موسیقی ایرانیان
 

گفت و گوی اختصاصی موسیقی ایرانیان

سایت موسیقی ایرانیان – محمد جواد صحافی: موسقیدانان ساکن شهرستانها به دلیل دوری از پایتخت علیرغم شایستگی هایشان همیشه گوشه نشین بوده اند . از گروه های موسیقی فعال در شهرستانها به دلیل عدم شناخت مردم ؛ کمتر استقبال میگردد این در حالیست که در صورت فعالیت چنین گروهی در پایتخت شناخت از این گروه در بین اهالی موسیقی و هنر دوستان بسیار بیشتر میگشت .اصغر محمدی نوازنده سنتور و آهنگسازیست که به جرات میتوات گفت جزو ده نوازنده برتر سنتور در ایران زمین میباشد که سالهاست در زمینه موسیقی و با تحمل مشکلات فراوان به فعالیت می پردازد.

وی سرپرست گروهی موسیقایی با نام اشراق است که در جشنواره های مختلف موسیقی مقامهای بسیاری را کسب نموده است اما به دلیل اقامت وی در شهرستان و فعالیت گروه در شهر زنجان آنطور که باید شناخته نشده است ؛

گروه اشراق از اسفندماه سال 88 کنسرتهای متعددی را در شهرهای ایران آغازخواهند کرد. همین امر بهانه ای گشت تا گفت و گویی دوستانه با اصغر محمدی نوازنده سنتور و سرپرست این گروه داشته باشیم که آن را از نظر میگذرانیم :

  • جناب آقای محمدی با سلام ؛ لطفا خودتان را معرفی نمائید و اندکی از فعالیتهای هنریتان توضیح دهید :

از سال 1361 زمانی که دوازده ساله بوده به طور رسمی نوازندگی را آغاز نموده ام , حدود 5 سال به طور خود آموز فعالیت نموده ام ؛ مراحل اولیه کتاب را با آقای محمد تقی ارغوانی فر شروع نمودم ؛ در سال ۱۳۶۸در خدمت استاد پشنگ کامکار موسیقی را ادامه دادم تا سال ۱۳۸۰؛ سپس به سفارش استاد فرامرز پایور حدود پنج سال در خدمت استاد سینکی بودم و روشهای تدریس و وزن خوانی را از ایشان آموختم , که میتوان گفت حدود 19 سال برای یادگیری موسیقی در رفت آمد بین شهرستان خود و تهران با مشکلات فراوان و با هر وسیله نقلیه ای بودم . در آن زمان به دلیل آنکه من محصل بودم تامین هزینه های سفر و شهریه کلاسها بسیار سخت بود و تنها منبع تامین هزینه سفر و کلاسها چند شاگردی بود که در تهران داشتم .

  • چرا ساز سنتور را برای خود انتخاب نموده اید ؟ و از سازتان اندکی توضیح دهید

در حدود سال 1360 نوار کاستی را از برادرم بزرگم دریافت کردم که مربوط به استاد پایور بود با نام شهر آشوب ؛ پس از شنیدن این اثر چنان حسی به من دست داد و شور و شفعی در من انگیخته شد که گویی این صدا همان صدای گم گشته من بود ؛ صدایی که سالها به دنبالش بودم . پس از آن به یادگیری این ساز پرداختم .

  • نوع صدایی که در این ساز وجود دارد و حجم و بعد صدای بسیار متنوع و متفاوت است؛ کوک این ساز نیز بسیار مشکل است . در این مورد نیز توضیح دهید .

سنتور ساز آشنایی برای مردم ایران است , هفتاد و دو سیم دارد که به صورت چهار تایی تقسیم بندی شده اند . یکی از خصوصیات این ساز این است که اگر نوازنده حتی ناخواسته نت را اشتباه بنوازد باز هم صدایی قابل قبول از ساز را میتوان شنید ؛ به همین دلیل میتوان گفت یادگیری این ساز نسبت به بقیه ساز ها نسبتا آسان تر است .

