریمان نیز بسیار از آن رنج می‌برد، پس چند نکته:
    ۱٫‌این طومار اساسا پس از بیانات رییس جمهور نوشته شد و اینکه چطور پیش از آن مشتاق امضای پای آن بوده‌اید جای تعجب دارد!
    ۲٫ آیا رییس جمهور در قانون اساسی مسوول اجرای قانون اساسی شناخته نشده؟ آیا دادن اخطار (همان اخطار قانون اساسی معروف) نسیت به اجرای غلط و یا عدم اجرای این قانون به صورت رسمی از اختیارات ایشان محسوب نمی‌شود؟
    ۳٫ در این میان یک چیز که در کنار حقوق اولیه مردم و جامعه موسیقی پایمال شده اعتبار مجوزهای ارشاد و در کنار آن خود وزارتخانه بوده، چیزی که از این باب نیز وزیر خیلی ساده از کنار آن گذشتند و آیا رییس جمهور نمیبایست نسبت به این وهن جایگاه یکی از وزارتخانه‌هایش واکنش نشان دهد؟
    ۴٫ کسی عزل و نصب امامان جمعه را از رییس جمهور نخواسته، اما آیا نمیتوان نسبت به این رفتارها واکنش عملی نشان داد؟ آیا نهادهایی مثل ارشاد به عنوان متولی قانونی جامعه موسیقی و یا خانه موسیقی با ادعای نهاد صنفی نمیتوانند به جز نوشتن نامه‌هایی همواره بی پاسخ مانده پشت سر صنفشان به صورت قانونی از متخلفین شکایت قضایی و قانونی کنند؟! یا شکایت قضایی از نظر ایشان تنها شایسته به قول خوشان مفتریانی از جنس موسیقی و ساسان فاطمی‌هاست؟!
    ۵٫ از نظر قانونی نیز وقتی باید حل مساله و مشکلی را از مقامی چون رهبری خواست که به بن‌بست رسیده باشد. نمی‌فهمم مشکلی که به صراحت محمل قانونی دارد و همه چیزش مشخص را چرا باید به رهبری کشاند؟! جز بار روانی و تبلیغاتی؟! آیا همه راه‌ها را رفته‌اند؟ اگر می‌گویید کدام راه‌ها، به بند‌های قبل مراجعه فرمایید.
    ۶٫ فکر میکنم شاید من باب دفاع از دولت و در آستانه انتخابات این متن را نوشته‌اید و در این صورت دغدغه شما را درک میکنم، اما به این نامه به عنوان پشتوانه مردمی‌ای هم می‌توان نگریست که اجابت خواسته‌های قانونیشان از جمله وظایف وزیر و رییس جمهور است تا به استناد این خواسته‌ها به پیش روند که قطعا در این صورت و حتا اگر نتوانند به نتیجه برسند دغدغه احتمالی شما رفع شده است چرا که اهالی موسیقی محدودیت‌ها را می‌فهمند و درک می‌کنند چه برای خودشان و چه برای وزیر و رییس جمهورشان.

  2. مهران مهرنیا گفت:

    سلام دوست امضا کننده.
    باسپاس از اینکه وقت گذاشته ایدو مطالعه فرمودید.
    اگر لطف بفرمایید و همچون پای آن نامه ،نام خودتان را هم بنویسید حتما با شما گفتگو خواهم کرد.
    در غیر این صورت نه ادعای امضا کنندگیتان حجت است و نه دلیلی برای پاسخ میبینم.
    با مهر و احترام
    مهران مهرنیا

  3. علی رحیمی گفت:

    به نظر بنده بسیار متین نوشتند جناب مهرنیا ولی اجازه دهید مخالفت خودم را اعلام کنم.
    بهتر بود ابتدا متن کامل نامه رو مطالعه میفرمودید
    به هر حال همه ما وظیفه داریم از موسیقی حمایت و حفاظت کنیم

  4. ٦٠٠٠ نفر گفت:

    آقای مهرنیا، اگر نیاز به اسم دارید تا پاسخی مرقوم بفرمایید أسامی ۶٠٠٠ نفر رو مطالعه بفرمایید. احتمالاً در بین آن ۶٠٠٠ نفر نام هایی هست که بشناسید و بتوانید پاسخ دهید. ضمن اینکه اشاره تان به روش خانه موسیقی که مصداق یک سکوت ممتد است برایم جالب بود. ما منتظر توضیحات شما هستیم. همه ی ما ” امضا کنندگان طومار”.. بفرمایید

