خواننده قطعه «آمریکا آمریکا»: هرچه می کشیم از مدیران نالایق خودمان است/ گم شدن میلیاردها پول بدون سند و مدرک که کار آمریکا نیست!

  • کد خبر : 44626
  • ۱۴ آبان ۱۳۹۲ - ۸:۲۳

: اسفندیار قره باغی خواننده سرود «آمریکا آمریکا» این روزها که صحبت هایی از حذف این شعار است، همچنان طرفدار آن است و اتفاقا به تازگی و به سفارش «خانه سرود انقلاب اسلامی» قطعه ای را در مذمت آمریکا خوانده است، قطعه ای با نام «سازش نمی پذیریم» با شعر و تنظیم خودش و البته بر […]

اسفندیار قره باغی خواننده سرود «آمریکا آمریکا» این روزها که صحبت هایی از حذف این شعار است، همچنان طرفدار آن است و اتفاقا به تازگی و به سفارش «خانه سرود انقلاب اسلامی» قطعه ای را در مذمت آمریکا خوانده است، قطعه ای با نام «سازش نمی پذیریم» با شعر و تنظیم خودش و البته بر اساس همان ملودی آمریکا آمریکا.
این خواننده که عنوان «صدای انقلاب» را دارد با این وجود در گفت‌وگویی با «شرق» گفته است: من فکر می کنم هیچ وقت، هیچ بیگانه ای نمی تواند برای ما مشکلی درست کند؛ چون ما هرچه می کشیم از مدیران نالایق خودمان می کشیم. هر روز در اخبار می شنویم که میلیاردها پول بدون سند و مدرک گم شده، اینها که کار آمریکا نیست. بخش‌هایی برگزیده از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

سیداحمد خمینی سفارش داد و حمید سبزواری شعرش را سرود
گویا شبی در جایی، مرحوم «سیداحمد خمینی»، با دو، سه نفر از اعضای صداوسیما صحبت می کنند و پیشنهاد می دهند که قطعه ای مرتبط با آمریکا ساخته شود. «حمید سبزواری» شعری را می نویسد، «احمدعلی راغب» رویش ملودی می گذارد و «سیدمحمد میرزمانی» تنظیمش می کند. بعد هم به خواننده ای که اسمش را نمی برم، پیشنهاد می کنند که کار را بخواند. اما او قبول نمی کند و می گوید که من زن و بچه دارم. بعد هم سراغ من می آیند و کار را ضبط کردیم. فکر می کنم، از اول کار این سرود تا ضبطش جمعا ۴۸ ساعت طول کشید؛ یعنی همه شبانه روزی کار کردند تا سرود آماده پخش شود.

میهمان حسن نصرالله بودم و جلوی دیوار اسراییل قطعه اسرائیل را خواندم/ دو طرف هتل ما را با موشک زدند
تازگی ها هم قطعه ای درباره اسراییل ساخته ام.(هنوز منتشر نشده). اتفاقا در مسافرت آخرم به لبنان در اوایل خرداد آن را خواندم. ما همراه ۱۰۵ نفر میهمان «حسن نصرالله» بودیم و جالب است که همان روز در رادیوی اسراییل هم اعلام کرد که ۱۰۵ نیرو از ایران وارد لبنان شده! در «قانا» ما مخصوصا جلوی دیوار اسراییل که پر از دوربین و میکروفن اسراییلی ها بود، آن را خواندیم.( گروه کر همراه من نبود) فقط خواننده من بودم. همانجا چند دقیقه ای با بقیه گروه کار کردم که به جای کر، بخش های «مرگ بر اسراییل» را بگویند. اتفاقا یک روحانی هم همراه ما بود که فکر کنم معاون وزیر بود و همراهی می کرد. من هم خود کار را خواندم. شب به بیروت برگشتیم و حدود ساعت سه صبح بود که اسراییل دو طرف هتل محل اقامت ما را با موشک زد.

