موسیقی ایرانیان
 

طي نامه اي به محمد باقر قاليباف

استاد مصطفي کمال پورتراب طي نامه اي به محمد باقر قاليباف که در اختيار ايرنا قرار داده است، خواستار تاسيس هنرستان موسيقي توسط شهرداري تهران شده است.چندي پيش استاد پورتراب در گفت و گويي که پس از مراسم مهماني معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي هنرمندان موسيقي ، تجسمي و تئاتر برگزار شد به خبرنگار ايرنا گفت، که در صدد است به منظور بهبود اوضاع آموزش موسيقي و تربيت بهتر هنرمندان موسيقي دان کشورمان نامه اي را به شهرداري براي تاسيس هنرستان موسيقي و درخواست از آنان در اين باره بنويسد. رونوشت اين نامه به سردار طلايي رييس کميسيون فرهنگي شوراي شهر نيز ارسال شده است. اينک متن کامل اين نامه که توسط استاد پورتراب در اختيار ايرنا قرار داده شده، منتشر مي شود:

جناب آقاي دکتر محمدباقر قاليباف، شهردار محترم تهران
با عرض سلام و تحيت و با توجه به عنايات جنابعالي در تأسيس موزه‌ سازه‌هاي موسيقايي و حمايت مادي و معنوي از خانه موسيقي و خدمات بسيار ارزنده‌اي که تا کنون به دست توانمند شما ايجاد شده است بر آن شدم که به مصداق “همه دوها به سه منجر مي‌شوند” تقاضاي ديگري در راستاي توسعه اين هنر بنمايم تا مکمل الطافتان در امر پيشبرد و تعالي موسيقي کشور شود. به طوري که مي‌دانيد، واژه “کنسرواتور” در زبان فرانسوي به معناي “پرورشگاه” است که شهرداري دولت فرانسه در زمان‌هاي قديم در آنجا از کودکان بي سرپرست نگهداري و حمايت مي‌کرده و در ميان افراد با استعداد، به آن‌ها رشته‌هاي گوناگون هنر موسيقي را مي‌آموخته است. ادامه اين امر باعث شده که شهرداري دولت فرانسه در حال حاضر تمامي بودجه کنسرواتوارهاي متعدد تمام شهرهاي فرانسه را از نظر مادي و معنوي عهده دار شود و هنرمندان برجسته جهاني زيادي را براي کشور خود تربيت کند. از آنجا که کشور هفتاد ميليون ما فقط تعداد انگشت شماري موسسه کم مايه و محقر به نام هنرستان موسيقي دارد که اغلب محيط مناسبي براي تحصيل ندارند و حقوق مدرسان آنها علاوه بر ناچيز بودن چندين ماه به تعويق مي‌افتد و در نتيجه افرادي تدريس اين هنر متعالي را عهده دار مي‌شوند که توانايي هنري مطلوبي ندارند و در نتيجه نمي‌توانند هنرمندان شايسته‌اي را تربيت کنند.
اينجانب به عنوان يک موسيقي‌دان پيش کسوت که توفيق تربيت هنرمندان زيادي را داشته‌ام که اکنون نيز از بزرگان جامعه موسيقي به شمار مي‌روند به عنوان يک مدرس هشتاد و شش ساله از شما تمنا دارم، براي آن که هنرمندان‌ آينده کشور (که مي‌توان آنها را از ميان نوجوانان با استعداد منع کشور انتخاب نمود) سر و ساماني به سزا پيدا کنند، شهرداري تهران در اين شهر سيزده ميليوني مسبب خير شده و هنرستان نمونه و مطلوبي با مکان و مدرسان و وسايل آموزشي و کمک آموزشي مناسب تاسيس نمايد تا شاهد به وجود آمدن هنرمندان شايسته‌اي شويم که در آينده نزديک مايه افتخار ايران و ايرانيان شوند. به نظرم اين امر از حياتي‌ترين مسايل هنري (به ويژه موسيقي که هميشه به عناويني پرصرفه بوده است) مي‌باشد که وظيفه ملي اولياي امور توانمندي مانند جنابعالي است. پيشاپيش از لطف شما در اين مورد سپاسگزاري مي‌نمايم و اميدوارم اين امر خطير در آينده نزديکي تحقق يابد.