در هر حال یادگیری هر ساز در مقاطعی مشکلاتی را دارد , مثلا یادگیری کمانچه ممکن است در آغاز مشکل باشد و یادگیری سازی چون سنتور در آغاز ساده ولی در ادامه مشکل تر میشود . حتی برای سازی چون تنبک که سه نوع صدا دارد نیز نمیتوان بیان داشت که ساز ساده ایست و پیچیدگی های خاص خودش را دارد .

حجم صدایی این ساز تولید میکند با توجه به نوع ساخت آن متفاوت است . سازنده های بسیاری در زمینه ساخت ساز سنتور فعالیت میکنند و سازهای خوبی هم میسازند . اما از میان آنها میتوان ساز استاد سالاری را یکی از بهترین سازها دانست . میتوان گفت ایشان در بین سازندگان ساز سر آمد هستند . کافیست به ایشان صدای دلخواهی که میخواهد از ساز بیرون آید را بگوئید ؛ سازی میسازند که همان صدا را برایتان داشته باشد . صدای ساز سالاری بسیار محزون است و این یکی از مزایای سازهای ایشان میباشد آقای سالاری در زمینه ساز سنتور نوآوری هایی نیز داشتند .که حذف گل سنتور که بسیاری معتقد بر آن بودند که این امر ناممکن است یکی از بدعت های ایشان در زمینه ساخت سنتور میباشد.

  • اندکی از بحث در مورد ساز بیرون آئیم , سئوالی که همیشه در ذهن من متبادر میشود  آنکه به اعتقاد من موسیقی در دوره کنونی نسبت به دهه 40 تا 60 افول کرده است ؛ دیگر شاهد ظهور هنرمندان بزرگی چون هنرمندان آن دوران نیستیم .هنرمندان کنونی که موسیقی فی الواقع مدیون آنهاست پرورش یافته آن دوران هستند  . با این اوصاف به نظر شما آیا موسیقی در دوره کنونی رشد بیشتری نسبت به دهه های 40 تا 60 داشته است یا خیر ؟

ارزش و بهایی که در آن دوران به موسیقی قائل میشدند بسیار بالاتر از دوران کنونی بود . شغل هنرمندان در آن دوران تنها موسیقی بود ؛ در صورتی که در این زمان کمتر هنرمندی را میابید که شغل اش و منبع در آمدش از راه موسیقی باشد . موسیقی شغل دوم هنرمندان است همین امر باعث میگردد تا آثار فاخر موسیقایی تولید نگردند.

همچنین موسیقی دانان دوره کنونی از تکنیکهای بسیار بالایی برای نوازندگی برخوردارند اما متاسفانه حس بسیار پائینی دارند . موسیقی زمانی میتواند زیبا باشد که حس داشته باشد و آن را به مخاطب القاء کند و تکنیک تنها به زیبا تر شدن موسیقی کمک میکند . در موسیقی کنونی کمتر اثری را میتوان یافت که تکنیک و حس در کنار هم باشند تا شنونده از شنیدن اثر لذت ببرد .

هم اکنون از گروههای موسیقی اثاری را مشاهده میکنیم که دارای تکنیکهای بسیار بالایی هستند . دولا چنگ و سه لا چنگ را چقدر خوب و زیبا اجرا میکنند اما آن احساس را نمیتوانند منتقل نمایند . شما خود مقایسه کنید برنامه گلها را با تولیدات کنونی . در آن زمان برای تولید اثری ؛ نوازنده ها در کنار یکدیگر مینواختند اما هم اکنون نوازنده ها جداگانه در استودیو قسمتهای مربوط به خود را ضبط میکنند و حتی یکبار هم در کنار یکدیگر برای نواختن اثری قرار نمیگیرند .  اینها همه میتواند دلایلی کافی باشد برای افول موسیقی در دوان کنونی .