  5. کامیار ص گفت:

    پاسخ آقای مهرنیا به دوست کامنت‌گذار اوّل بسیار ناشیانه، مغلطه‌وار و دور از منطق بود. آقای مهرنیا چرا به‌جای پاسخ به انتقادات مستدل کامنت اوّل، از ایشان تقاضای نام دارند؟ از این‌کار چه چیز عایدشان می‌شود؟ فرض کنید کامنت اوّل را من، بهزاد باقری (مثلا!) نوشته‌ام که جزو امضا کنندگان هم نبوده‌ام! یا مثلاً حسین کریمی هستم که نامه را امضا کرده‌ام! چه تفاوتی دارد؟ کسی اتقادی وارد کرده و فارغ از این که آن شخص کیست آقای پیرنیا می‌توانند پاسخ‌شان را بدند یا از پاسخ بگریزند. این میان طلب نام نویسنده چیست؟ می‌خواهند به شخص نویسنده چیزی بگویند؟ به او حمله کنند یا از او دفاع کنند؟ با گفتن نامشان مجوز نقد آقای مهرنیا را می‌گیرند؟ این از نکات اوّلیه و بدیهی است که در تمام کتاب‌های ابتدایی منطق و استدلال از آن به عنوان مغلطه‌ای واضح نام برده شده است.
    گاهی واقعاً سطح برخوردهای اهالی موسیقی چنان نازل است که انسان را جداً حیرت‌زده می‌کند.

  6. از امضا كنندگان طومار نامبرده گفت:

    آقای مهرنیا، بیایید ما به اصطلاح “هنرمندان” از رویه ی معیوب سیستم پیروی نکنیم، و به جای حاشیه ی بی مورد رفتن و شرط و شروط گذاشتن، حرفی که داریم را – اگر داریم- بزنیم . اخه استاد محترم! اخه بزرگوار! این همه آدم دور هم جمع شده اند یک نامه ای را امضا کرده اند، بعد شما یک متن سراسر غلط نوشته أید با یک لحن دانای کلی که البته در ادبیات موسیقیدانان بی سابقه هم نیست و به سیاق مجسمه ی متفکر رودَن دست زیر چانه زده اید که چنین بود و مبادا چنان شود؟ آقا پاسخ کامنت اول را بدهید. اسم طرف اکبر است. سوسن است. شما اسم دقیق نویسنده ی نامه را هم نمی دانستید اما قلم تان را لغزاندید و یک چیز عجیبی نوشتید. حالا لطفاً پاسخ گو باشید.

  7. میلاد گفت:

    سلام جناب مهرنیا
    با سپاس از توجه و نکته سنجی ای که دارید.
    من با شما موافقم . شخص رییس جمهور جز یه سخرانی هیجانی و احساسی تو جمع هواداران خودش بهمراه کف و سوت حضار کاری دیگه نکردن
    من خودم از طرفدارای ریاست جمهوری ایشان در میان سایر کاندیداهای باقی مانده بودم. ولی واقعیت این هست که ایشان قدرتی بیشتر از این سخرانی ندارن . و نهاد امام جمعه زیر نظر مقام رهبری می باشد . شاید تنها کاری بتونن عزل وزیر مربوط بخاطر کوتاه امدن باشد که خود این امر موجب مخالفتهای شدی تر میشه.
    به هر حال رهبر انقلاب به عنوان فصل الخطاب میتوانند این قائله را حل کنند حداقل از منظر فقهی نظر مشخص ایراد نمایند. مسلما ایشان در مقام رهبری از نظر فقهی بالاتر از جایگاه امام جمعه شهر که خودشان انتخاب میکنن ، هستن.
    من تصور ام اینه که دوستان مان در مخالفت با گفته شما به محتوای نامه و سو و جهت شما کم هم جهت با اعتراض ایشان هست نشدن.