هرچه می کشیم از مدیران نالایق خودمان است/ گم شدن میلیاردها پول بدون سند و مدرک که کار آمریکا نیست
من فکر می کنم هیچ وقت، هیچ بیگانه ای نمی تواند برای ما مشکلی درست کند؛ چون ما هرچه می کشیم از مدیران نالایق خودمان می کشیم. هر روز در اخبار می شنویم که میلیاردها پول بدون سند و مدرک گم شده، اینها که کار آمریکا نیست. بنده نه جزو آن آدم هایی هستم که از این پول ها سهمی برده باشم و نه جزو آنهایی هستم که اگر با آمریکا رابطه ای برقرار کنیم، سودی خواهد برد. من یک کارمند بازنشسته دولتم، نه سیاسی هستم و نه سیاستمدار. اینها نظر من است و سبک زندگی و ظاهرم هم نشان می دهد وابستگی به جایی ندارم که این حرف را می زنم. اما به عنوان یک ایرانی دلم آتش گرفت که آن ناو آمریکایی به هواپیمای ایرانی شلیک کرد. آنها هم انسان و فرزندان ما بودند، حقوق آنها چه می شود. دلم می سوزد وقتی که در روز روشن کنار ماشین یک جوان بمب می گذارند، آن هم به جرم اینکه در انرژی هسته ای و برای مملکتش کار می کند. از این موارد که بگذریم من این کار را قبلاخوانده ام. مدیران مملکت اگر بخواهند، آن را پخش می کنند و اگر نخواهند آن را پخش نمی کنند.

 بنان گفت الحق که باید از اول ایشان می خواند

یک ماجرای جالب از قطعه ای ایران یادم هست. سال ۵۷ خودم در روزنامه ای در تهران مصاحبه ای را از مرحوم استاد بنان خواندم. از آقای بنان پرسیده بودند که چند سالی است سرود ای ایران، با صدای یک جوان پخش می شود، نظرتان چیست. ایشان بدون آنکه اصلامن را بشناسند یا دیده باشند، جمله ای گفته بودند که من همیشه به بزرگواری این هنرمند رحمت می فرستم. گفته بودند: «الحق که باید از اول ایشان می خواند.» در میان خواننده های امروزی بگردید که چه کسی ممکن است این حرف را بزند؛ حسادت و بدخواهی امروز بیداد می کند. ولی استاد بنان بسیار بزرگوار و صادق بودند. صدای بسیار زیبایی داشتند، اما رزمی خوان نبودند و این قطعه با صدای یک باس اپراخوان مناسب تر بود.

 معاون دانشسرای فاطمه معتمدآریا و ابوالفضل پورعرب بودم

در سال ۱۳۴۳ زمانی که از هنرستان عالی موسیقی تبریز فارغ التحصیل شدم، در اداره فرهنگ آن زمان یا همان آموزش و پرورش استخدام شدم، اما سال ۱۳۵۵ از آموزش و پرورش به وزارت فرهنگ و هنر یا همان ارشاد امروزی منتقل و معاون دانشسرای هنر شدم. از دانشسرای هنر شاگردان بسیاری را یادم هست؛ «فاطمه معتمدآریا»، «ابوالفضل پورعرب»، «فرحناز منافی ظاهر» و خیلی های دیگر. در آنجا هم معاون بودم و هم سولفژ درس می دادم.

صداوسیما حداقل با من صحبت از حلال یا حرام بودن موسیقی نکند
صداوسیما با موسیقی قهر است یا بهتر بگویم اصلاتکلیفش با آن مشخص نیست. از یک طرف می خواهد بگوید که ما بسیار مقید هستیم و با موسیقی کار نداریم و از طرف دیگر مجبور و محکوم است که موسیقی را در تمام برنامه هایش داشته باشد. من همیشه گفته ام، لطفا صداوسیما حداقل با من صحبت از حلال یا حرام بودن موسیقی نکند. چون هیچ تخصصی در موسیقی ندارید. شما افرادی هستید مثل خود من، چه حقی دارید که به من درس علوم دینی بدهید؟ در این مملکت مقام معظم رهبری هستند و هروقت صلاح بدانند، دستور می دهند که موسیقی پخش نکنید. پس وقتی چنین دستوری صادر نکرده اند، یعنی آزاد است و باید کار کرد. من از حضرت امام مدال طلای جنگ به گردن دارم، دستخط امام را روی میزم دارم که از من تقدیر کرده اند، پس حرف برای اظهارنظرهای دیگر نمی ماند. حضرت آیت الله خامنه ای صراحتا به ما اعلام کرده اند که موسیقی را نجات دهید. موسیقی را نجات دهید یعنی چه؟ یعنی سرش را ببرید؟!

منبع: شرق
لینک کوتاه : https://musiceiranian.ir/?p=44626

    برچسب ها

    مطالب مرتبط با این خبر

    ثبت دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۷
    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.