  • شما سرپرست گروهی موسیقی با نام اشراق هستید که سالهاست در این زمینه فعالیت نموده و در نوع خود موفق نیز بوده است . لطفا بفرمائید این گروه چه زمانی تاسیس گردیده است ؟

در سال 1377 گروهی با نام بامشاد تاسیس نمودیم و در سال 78 نام گروه را به اشراق تغییر دادیم . کنسرتهایی نیز به همراه این گروه برگزار کردیم. به همراه این گروه دو اثر ظهور با صدای مرحوم بسطامی و یاران موافق را نیز ضبط نموده و روانه بازار کردیم . بعدها به دلیل قوی بودن این اثر آقایان داوود ورزیده ؛ داوود منادی ؛ حسن ناهید و سینا جهان آبادی نیز قبول زحمت فرموده و بر روی این اثر اجراهایی را انجام دادند . خواننده این آلبوم آقای کریمی(از شاگردان استاد شجریان ) بودند که جدای از بحث آواز که نمیتوانم در مورد خوب یا بد بودن آن نظری داشته باشم ؛ یاران موافق آلبوم خوب و قوی بود .

قطعه بی کلام ” طلوع ” ساخته اینجانب و با اجرای گروه اشراق نیز به سفارش صدا و سیمای شهرستان زنجان در ساختار موسیقی بی کلام رتبه نخست را کسب کرد . قطعاتی دیگر نیز ساخته شد که میتوان به قطعه ای که به مناسبت میلاد حضرت علی ساختم اشاره نمود که این قطعه نیز جوایزی را کسب نمود .

آخرین اجرای گروه نیز شرکت در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر بود ؛ اجرای زیبای گروه و شایستگی ما برای کسب مقاوم اول متاسفانه نادیده گرفته شد و نامهربانی داوران باعث گردید تا در کمال تعجب مقام اولی به گروهی دیگر اختصاص یابد و گروه ما دوم شد . همین امر نیز باعث گردید تا از این پس دیگر به شرکت در جشنواره موسیقی فجر دیگر فکر نکنم .

  • شما در سطور بالا به آلبومی با نام ظهوربا صدای مرحوم بسطامی  اشاره نمودید . در مورد این آلبوم اندکی بیشتر توضیح دهید

با توجه به آنکه آهنگسازی آثاری که در کنسرتها انجام دادیم خوب و قوی بودند تصمیم بر آن شد که آثار به همراه خواننده ای قوی اجرا و به بازار عرضه گردد در ابتدا خواننده هایی نیز مد نظر داشتیم و صحبتهایی نیز گردید چون آقای سراج و افتخاری . به زحمت توانستیم با مرحوم بسطامی نیز ارتباط برقرار کنیم . استنباطی که از آقای بسطامی داشتیم این بود که ایشان اجرای این اثر را قبول نمیکنند  که خوشبختانه با کمال میل این پیشنهاد را پذیرفتند .صداقت ایشان و عشق و علاقه شان به موسیقی ایرانی ستودنی بود . حدود 2 سال بر روی این اثر تمرین نمودیم و در سال 1381 و تنها دو ماه قبل از فوت مرحوم بسطامی آلبوم ظهور با صدای مرحوم بسطامی منتشر گردید . در این بین نامهربانی بسیاری را نیز متحمل گشتیم ؛ شرکتی که قرار بود آلبوم فوق را منتشر نماید اثر را با کیفیت بسیار نازل و با هزینه بسیار بالایی روانه بازار کرد که در نهایت انتشاراثر در اختیار شرکتی دیگر در اصفهان قرار گرفت .

  • گروههای موسیقی کنونی در کشور پایداری و ثبات ندارند  ؛ و پس از اجرا کنسرتها و یا ارائه آثاری از هم پاشیده شده اند ؛ در مقابل گروههایی نیز چون دستان ؛ و یا کامکارها در زمینه موسیقی فعالیت می نمایند که سالهاست در زمینه موسیقی اصیل فعالیت های ارزنده ای انجام میدهند نقطه اشتراک هر دو گروه را میتوان خواننده محور نبودن آن و ثبات آن دانست که هر دو بسیار مهم هستند . میتوان گروه اشراق را نیز گروهی دانست که وجه مشترک این دو گروه را داراست : ” ثبات این گروه ” و ” خواننده محور نبودن ” به نظر شما این نقاط اشتراک میتواند مثبت باشد ؟