  8. مسعود جاهد گفت:

    با احترام بسیار به هنرمند عزیز فرهیخته مهران مهرنیا و دوستان ناشناس و بی امضای موزیسین که در مخالفت با دیدگاه ایشان پاسخ داده اند باید بگویم بنظرم هر دو طرف ماجرا دغدغه ای جز دفاع از حقانیت موسیقی کشور ما ندارند .اما خطابم به طرف دوم است که فراموش نکنند حق طبیعی کسی ست که هویت واقعی منقدینش را بشناسد.در تاریکی با نامی مستعار نفی و انتقاد از نگارنده ساده ترین شکل ممکنه ست و این حق طبیعتا از آقای مهرنیا در شناخت طرف مقایل و دفاع از مواضعش ناخودآگه گرفته میشود.قطعا میدان نقد عرصه ی برچسب و افترا نیست. نکته ی مهمی که بنده درین تحلیل خوانده ام اشتراک فکر و همسویی شش هزار نفری نامه با آقای رییس جمهور است و به این دلیل اینگونه نامه ها را به نوعی آب به هاونگ کوبیدن میدانند .لازم است دوستانی که دلسوز سرنوشت اکنون موسیقی هستند سنجیده تر برخورد کنند و نگاه و خطابه ی شان متوجه عاملان اصلی ماجرا کنند نه فردی که معترض به شرایط موجود ست .این نامه به تصور من در حمایت و همراهی با سخنان اخیر آقای روحانی نیست بلکه به یک شکلی ایجاد شکاف میباشد.. با اینحال از اینکه بخشی از اهالی موسیقی نسبت به ضدیت .توهین و برخورد خشونت آمیز به جریان موسیقی سکوت را شکستند جای تقدیر دارد.امیدوارم همه ی ما در سرنوشت موسیقی خود را سهیم بدانیم و در برابر ناملایمتیها که از دیرباز با آن مواجه ایم سکوت اختیار نکنیم.موفق باشید.

  9. M.8 گفت:

    باعرض سلام خدمت همه دوستان
    منهم جایگاه دولت را در رابطه با امور فرهنگی جایگاه تصمیم گیری نمیدانم زیرا اکنون دولت به دلیل تبدیل شدن تنها فرصتش (برجام ) به تهدید و نقاط قوتش به ضعف ( فیشهای حقوقی ) در حالت تدافعی به سر میبرد و برای تصمیم گیری در زمینه امور فرهنگی به جز سخنرانی و شعار کاری به پیش نخواهد برد .
    از سوی دیگر تنها مخالفت ها از سوی مراجع خاصی است که از لحاض ساختاری نظام تحت سلطه دولت نیستند .
    متاسفانه کم نیستند مشکلاتی که به معیشت مردم ارتباط دارند که دولت از حل آنها بنا به دلایل ذکر شده ناتوان است چه برسد به مسایل فرهنگی .
    نظر دوستمان که فرموده بودند که تا جایی که قانون هست نیازی به ارجا به مقامات بالاتر نیست باید بگویم که مقداری روند اجرای قانون در این کشور رو هم در نظر داشته باشید آیا واقعا قانون در این مملکت به صورت کامل در حال اجراست ؟
    لذا بنده بانظر جناب مهرنیا کاملا موافقم و به نظر من نباید با استفاده نادرست از ابزارهای محدود موجود باعث از بین رفتن آنها شد .
    با سپاس از شما

  10. یکی به غیر از اون شش هزار نفر گفت:

    یه سوال از افرادی که نظر دادن و اقای مهرنیا
    چرا اسامی هنرمندایی که کنسرت هاشون در شهرهای مشهد و … کنسل شده در بین اسامی امضا کننده ها نیست . از جمله اقایان شهرام ناظری ، کیهان کلهر، علیرضا قربانی ، سالار عقیلی ، حافظ ناظری و اسامی دیگه که الان حضور ذهن ندارم.
    …..

  11. بی نام!!!!!! گفت:

    جالبه از یک مقاله ای که به این سادگی و
    منطقی مسئله را شکافته است برداشت این چنینی
    شده!!!
    آقای مهرنیا فقط نگاه قانونی به مشکل پیش رو کردن
    کرده اند ولی …
    ……
    …..
    در پایان امیدوارم تاثیر نامه ۶۰۰۰ نفر به
    رئیس جمهور رو ببینیم و صادقانه میگم که خیلی
    خوشحال میشم.

