موسیقی ایرانیان
 

بررسی پایین آمدن میانگین سن خوانندگان و تاثیر آن بر روی افول نسل جديد موسیقی پاپ

موسيقي ايرانيان – امين ريزباف و امين موسوي: اگر بخواهیم کمی عمیق‌تر به این قضیه بنگریم که چطور و چرا بسیاری از خوانندگان نسل جدید موسیقی پاپ ایران مثل محسن یگانه، احسان خواجه امیری، بنیامین و غيره (كه به جز خوانندگي خود آهنگساز و مؤلف هم هستند) از سنین پایین می‌توانند دست به خلق ملودی ها و آهنگ هاي قوی بزنند، در حالیکه این موضوع در صده‌ی اخیر به اين شدت در موسیقی کشور رايج نبوده است (قبل از این نسل، کمتر در موسیقی پاپ یا سنتی و کلاسیک خواننده یا آهنگساز بیست ساله‌ای را داشتیم که بتواند خود را به سرعت تا به اين حد در جامعه مطرح کند)، يكي از علل مهم را بايد در پيشرفت تكنولوژي و ظهور آهنگسازي كامپيوتري دانست.

علت پایین آمدن ميانگين سن خواننده های پاپ را می توان در پیشرفت تکنولوژی در موسیقی و آسان شدن طريقه ي آهنگسازي (كه بدون احتياج به يادگيري نت و حتي نوازندگي هم مي توان به وسيله ي كامپيوتر آهنگسازي كرد) و همچنين آسان شدن سیستم توزیع آلبوم های موسیقی (که آسان ترین راه همان قرار دادن یک آهنگ بر روی اینترنت است) جستجو کرد. در حال حاضر هر نوجوانی هم حتی می تواند در خانه اش آهنگی را بسازد و بخواند و آهنگش را بر روی اینترنت بگذارد.

 

“هنرجويي” پيش‌نيازي براي هنرمند شدن قبل از دورانِ ظهورِ آهنگسازي به روش كامپيوتري

به هر حال این موضوع بسیار مهم و پر اهمیت است، در سالیان قبل هر جوانی قصد داشت احساسات خود را به وسیله‌ي هنرش ارائه دهد ابتدا باید سالها با تلاش و مشقت بسیار خود را از لحاظ فنی (چه در نوازندگی، چه آهنگسازی و چه خوانندگی) رشد می داد، باید سال ها هنرجو می‌ماند تا می‌توانست از لحاظ فنی در موسيقي خود را به استاندارد قابل قبولی برساند، به قول معروف باید یک پیش نیازی را برای خلق آثارش که همان “هنرجویی” بود می گذراند، باید سال ها سطح خود را در موسیقی بالا می برد تا بتواند قطعه ای را بخواند یا بسازد، بايد سال ها مراحل پر پيچ و خم و پر مشقت آموزش موسيقي را طي مي كرد تا كم كم بتواند وارد وادي “خلق اثر” شود ولی در حال حاضر به لطف پیشرفت تکنولوژی و زیاد شدن نرم افزارهای آهنگسازی و وجود استوديوهاي خانگي بدون گذراندن پیش نیازی آنچنان طولانی هر نوجوانی می تواند برای خود آهنگ ضبط کند و بخواند، همین باعث می شود که فاصله ی تولید اثر هنری و شروع کار موسیقی برای یک فرد کوتاه باشد و در فاصله ی کم بتواند خود را بالا بکشد و احساسات و حرف هایش را در قالب هنر بیان کند.

 

ولی قبل از این اگر کسی مثل محسن یگانه بخواهد موسیقی را از 15 سالگی شروع کند، عمدتاً باید حداقل تا 27 سالگی وقت خود را سرگرم آموزش موسيقي و هنرجويي می كرد و سالها در مقدمات يادگيري موسيقي دست و پا مي زد، به همین دلیل كمتر مي توانست در سنین جوانی مثل 18 تا 27 سالگی که اوج احساسات و شور عاشقانه ی یک شخص است اثری را تولید کند، ولی در حال حاضر این مشکل حل شده و جوانان می توانند در سنین کم با احساسات پر شور خود آثار احساسی با ملودی های عاشقانه و قوی خلق کنند، به عنوان مثال يگانه از 15 سالگي آموزش موسيقي را شروع مي كند و در 19 سالگي اولين آلبوم خود را تهيه و منتشر مي كند(كه همان آلبوم اول هم به سبب احساسي بودنش شنوندگان زيادي از جوانان پيدا مي كند)، خب همين موضوع يعني منطبق شدن احساسات پرشور جواني و نوجواني با بلوغ موسيقايي.

يعني هنگامي هنرمند به بلوغ موسيقايي مي رسد كه در اوج تجربه كردن احساسات و غم هاي عشقي دوران جواني قرار دارد. ولی در گذشته بلوغ موسیقی بسیار دیرتر از به وجود آمدن احساسات پرشور دوران جوانی به وجود مي آمد! (البته اين موضوع به اين معني نيست كه احساس در كارهاي خواننده هاي با تجربه تر و مسن تر موسيقي پاپ موج نمي زند بلكه منظور نگارنده اين است كه اگر همين خواننده ها در سنين نوجواني و جواني كاري را مي خواندند مطمئناً با احساس تر مي بود.)