متاسفانه بحث خواننده سالاری در کشور ما وجود دارد . به عنوان مثال پرویز مشکاتیان با زحمات فراوان آهنگسازی اثری را انجام میدهد اما با نام دیگری مطرح میگردد . چه بسا زحمتی را که نوازنده در تولید یک اثر متحمل میشود بالاتر از یک خواننده است و من با این مسئله مخالف هستم . که البته مسئله خواننده سالاری و خواننده محور بودن مدتیست کمرنگ تر شده است . گروه ما گروه خواننده سالار نیست و به خواننده تکیه ندارد ؛ همانطور که هنرمندان بسیاری را در کسوت خواننده در گروه خود تجربه کرده ایم مرحوم بسطامی ؛ علی جهاندار ؛ آقای علیاری و هم اکنون هم آقای مجتبی عسگری که خود از شاگردان استاد شجریان هستند و صدای بسیار زیبایی نیز دارند .

در اکثر کارهای تولید شده ؛ نوازنده آهنگساز و یا سرپرست گروه است . همانطور که کمتر دیده شده است یک خواننده ؛ قطعه ای قوی و قابل قبول بسازد . ممکن است خواننده بتواند در آوازها آنچه را که میخواهد انجام دهد ولی مطمئنا در جواب آواز و تنظیم ها با مشکل برخورد میکند مگر آنکه خود خواننده ؛ به نوعی نوازنده نیز باشد .

مسائل مالی در پایداری و یا پاشیدگی گروهها از هم بسیار موثرند . ما در گروه این مسائل را حل کرده ایم قبل از اجرای کنسرت و ورود به صحنه مسائل مالی تمام اعضا را کرده وسپس به اجرای برنامه می پردازیم ؛ این خود میتواند یکی از رموز پایداری گروه اشراق میتواند باشد .و همچنین به اعتقاد من اول باید قلبهامان را کوک کنیم و سپس سازهایمان را ؛ اعضای این گروه همگی باهم دوست هستیم و این دوستی نیز یکی دیگر از دلایل ادامه راه گروه اشراق است .

  • شما خود از خانواده هنرمندی هستید که برادرانتان نیز در این گروه در زمینه سازهای کوبه ای و کمانچه فعالیت میکنند , نیز فرزندی سیزده ساله دارید با نام پویا که علیرغم سن کوچکشان تبحر بسیار بالایی در زمینه نوازندگی سنتور دارند ؛ به نظر من ایشان آینده موسیقی ایران هستند،  در مورد پویا اندکی توضیح دهید .

ذهن پویا ذهن جوانیست ؛ به جرات میتوانم بگویم سرعت و تکنیکی که پویا دارد را در کمتر کسی دیده ام . ملاحت سازی که پویا میزند منحصر بفرد است و مخاطب را هیچگاه خسته نمیکند . ایشان از اعضای اصلی گروه هستند . پویا فعالیتهایش را به همراه من آغاز کرده است و هم اکنون نیز بیشتر از اثار آقای اردوان کامکار استفاده میکند ناگفته نماند ؛ پویا روزانه حدود شش الی هفت ساعت را برای ساز زدن و تمرین سنتور صرف میکنند .

تاثیری که موسیقی اصیل ایرانی بر ذهن و روح پویا گذاشته به هیچ وجه قابل انکار نیست . روحیه لطیف وی و قابل احترام وی ستودنی است . اخیرا نیز در خدمت استاد کامکار ایشان دست به مضراب شده و مورد تحسین پشنگ کامکار قرار گرفتند . ایشان آهنگهایی نیز برای کنسرت در دستگاه شور و درگام مینورساخته اند و هم اکنون مورد استفاده قرار میگیرد . یکی از خصوصیات پویا آن است که به راحتی میتواند نواخته های خود را انتقال داده و بنوازد .