  12. یکی از امضا نکنندگان طومار گفت:

    سلام
    من این طومار رو اصلا ندیدم و نه می دانم کی شما اقدام به امضای آن شدید . لطفا اگر لینکی جهت اطلاع هست بفرمایید تا ببینیم و امضا کنیم
    ولی در جواب این آقای امضا کننده که گفته بودند دولت مجری قانون اساسی هستند باید عرض کنم که بله در قانون چنین نوشته شده ولی آیا این قضیه ضمانت اجرایی هم داشته تا کنون یا خیر ؟
    آیا تمام مشکلات امروزی کشور مانند رانتها و اختلاسها که بسیاز مهمتر از مسائل فرهنگیست و مشخصا زیر پاگذاشتن و قانون و شرع و عرف است اکنون از لحاض قانونی قابل پیگیریست ؟
    من کار شما رو برای نوشتن طومار رو تایید می کنم ولی با توجه به جامعه کنونی ناکار آمد می دانم .
    منتظر در یافت لینک طومار هستم .
    و بدانید و آگاه که با توجه به اختلاف نظر بین هنر مندان هرگز اینگونه حرکتها راه به جایی نخواهد برد . فقط از طریق همبستکی و پشتیبانی می توان به نتیجه رسید .

  13. ایرج گفت:

    باسلام
    متاسفانه مشکلات موسیقی بالاخص موسیقی اصیل یا سنتی با این کارها و اقدامات حل نمیشه.
    تنها کسی که میتونه مشکلات و موانع موجود در مقابل موسیقی رو برداره مقام معظم رهبری هستش..
    …..
    ….
    بنظر من برخورد با موسیقی در مملکت ما سلیقه ای شده و هیچکس مخصوصا سران با نفس موسیقی کاری ندارند یا آشنا نیستند.
    همه منتظر یک دستور کلی و مشخص هستند و همه هم مجبورند به آن عمل نمایند.چه به نفع یا به ضرر.

  14. ناشناس گفت:

    طرح مساله درست و منطقی است اما راهکار نه. آقای مهرنیا از مندرجات نامه ی خانه ی موسیقی مطلع
    هستید که اون رو تایید می کنید؟ما که در اخبار جزییات را نتوانستیم ببینیم. ……

  15. مهران مهرنیا گفت:

    سلام و درود به تمامی عزیزانی که ذیل یادداشت من چه مخالف و چه موافق مطلبی نوشتند.
    دوستان دلیل عدم پاسخگویی من به کامنت گذار اول،پرسشگری بی نام نیست،که هر کنشگری موظف است به سوالات همه با نام و بی نام پاسخ دهد.
    اما وقتی تهیه کننده نامه در بند ۶ اقدام به ذهن خوانی و متهم کردن شخص و شخصیت من میکند و مرا با افترای حمایت از دولت مینوازد،آن هنگام است که باید گردن بیافرازد و اگر شهامتی دارد خود را معرفی کند،همان کاری که در گروهها و کانالهای مجازی که من حضور ندارم در غیاب بنده انجام میدهد،با اطمینان از صحت و سلامت به در رفتن از مخمصه ی بحثی مستند و علمی!
    خیر دوست من آقای ک.ف
    این شیوه ها دیگر پاسخ نمیدهد
    این نوع رفتار نه مدنیست و نه اخلاقی
    باز هم تاکید میکنم
    اگر تنها درباره مطلبم پرسشی داشتید موظف به پاسخ بودم،اما قضاوت و افترا و ذهن خوانی و اتهام وابستگی عوارض دارد.
    تا خیال نشود میتوان تهمتی زد و در خیل چند هزار نفر در زمان تنگی قافیه بحث احتمالی با کسی که گمان میبرید منطق لازم را در برابرش ندارید ، مخفی و محو شوید!
    پاسخ ۵ بند اول آماده است به شرط اینکه “جناب یکی از تهیه کنندگان” یا هنرمند گرامی ک.ف بجای حضور بسیار فعال و گردن افراشته با نام حقیقی در فضاهایی که بنده حضور ندارم. مسئولیت بند ۶ را بپذیرند و به بحثی علمی ورود کنند.
    با سپاس ویژه از خانم ۶۰۰۰ نفر و سایر دوستان

  16. یکی از تهیه کنندگان آن طومار (ک.ف) گفت:

    با سلام و درود فراوان. هنرمند گرامی جناب مهرنیا، می‌دانستم که برای هرکه شاید ناشناس بمانم برای شما نخواهم ماند چرا که خود قبل از انتشار مطلبم ذیل نامه شما بواسطه احتمال چنین برداشت‌هایی این مساله را تلفنی با مدیریت محترم پایگاه موسیقی ایرانیان در میان گذاشتم و حتا عنوان کردم که می‌توانند با شخص شما نام مرا در میان بگذارند و به همین روال در گروه‌های دیگری که اگر آنروز هم در آن حضور نداشتید می‌دانم به یمن این تضارب آرا امروز حضور یافته‌اید. اما اینکه چرا نامم را اینجا فاش نکردم و نیز نخواهم کرد این بود که درست نمی‌دیدم این حرکت جمعی بی‌سابقه را که بواسطه استقبال غیرمنتظره اهالی موسیقی از هر شاخه و ژانری ابعادی خاص یافته بود، به نام یا نام‌هایی منحصر و شخصی کنم و شائبه مصادره آن را برای خود یا خودی‌ها در اذهان به وجود آورم. کاری بود باتفکر جمعی و صنفی، بنا بر دغدغه‌هایمان برای جمع پراکنده و وضعیت نابسامان موسیقی کشور که بیش از سه دهه است به واسطه ملاحظات و تاکید بر روش‌های معمول فراقانونی با رویکردهای کدخدامنشانه و محافظه‌کارانه ادامه یافته است. اما باید اشاره می‌کردم به دست داشتنم در تهیه متن و تدارک این حرکت تا بتوانم از مواضع اتخاذ شده در نامه دفاع مستدل کنم تا بدانید به تمامی راه‌ها و مواردی که شما در نامه فرموده‌اید فکر شده بود هرچند که بیان صریح همه در اینجا مقدور نیست و هرچند به زعم شما به خطا رفته باشیم. نقد و اعتراض به هر کار و چیزی حق شما و هر فردی است، کما اینکه پاسخ دادن به آن حق من و یا هر دیگری و من سعی کردم در پاسخ، دلایل اتخاذ روش خودمان را بیان کنم در بندهایی که گویا به هیچکدام نپرداخته‌اید به جز بند ۶٫
    جناب مهر نیا شما در صفحه فیسبوکتان همین متن را با چنین مقدمه‌ای شروع می‌کنید: «کاش جامعه موسیقی ایران، مثل جامعه تئاتر یا حتی گرافیک دانش سیاسی به معنای واقعی داشت.» و با این حکم پیش‌داورانه‌ای ظاهرا خود را از جامعه موسیقی مجزا کرده و سپس به نقد می‌پردازید. یا در متن به صرف برداشت خودتان تفکر و عمل متفاوت با نظرتان را بدون ادله کافی (به نظر من) و اتکا بر قبول و پذیرش رفتارهای فراقانونی رایج، ناشیانه و هیجانی می‌خوانید. حال اینکه این شیوه مدنی‌تر و اخلاقی‌تر است یا موارد ذکر شده در پاسخ و از جمله بند ۶ را بهتر است به خوانندگان و افکار عمومی حواله دهیم و برسیم به ذهن‌خوانی من در همان بند ۶، چراکه شما نیز فقط به آن التفات نشان داده‌اید:
    ۱٫ اتفاقا بنده چون نخواستم ذهن‌خوانی کنم با عبارت «فکر می‌کنم» و «شاید» آغاز و با شرط اینکه چنین باشد «در این صورت» به آن پرداختم. دلیل پرداختنم هم واضح است چون خودم در بادی امر چنین دغدغه‌ای داشتم که با اینکار ناخواسته و در نزدیکی انتخابات به دام صف‌آرایی‌های موجود انتخاباتی نیفتیم. پس قضاوتی در کار نبوده و به این مساله به عنوان یک گزینه احتمالی پرداخته شده که با خواندن متن شما به ذهن من و شاید دیگرانی متبادر شد و خب خدا را شکر که شما خود را از این اتهام و تهمت! مبرا دانستید.
    ۲٫ جناب مهرنیا شما دقیقا به مانند بنده و به عنوان یکی از طرفین گفت‌وگو اخلاقا، منطقا و بر اساس اصول همان بحث مستند و علمی که به آن دعوتم کرده‌اید، جایگاه تعیین اینکه تا چه حد طرف مقابل منطق لازم را در برابرتان دارد و یا ندارد را ندارید. اینکه در این عرصه منطق کدام است و باز به قول شما آیا قافیه تنگ آمده و بر چه کسی تنگ آمده را هم پیشنهاد می‌کنم بر عهده افکار عمومی بگذاریم و کمتر با غضب و تعصب بلکه بیشتر بر اساس ادله خود محترمانه سخن بگوییم.
    ۳٫ فرموده‌اید تهمت، افترا، قضاوت، اتهام وابستگی، میفرمایید: «متهم کردن شخص و شخصیت من» یا «مرا با افترای حمایت از دولت مینوازد». با تمام آن شاید‌ها و احتمال دادن‌هایی که قبلا اشاره کردم این را می‌پذیرم که ظاهرا در این مورد اشتباه کرده‌ام و خودخواهانه عقیده و احساس خودم را به همه و از جمله شما تسری داده‌ام. جناب مهرنیا من به این دولت رای داده‌ام و در زمان انتخابات قبل حمایتش کرده‌ام (و چه بسا در آینده نیز چنین کنم، با تمام کاستی‌ها و قصورش بویژه در بخش فرهنگ و حوزه موسیقی)، نه از روی تعصب، نه به امید سهمی و نه به واسطه علقه‌ای به جناحی سیاسی، چرا که گزینه بهترش می‌دانستم شاید هم به اشتباه و باز شاید به همین دلیل بیش از هر دولت دیگری منتقدش هستم. به همین واسطه بود و هست همان دغدغه‌ای که در بند یک گفتم تا به هیجانی در دام دیگرانی نیفتیم از جنس مسببین اصلی وضعیت فعلی موسیقی و نگارش چنین طوماری هستند. بنابراین شاید اگر حمایت از دولت فعلی به من نسبت داده می‌شد چنین برنمی‌آشفتم ولی اشتباه من آنجا بود که ناخودآگاه این را به عنوان فرضی کلی قلمداد کردم و هرچند با در نظر گرفتن احتمالات و نه قاطعانه آن را به شما نیز گسترش دادم که همینجا بابت آن عذرخواهی می‌کنم.

