موسیقی ایرانیان
 
 

یادداشتی از نیما حدائقی

کنسرت شمشادها به روزگارِ تبر

در آخرین پنج شنبه ی دی ماه ِ عجیب ِ ۹۶ درمیانه ی آمد و شد بی درنگ تلخی های روزگار با گروه مهرنیا به سرپرستی مهران مهرنیا در فرهنگسرای نیاوران همراه شدیم به این امید که ساعتی را به دور از این همه هیاهو و تلخکامی سپری کنیم .

شاید این جمله را شنیده باشیم که سادگی در هر کاری همیشه سخت تر است . ساده زیستن ، ساده سخن گفتن ، ساده شعر سرودن و البته ساده نواختن و … گروه مهرنیا پنج شنبه شب ، ساده اجرا کردن ِ کاری سخت را به زیبایی به نمایش گذاشت. به باور من در روزگار پیچیده ی امروز که سادگی می رود به افسانه ای بدل شود، حضور هنرمندانی چون مهرنیا که بر سادگی پای می فشرند بسیار مغتنم است . او در آغار به همراه دو هنرمند دیگر گروه دست مارا گرفت و نرم نرمک رو به اصفهان برد و سفرمان با سه تار و کوزه و تنبک ادامه داشت که ناگاه دف به میان آمد و سه تار هم درنقش تنبوری شوریده درآمد تا تداعی گر خطه کرمانشاهان باشد و یادی از غمدیدگان آن دیار. حتی پیش از آنکه بین دو بخش برنامه ،مهران مهرنیا به تلخی یادی کند از حوادث پلاسکو و زلزله و نفت کش …

در اجرای بخش اول مهرنیا چون گذشته ثابت کرد اهل خودنمایی بر صحنه نیست و تک تک اعضای گروه برای او محترمند و هر یک به نوبه خود صاحب جلال و مجالند . دف شورانگیر جناب کریم خاوری از یک سو و از سوی دیگر هنرنمایی خانم پدرثانی که یادآور این مهم بود که می توان زن بود و پهلوانانه ساز نواخت. بخش دوم باز هم با اصفهان آغاز شد و تصنیفی با شعری از ه.ا.سایه به یاد قربانیان پلاسکو و … پینگ پنگ آوازی یا به تعبیر این حقیر دوخوانی دو خواننده ی جوان در نوع خود جالب بود و بسیار برایم تازگی داشت . در گذشته همخوانی های بسیار دیده و شنیده بودیم . اما این دوخوانی ویژگی های خاصی داشت که برای بنده به عنوان هنرجوی کوچک آواز بسیار جالب بود .تصنیف خاکستر که به پایان رسید مهرنیا با گذر از پرده عشاق به زیبایی وارد نوا شد و آنجا بود که دوخوانی بیشتر جلوه کرد . داد و ستدی زیبا و شنیدنی میان درآمد نوا و گوشه نهفت و … تا رفتن به اوج عراق . در میان راه رسیدیم به تصنیف به تعبیر این حقیر – شیخان گمراه – که با چاشنی شیرین کاری های مهرنیا در اجرا ( تنها به حد کفایت نه بیشتر) نوعی وجد درونی و ملنگی شیدا گونه به فضای سالن بخشید . پایان سفر اما چشم اندازش شاهکاری بود از غزل و موسیقی و آواز. شعر بسیار زیبای جناب سلمانی که وصف حال‌همه ی روزگارانی است به وقتی که حکمران چمن باد می شود …

در پایان ضمن تقدیر از هردو خواننده ی جوان که به خوبی از عهده ی کاری سخت برآمدند شخصا ترجیح می دادم در این دوخوانی یک بانوی خواننده در یک سو ایفای نقش می کرد . اما محدودیت آواز بانوان خود حدیث مفصل پر آب چشم‌ دیگریست که می دانم و می دانید .

به هرحال گروه مهرنیا ثابت کرد می شوداهل هیاهو نبود اما دردها را به زبان موسیقی گوشزد کرد. خاطرنشان کرد وقتی حرف بسیار برای گفتن هست برای شنیده شدن این حرف ها لازم نیست فریاد زد . می شود بسیار مطلب گفت بی‌آنکه با ساز یا حنجره ژانگولربازی کرد ! می شود روی صحنه از سختی کار بانوان در موسیقی گله کرد و تنها بانوی صحنه را نزدیک به یک دقیقه با کف زدن حضار تشویق کرد.تلنگری بود که بیاموزیم می شود سرپرست گروه‌ موسیقی بود و شاعر اثر را بسیار ارج نهاد ، او را به دکلمه ی اثرش روی صحنه دعوت کرد و هنگام دکلمه شاعر به احترام او ایستاد . بعضی ها ذاتا معلم اند . در روزگار جنگولک بازی غوره نشده مویزهای موسیقی و لودگی ژن های خوب دلقک مآبان، بعضی هم ژن معلمی دارند . مهران مهرنیا از تبار معلم های بی ادعاست. چه در آموزش موسیقی و چه در اجراهای روی صحنه ، همیشه درسی برای گفتن در خورجینش هست .

با آرزوی موفقیت برای گروه مهرنیا و این امید که بنای میکده شان آباد باد .

نیما حدائقی
۲۹ دی ماه ۹۶

مطالب پربازید


منبع: موسیقی ایرانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.