  • همانطور که خود نیز میدانید وجود یکسری محدودیتها باعث گردیده اند تا موسیقی ایرانی آنطور که باید نتواند جایگاه خود را در بین مردم پیدا کند. آینده موسیقی ایرانی را با توجه به شرایط کنونی موسیقی چگونه ارزیابی میکنید ؟ به عنوان مثال عدم نمایش دادن چهره ساز از رسانه ملی ؛  به نظر شما با این وضعیت آیا چراغ موسیقی ایرانی روشن خواهد ماند یا خیر ؟

ببینید خوب همیشه خوب است موسیقی خوب هم همیشه ماندگار است درست است که یکسری ممنوعیتها باعث گردیده اند تا موسیقی اصیل ایرانی آنطور که باید نتواند خودش را نشان دهد اما مردم ما میتوانند موسیقی خوب راتشخیص دهند . اما طبیعیست که وجود برخی محدودیتها و خطوط قرمز بر تولید آثار ماندگار و فاخر تاثیر گذار خواهد بود .

در مورد نشان ندادن ساز نیز من هنوز نتوانسته ام پاسخ درستی بیابم نه تنها من بلکه از بسیاری از بزرگان نیز چنین سئوالی را پرسیده ام کسی از این عزیزان نتوانسته اند پاسخ این سئوال را بیابند . اگر نیاز به حجاب است به فکر سازی باشیم که حجاب داشته باشد . به عنوان فردی که حدود 30 سال است نوازندگی میکنم هنوز دلیل عدم نمایش ساز را نتوانسته ام بیابم .

همین مسائل نیز باعث گردیده اند تا موسیقی اصیل نیز آن رنگ بوی سالیان قبل خود را از دست بدهد .  ساز تار را در موسیقی پاپ استفاده میکنند و همچنین بالعکس از سازی مثل گیتار در موسیقی اصیل استفاده میشود . این یک نوع ساختار شکنیست ؛ اما منفی . و این حس باعث میگردد تا حسی که از طریق موسیقی ایرانی به شنونده القا میشود از بین برود .

به عنوان مثالی دیگر از شعار حافظ و مولانا در موسیقی پاپ استفاده میکنند که ارزش شعر را تنزل میبخشد . موسیقی پاپ شعر مخصوص به خود را دارد . بهتر است از آنان به جای اشعار حافظ و مولانا استفاده گردد . به نظر من شعر اصیل باید موسیقی اصیل  هم داشته باشد .

شما کافیست یکبار به موسیقی هایی که از رادیو پخش میشود گوش کنید . تنها نامشان موسیقی بد و غیر فاخر است اما مشاهده میکنیم که به راحتی از رادیو پخش میشوند .

  • در این مورد بنده با شما موافقم . به اعتقاد شخصی بنده اگر کمی با موسیقی پاپ علمی تر برخورد میشد , هیچگاه شاهد خواننده هایی که یک شبه تبدیل به هنرمندی بزرگ شده اند !! را در موسیقی پاپ نبودیم . متاسفانه رسانه ملی نیز به جای ارائه اثار فاخر موسیقی پاپ آثاری را پخش میکند که هیچ ارزش هنری ندارد .

دقیقا همینطور است ؛ این نوع موسیقی ها بر روی ذهن نیز تاثیر منفی دارند . ببینید الان در آثاری که در رسانه پخش میشود تنها یک الی دو درصد آن قابل شنیدن است و این خوب نیست .

  • متاسفانه سالهای اخیر علی الخصوص سال  هشتاد و هشت سالی غم انگیز برای موسیقی ایران و به خصوص ساز سنتور بود  چون ایرج بسطامی ؛ پرویز مشکاتیان و فرامرز پایور . به نظر شما از دست دادن دو ستون بزرگ موسیقی ایران و ساز سنتور پرویز مشکاتیان و فرامرز پایور که به حق میتوان نام پدر سنتور نوازی ایران را بر ایشان  نهاد چه تاثیری در ادامه راه موسیقی ایران آموزش این ساز به علاقه مندان دارد ؟

ما در یک برهه زمانی میدان حرکت را از این بزرگان گرفته بودیم . میتوانم بگویم اینها سالیان سال بوده که فوت کرده بودند و فقط به صورت فیزیکی زنده بودند . درگذشت فردی همانند پرویز مشکاتیان برای موسیقی ایرانی تنها غم داشت اما این سخن که با مرگ این عزیزان موسیقی ایرانی پسرفت خواهد نمود سخن درستی نیست ؛ و عمده پسرفت موسیقی ایرانی همانطور که اشاره نیز نمودم به این دلیل بود که ما میدان حرکت را از این عزیزان گرفته بودیم .