  17. مهران مهرنیا گفت:

    دوست هنرمندم اقای ک.ف
    شما و هر اهل موسیقی فی نفسه برای من گرامی هستید و ما بر اساس تصور من در یک قطار طی راه میکنیم با نگاههای گاهی متفاوت.
    پس این بحث برای من تنها یک گفتمان درون خانوادگیست.
    و من لزومی به پنهان کاری نمیبینم.
    ضمن اینکه شما از طرف خودتان از مفاد طومار دفاع میکنید،نه به نمایندگی از گروهی،تا آن شائبه مورد اشاره تان ایجاد شود.
    کاری که انجام شده رفتاری به غایت مدنی و درست بوده و هست.
    تنها نقد من مرجع خطاب نامه و طومار است که چند تن از دوستان سر لیستتان هم الان با من موافقند و حتما شما از ان با خبرید.
    عزیز
    شاه بیت نامه و کامنت شما در نقد رییس جمهور،عدم اجرای قانون اساسیست.
    این عتاب نامه به آقای روحانی در برخورد ضعیف با وزیر شاید درست باشد،اما درباره امامان جمعه و دادستانها ابدا منطبق بر قانون اساسی نیست.
    دوست من گاهی ما قوانین را آنگونه که دوست داریم میپنداریم.
    طبق قانون اساسی که در هیچ کجای آن درباره اجرای کنسرت ماده و بندی وجود ندارد!
    صراحتن این اختیار با نظر شورای تامین استانها برای دادستان در نظر گرفته شده تا هر اجتماعی را که مخل نظم،امنیت یا عفت عمومی باشد،تعطیل کنند.با مجوز و یا بی مجوز.
    این قانون اساسیست.
    حال ما از رییس جمهور میخواهیم به قوایی که تحت اختیارش نیستتن،دستور دهد کاری که قانون اساسی به آنها اجازه داده را انجام ندهند؟
    این درخواست،بجز تضعیف رییس جمهور در میان عامه ای که از اختیارات وی آگاهی ندارند نتیجه دیگری ندارد.
    و این همانیست که برخی جریانها و روزنامه ها هر روز مشغول آنند.
    برای بار آخر عرض میکنم،اصل طومار و تهیه آن اقدامی بسیار درست و اصولی بود و من از آغاز زمزمه تهیه اش در جریان آن قرار گرفتم.
    اما هنوز معتقدم تنها مقامی که میتواند به این بی قانونیها و رفتارهای سلیقه ای پایان دهد مقام رهبری است و لاغیر.
    حال که دیگر گذشت و طومار منتشر شد.
    سلامت و موفق باشید
    روزگار خوش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

تازه‌ترین اخبار