 

این دلایلی که ذکر شد(يعني پيشرفت تكنولوژي در زمينه آهنگسازي كامپيوتري و سهولت در ضبط صدا) مهمترین علت برای پایین آمدن ميانگين سن خوانندگان پاپ است، البته دلایل دیگر هم که تا حدودی دلایل جامعه شناختی و روان شناختی هستند باعث این قضیه شده است که جامعه ی جوان امروزی بیش از پیش گرفتار شکست های عشقی و افسردگی شوند که از ذکر آنها به دلیل وقت کم می گذریم و به بحث اصلی می پردازیم…

 

“احساس” تنها برگ برنده ی پاپ خوانهای جوان و از دست دادن آن مشكل جدي براي موسيقي پاپ

چالش و مشکل اصلی که نسل موسیقی پاپ اخير دچار آن شده این است که تمام خواننده های این نسل بعد از گذشت مدت زمانی و پس از تهیه ی چند آلبوم مهم ترین برگ برنده و خاصیتشان را از دست می دهند.

همانطور که گفتیم چهره شدن یک خواننده پاپ هیچ گاه به دلیل قدرت فنی اش در موسیقی نبوده است، بلکه به خاطر ملودی ها و احساسات قوی شان بوده است، حال مشکلی که پیش می آید این است که با گذشت مدتی از سنین پرشور جوانیِ آن خواننده و با متأهل شدن او دیگر خبری از آن احساسات عاشقانه و غمگدازی‌های دوران جوانی و نوجوانی  گذشته اش نیست، به همین دلیل هم دیگر خبری از آن ترانه های واسوخت و آن احساسات و بکر و قوی نیست، چون که دیگر جنس دغدغه ها عوض شده…

هر چقدر هم خواننده های پاپ بخواهند روی صدا و آهنگ هایشان کار کنند و هر چقدر هم برای قوی‌تر و طبیعی‌تر شدن کارهایشان نقش بازی کنند و با یادآوری خاطرات و احساسات دوران جوانی دست به خلق ملودی بزنند باز هم نمی توانند آهنگ هایی با آن سطح بالای احساسی مثل کارهای اولیه شان تولید کنند، (مشکلی که دامان اکثر خواننده های پاپ از جمله خواجه‌امیری، چاووشی، یگانه، صادقی، بنیامین و غیره را در هر کدام تا حدی گرفته است…)

ديگر چاووشی كمتر (دقت کنید به واژه‌ی “کمتر”) می تواند باز هم آهنگ هایی مثل «صبوری»، «مرگ»، «کجاست؟ بگو!»، «سنگ صبور» خلق کند که همانطور که یگانه بعيد است بتواند باز هم آهنگ هایی مثل «در به در غزل فروش»، «آخه دل من»، «گناهی ندارم»،  «نشکن دلمو» یا «سال کبیسه»  بسازد.

 

برخی از آثاری که مثال زدیم ممكن است دارای آنچنان بار فنی و موسیقایی نباشند اما واقعیت این است که جوانان به دنبال مسائل فنی نیستند، بلکه به دنبال یافتن احساسات بی پرده و صادقانه در آهنگ هايي كه گوش مي كنند هستند، به واقع همه ی این خواننده های نسل جدید که از زیرزمین به روی زمین آمده اند خیلی سعی کرده اند که از لحاظ فنی کار خود را ارتقاء دهند، یکی آمد سبکش را عوض کرد، کس دیگری آمد لحن خوانندگی اش را تغییر داد، بعضی ها تنظیم کننده شان را عوض کردند، آن یکی آمد از غربی ها تقلید کرد و مدت آهنگ هایش را یک دقیقه ای و حتی چند ثانیه ای کرد، هر کس در این بازار موسیقی فکری نو کرد تا خود و موسیقی اش را زنده نگهدارد…

 

اما در این بین آنها متوجه نشدند که تنها برگ برنده ی خود؛ یعنی احساسات قویشان را در حال از دست دادن هستند و هر کاری هم با فرم و ظاهر موسیقی شان بکنند تا زمانی که احساس قوی و صادقانه در کارشان وجود نداشته باشد، آهنگ ها و آلبوم هایشان مثل سابق هواخواه نخواهد داشت…

حال سؤال اصلی این است که این نسل آخر موسیقی پاپ با از دست دادن تنها برگ برنده ی خود يعني “احساس” چطور و چگونه می خواهند از زوال موسیقی خود جلوگیری کنند؟ خواننده های پاپ با بالا رفتن سن و با از بین رفتن دغدغه های دوران جوانی شان چگونه می خواهند موسیقی خود را از مرگ نجات دهند؟ با چه حرکتی می خواهند خود را هنوز در جایگاه بالا حفظ کنند؟ آیا این پاپ مجاز می تواند خود را از مرگ و زوال تدريجي نجات دهد!؟

برای مشاهده‌ی صفحات اصلی این مطلب در نهمین شماره مجله موسیقی ایرانیان بر روی عکس‌ زیر کلیک کنید.

  • طراحی و صفجه آرایی: ابراهیم مولائی

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/05/50s.jpg http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2011/05/51s.jpg


منبع: مجله موسیقی ایرانیان - musicmagazine.ir

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=10721


برترین مطالب وب    
   

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.