افرادی چون مشکاتیان و پایور در ابتدای کار آنقدر قدرتمند و محکم گام برداشتند که هنوز هم میتوانیم با گذشت سالها ثمره آن را احساس کنیم . خودتان قضاوت کنید آیا میتوان آثاری چون آثار مشکاتیان و پایور را تولید و به جامعه هنری تحویل داد ؟

خدمتی که استاد پایور برای موسیقی ایرانی انجام دادند غیر قابل انکار است . اساتیدی چون پشنگ کامکار ، اردوان کامکار ، حتی مرحوم مشکاتیان همه به نوعی از استاد پایور نکات بسیاری آموخته اند .

درست است که برای فردی همانند مشکاتیان خیلی زود بود که از دست برود ؛ هنوز او در دوران شکوفایی بود و میتوانست به موسیقی بسیار خدمت کند . اما شرایط برایش مهیا نبود ، پس چه بهتر که فوت شدند تا بیش از این شخصیت هنری شان زیر سئوال نرود . در مورد استاد پایور که سالها بود در بستر بیماری بودند و با بیماری دست و پنجه نرم میکردند . اما از دست دادن پرویز مشکاتیان  برای من بسیار غم انگیز و تاثیر گذار بود . در حین رانندگی بودم که خبر فوت مشکاتیان را شنیدم و دیگر نتوانستم به مسیرم ادامه دهم . به جرات میتوانم بگویم کارهای مشکاتیان بسیار پر عظمت و قدرتمند بود . دلیل اینکه ایشان در این اواخر هم افت داشتند همان گرفتن میدان حرکت از او بود . به نظر من مشکاتیان ایست قلبی نکرد ؛بلکه دق کرد و این سخن بسیاری دیگر از هنرمندان است .

  • دقیقا همین طور است ؛  پس از فوت مرحوم مشکاتیان هنرمندان بسیاری به اظهار نظرهای متفاوتی در مورد گوشه گیری های اخیر ایشان پرداختند همچون محمد رضا درویشی که اظهاری نظری مشابه نظر شما را داشتند ؛  به نظر شما دلیل عدم فعالیتهای اخیر مرحوم مشکاتیان چه میتوانست باشد ؟ خود آقای مشکاتیان در این امر چقدر مقصر بودند .

افراد بزرگی چون مشکاتیان و شجریان و امثالهم بیش از آن که متعلق به خود باشند متعلق به مردمند . نباید بگونه ای برخورد نمایند که به خود آسیب برسانند . مردم و هوادارنشان سالهاست که به عشق شجریان و صدای او زندگی میکنند . اینطور نیست که یک نفر بخواهد به اندازه سهم خودش قایقی را سوراخ کند که چند نفر دیگر نیز سر نشین دارند . این بزرگان امانتهایی هستند در دست خودشان . متاسفانه در این اواخر آقای مشکاتیان نتوانست بخوبی این امانت را حفاظت نماید . از طرفی بهترین کارهای آقای مشکاتیان با استاد شجریان و مرحوم بسطامی بوده است . در صورتی که همانطور که خودشان هم میگفتند که یک کمد اثر دارند اما خواننده ای برای اجرای آن وجود ندارد . مشکاتیان انتظار داشت که خواننده ای در حد و اندازه های خودش آثارش را اجرا کند . خواننده های بسیاری وجود داشتند که میتوانستند در عین جوانی آثار مشکاتیان را به خوبی اجرا نمایند . همانطور که می بینیم نمونه این خوانندگان را کارگاههای آواز استاد شجریان که چقدر مسلط و با تکنیک آواز ها را اجرا می نمایند . متاسفانه مشکاتیان به همکاری با خوانندگانی که هم سطح با ایشان نبودند راضی نبود .

