با انتشار یادداشتی در روزنامه اعتماد

  • کد خبر : 44928
  • ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۸:۴۴

بهاره رهنما بازیگر نقش پریسا در سریال «پژمان» در یادداشتی که در روزنامه «اعتماد» منتشر کرده است انتخاب گروه موسیقی «دنگ شو» در تیتراژ این سریال را نوعی حس رهایی و بی سرزمینی در عین اعتقاد به ریشه های ایرانی و سنتی این گروه عنوان کرده است. تضادی که بیشتر موسیقی دنگ شو را برای او […]

بهاره رهنما بازیگر نقش پریسا در سریال «پژمان» در یادداشتی که در روزنامه «اعتماد» منتشر کرده است انتخاب گروه موسیقی «دنگ شو» در تیتراژ این سریال را نوعی حس رهایی و بی سرزمینی در عین اعتقاد به ریشه های ایرانی و سنتی این گروه عنوان کرده است. تضادی که بیشتر موسیقی دنگ شو را برای او تبدیل به نوعی موسیقی کولی وار می کند.

 متن کامل یادداشت این بازیگر سینما ،تئاتر و تلویزیون را در ادامه می خوانید:

یادداشتی که می نویسم صرفا از طرف یک مخاطب موسیقی خاص است نه حتی یک مخاطب خاص موسیقی. هرچقدر هم در حیطه هر کار هنری ای که داری آدم شناخته شده و باتجربه یی باشی آنقدر در دنیای امروز هنرها تخصصی شده که نمی توانی به هیچ عنوان- چون مثلاکاری مربوط به هنر مشخصی داری- در مورد هنر دیگری نظر حرفه یی و منتقدانه بدهی بنابراین هم تکلیف خودم و هم خوانندگان این ستون را همین ابتدا روشن می کنم. ولی شاید اگر تو طرفدار پروپاقرص یک گروه موسیقی باشی و در عین حال کارت کار هنری باشد حس و حالی را که از فضای آن موسیقی به تو منتقل می شود، یا شاید بهتر باشد بگویم، حس و حال آرتیستیکی که از آن فضا به تو می رسد را کمی دقیق تر دریافت کنی.
سال ها پیش بود که از طرف دوستی که از علاقه من به موسیقی های یک جور خاص (که شاید این یک تعریف شخصی باشد از سلیقه موسیقایی من) با گروه دنگ شو و موسیقی شان آشنا شدم.یادم می آید یک روز با بزرگ تر نازنین سینمایی مان آقای شجاع نوری تماس گرفتم و بابت داشتن چنین پسرهای خلاقی به او تبریک گفتم. ایشان هم محبت کردند و مرا با طاها و شایا و کنسرتی که اتفاقا در راه داشتند، آشنا کردند.
صمد طالقانی هم وقتی صدای مرا پشت تلفن شنید و از شور و شوق عجیب من برای دیدن اجرای پژوهشی بچه ها در آموزشگاهی، باخبر شد همه شرایط را تسهیل کرد تا ما به هم وصل شویم. مهم ترین چیزی که آن روز عجیب از این موسیقی به من رسید حس رهایی و بی سرزمینی در عین اعتقاد به ریشه های ایرانی و سنتی بود. تضادی که بیشتر موسیقی دنگ شو را برای من تبدیل به نوعی موسیقی کولی وار می کرد که بعدها با ترانه «تو می دونی که ابر رهگذر بارون نداره» با صدای آسمانی علی زند وکیلی بیشتر برایم مسجل شد.نترسیدن بچه های دنگ شو را از جدا شدن هایشان، از تجربه های نوشان واز مورد نقد و بررسی قرار گرفتن خیلی دوست دارم. جسارت عجیبی که بیشتر از اینکه شبیه آزمون و خطا باشد، شبیه به اشتراک گذاری تمام حس و فضای یک گروه موسیقی شامل خواننده وتمام موزیسین ها در همان لحظه و همان روز است. برای همین وقتی هر بار به دیدن همین اجراها تقریبا بدون جا و امکانات «دنگ شو» می روی همین حس و حال را تجربه می کنی.
حس و حالی که مثل فضای تئاتر خیلی از تماشاچی ها به گروه منتقل می شود و بده بستانی بیشتر شبیه صحنه نمایش و تئاتر دارد تا تعلق های سینمایی که خود گروه به آن معتقدند.برای همین تا آنجایی که من می دانم ودوست این هنرمندان جوان هستم ترانه ها و آلبوم های دنگ شو اصلابدون زحمت و تمرین پیش نمی رود که بحث آزمون و خطا را در پی داشته باشد، بلکه باوجود فکر کردن، تمرین و برنامه ریزی جسارت این گروه در سپردن خودشان به لحظه حال است که این موسیقی را متفاوت می کند و البته باور عشق.
عشقی که حتی مثل ترانه «آبان پلاک ۱۶» دیگر شبیه عشق های توی کتاب هاست تا فضای ذهنی یک شاعر امروزی جوان با اجرایی که به هر حال نوعی از موسیقی مدرن و تلفیقی را در خود دارد و آخر اینکه کلام و معنا و شعر آن چیزی است که عشق را حتی اگر در لحظه باشد و حتی اگر قرار باشد، فقط تمنای این داشته باشی که «کمی آهسته تر زیبا، کمی آهسته بد شو…» آنقدر سرخ و آتشین منتقل می کند.طاها شجاع نوری همیشه به من لطف دارد در حالی که من فقط آنها را با پیمان قاسم خانی آشنا کردم. علت انتخاب موسیقی خوب متن سریال پژمان فقط و فقط به خاطر شاخصه های متفاوت موسیقی این بچه هاست.

منبع: اعتماد
لینک کوتاه : https://musiceiranian.ir/?p=44928

    برچسب ها

    مطالب مرتبط با این خبر

    ثبت دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۱
    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.