  • البته با نگاهی به آثار مشکاتیان به راحتی میتوانیم دریابیم که بهترین آثار پرویز مشکاتیان آثاری بوده اند که با همراهی شجریان بوده است ؛ شما اگر نیم نگاهی به این آثار نمائید نمیتوانید آلبومی را بیابید که از درجه پائین تری نسبت به بقیه آثار برخوردارباشند . آیا همین عامل میتوانست دلیلی بر عدم فعالیتهای مشکاتیان با خوانندگان سطح پائین تری باشد ؟

قطع رابطه مشکاتیان با شجریان میتوانست یکی از دلایل عمده گوشه نشینی ایشان باشد . در صورتی که انسان در شرایط سخت آبدیده میشود ؛ البته من در حدی نیستم که این بزرگان را نصیحت نمایم اما ایشان میتوانستند بر این سختی غلبه نموده و با خوانندگان دیگری همکاری نمایند چه بسا باعث معرفی خوانندگان بزرگی به جامعه موسیقی میشدند . البته من نهایت احترام را بر ایشان قائل بودم وهمیشه هم این سخن را خواهم گفت . حتی در گفت گویی که چندی پیش با ایشان داشتم این نکته را نیز به ایشان عرض کردم که : هر نوازنده ای که دست به مضراب میبرد به نوعی خواه مستقیم یا غیر مستقیم شاگرد شما هستند .

  • به نظر شما آیا میتوان در آینده به ظهور جایگزینی در حد مرحوم مشکاتیان خوشبین بود ؟

اصلا ؛ محال امر است . فکرش را نمیتوان در سر پروراند .کارهایی که مشکاتیان با شجریان و بسطامی انجام داده اند تکرار نشدنی است .

مشکاتیان جدای از آهنگسازی و نوازندگی اشرافیت کاملی بر شعر و ادبیات داشت که متاسفانه نمیتوان کسی را یافت که اینگونه مسلط بر شعر و نوازندگی و آهنگسازی باشد .

کسی همانند مشکاتیان هیچ گاه دیگر ظهور نخواهد کرد . . .

  • به اعتقاد من ؛ ما همیشه میگوییم کسی همانند آقای مشکاتیان نخواهد آمد چون کارهایی که با شجریان و بسطامی و امثالهم انجام داده اند را کسی دیگر نمیتواند انجام دهد . میتوان اینگونه نیز بیان نمود که حتی شجریان نیز پس از جدایی با مشکاتیان دیگر هیچگاه آن شجریان سابق نبود نظر شما چیست ؟ آیا واقعا بعد از جدایی شجریان از مشکاتیان بازهم شاهد اجرای آن آثار فاخر توسط شجریان بودیم ؟

ببینید در مورد موسیقی هر فردی میتواند در حد خودش اظهار نظر نماید ؛ من بعد از جدایی مشکاتیان از شجریان هیچکدام از کارهای ایشان را نپسندیدم و گوش نکردم . به نظر من شجریان میتواند در انتخاب موسیقی خود بسیار ظریف تر عمل نماید و کارهای زیباتر انجام دهد . این خود برای من تبدیل به نوعی سئوال گشته است که چرا موسیقی انتخابی شجریان طوریست که مخاطبی چون من نمیتواند با آن به خوبی ارتباط برقرار کند . ببینید شما دیگر در آثار استاد شجریان کمتر بوی موسیقی سالیان قبل اش را احساس می کنید .

  • استنباط شخصی من این است که محمد رضا شجریان طی سه مرتبه در موسیقی ایرانی نزول کرده است ؛ اولین بار جدایی از یار غار خود پرویز مشکاتیان بود که در موردش بحث کردیم ؛ دومین ضربه ای که بر شجریان و موسیقی اش خورد جدایی از حسین علیزاده و کیهان کلهر بود و در نهایت کامل کننده این سیر نزولی تشکیل گروه جوان شهناز بود نظر شما چیست .

ببینید در حال حاضر استاد شجریان فقط کار موسیقی انجام میدهند ؛ به اعتقاد من زمانی که کاری تولیدو عرضه میشود باید مردم پسند باشد که متاسفانه برخی از کارهای کنونی استاد شجریان اینگونه نیست . ما از شجریان بیش از اینها انتظار داریم در حال حاضر باز هم  ایشان میتوانند کارهای محکم تر و بزرگتری را انجام دهند ولی متاسفانه مشاهده میکنیم که کارهای جدید ایشان فاصله بسیار زیادی با آثار سالهای قبل شان دارند .

بعضی اوقات کارهایی از اساتید موسیقی را مشاهده میکنیم که از آنان بعید است ؛ به عنوان مثال فلان استاد با سازهایی چون دف و ویولون سل و سه تار کنسرت میدهد . ببینید در موسیقی ایرانی ساز بندی مطرح است . و برای بازدهی مطلوب تر بایستی این سازبندی ها رعایت گردند . مابین سه تار و ویولون سل باید حد اقل چهار ساز وجود داشته باشد و پرد ها و فاصله آنها رعایت گردد .اسم این کارها را نمیتوان ساختار شکنی گذاشت ؛ ببینید باید این کارها خوشایند مردم باشد که متاسفانه نیست .

  • عادت بدی که ما ایرانی ها داریم مرده پرستی است . پس از از دست دادن بزرگان برایشان بزرگداشت میگیریم ، مقاله مینویسیم و جشنواره برگزار میکنیم . پس از مرگ مشکاتیان به اندازه تمام سالیان عمرش برای وی مقاله نوشتند نظر شما در این مورد چیست ؟ چرا از این عزیزان در زمان حیاتشان یاد نمیکنیم ؟

ببینید شما الان میخواهید به دیدار استاد هنرمندی بروید ؛ با ایشان تماس میگیرید و از ایشان وقت ملاقات میخواهید زمانی که ایشان به شما حتی وقت ملاقات نمیدهند که جویای احوالشان گردید طبیعی است که ذهنیت ها از هنرمند بر میگردد . در این بین اساتید موسیقی کم مقصر نیستند ؛

در آن هنگام که اساتید بزرگ موسیقی برای ملاقات با من وقتی اختصاص نمی دهند ؛ شما چطور انتظار دارید دوستداران هنر بتوانند با ایشان دیدار نمایند .

به عنوان مثال اگر شما هم اکنون برای دیدار با وزیر و یا دولتمردی اقدام نمائید نهایتا تا15 روز میتوانید این فرد را ببینید . اما اگر از همین الان برای دیدار با یکی از اساتید اقدام نمائید مطمئنا ماهها موفق به دیدار ایشان نخواهید شد . که این اصلا صحیح نیست . البته افرادی در این سطح مطمئناً مشغله های کاری بسیاری دارند که باید این نکته را نیز در نظر داشت .

  • شما در اسفند ماه کنسرتی نیز به همراه گروه اشراق خواهید داشت که از زنجان آغاز گشته و در چند شهر ایران نیز به اجرا خواهید پرداخت در باره این برنامه نیز توضیحی بفرمائید .

این کنسرت که از یازده نفر از نوازندگان به همراه خواننده گروه آقای مجتبی عسگری که از شاگردان استاد شجریان نیز میباشند و اخیراً نیز قرار است با اقای درخشانی کنسرتی را برگزار نمایند تشکیل گردیده است .قسمت اول برنامه در دستگاه شور و قسمت دوم در ماهور اجرا خواهد گردید .  اشعار مورد نظر  از زنده یاد حسین منزوی ؛ حافظ و دکتر سعیدی انتخاب گردیده اند . شروع کنسرت از اسفند ماه از زنجان آغاز خواهد شد و در شهر تهران نیز برنامه خواهیم داشت در شهرهای اصفهان و شیراز و کرج نیز این کنسرت برگزار خواهد گردید . و احتمالاً  این برنامه در خارج از کشور نیز اجرا خواهد گردید .

  • با تشکر از شما به خاطر اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار ما قرار دادید .

این مصاحبه در چهارمین شماره ماهنامه موسیقی ایرانیان منتشر شده است


منبع: سایت موسیقی ایرانیان

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=242


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.