استاد دانشکده موسيقي دانشگاه هنر و مشاور ارشد موسيقي سازمان صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، عضو شوراي عالي واژه گزيني فرهنگستان زبان و ادب فارسي، نايب رييس شوراي عالي و رييس کانون مدرسان خانه موسيقي و چهره ماندگار سال 87، مصطفي کمالي پور تراب، 1/89/30
مصطفي کمال پورتراب سال 1303 در تهران به دنيا آمد. او نزد استاداني چون ياروسلاوبيزا (فاگوت) حشمت سنجري و عطاا… خادم ميثاق (ويولن) روبيک گريگوريان (آواز گروهي) روح ا…خالقي(تئوري موسيقي ايراني) موسي معروفي (تـار) فريدون فرزانه و پاتما گريان (سرايش) و …در سال 1324 از هنرستان موسيقي فارغ التحصيل شد.
در آن زمان در سه ساله پاياني متوسطه يا بايد به ادامه رشته ساز مي پرداختند يا رشته موسيقي علمي پورتراب رشته موسيقي علمي را براي ادامه تحصيل در هنرستان برگزيد تا بتواند در دوره عالي هنرستان در رشته آهنگسازي ادامه تحصيل دهد. اما هنرستان هنوز فاقد دوره عالي بود. از آن پس پورتراب مدتي به طور خصوصي تحت تعليم پرويز محمود قرار گرفت وبه عنوان نوازنده فاگوت، ويولن، ويولن آلتو و غيره در ارکستر هنرجويان هنرستان و ارکستر سمفونيک تهران به رهبري پرويز محمود و بعدها روبيک گريگوريان نوازندگي کرد.
در سال 1330 وقتي دوره عالي آهنگسازي در هنرستان تشکيل شد، پورتراب نيز وارد اين دوره شد و در سال 1339 با رتبه نخست تحصيلات خود را به پايان برد. استادان اين دوره حسين ناصحي (هماهنگي) هايمو تويبر (کنترپوآن) فوگ (ساز شناسي) ايمانوئل مليک اصلانيان (پيانو) مهدي برکشلي (تجزيه و تحليل موسيقي باستاني) فؤاد روحاني (فرم موسيقي وزيبائي شناسي) و غيره بودند.
او از سال 1340 سرپرستي يکي ازارکسترهاي وزارت فرهنگ و هنررا براي ساخت آهنگ، رهبري آن واجراي برنامه درتلويزيون عهده دارشد و در زمينه رهبري ارکسترمدتي با حشمت سنجري کار کرد. پورتراب در سال 1346 به منظور تحقيقاتي در زمينه موسيقي با استفاده از بورس راهي فرانسه شد پس از چند ماه به ايران بازگشت و حدود چهار سال از تجربيات کريستين داويد در آهنگسازي استفاده کرد. از سال 1324 به صورت مستمر تدريس را آغاز کرد و از سال 1350تا 1352 مدي رهنرستان موسيقي بود.
پس از انقلاب به تدريس هارموني، کنترپوآن و تئوري موسيقي در کلاس خصوصي خود و بعدها در دانشگاه هنر و دانشگاه آزاد پرداخت.
او در حال حاضر نيز مشغول به تحصل در دانشگاه آزاد اسلامي و کنسرواتوار تهران است. از آثار او مي توان به قطعاتي چون قطعه اي در چهارگاه (1955)، سونات ويولن و پيانو در دومينور (1959)، سه قطعه براي گروه خيام (1969) سوئيت هفت پيکر در نه قسمت براي ارکستر سمفونيک (1970)، مارش در ماژور براي ارکستر سمفونيک (1973)، رقص پريان در فامينور (1980)، آواز بي گفتار دو قطعه براي ارکستر زهي (1980) و…. از آثار مکتوب او نيز مي توان به آثاري چون تئوري موسيقي، مباني آهنگسازي، تجزيه تحليل موسيقي براي جوانان ( ترجمه اثر لئونارد برناشتاين از انگليسي)، حل المسائل تئوري (ترجمه اثر اثر پرتسولي از ايتاليائي)، هارموني مدرن (ترجمه اثر ايگل فيلد هال از انگليسي)، هارموني کلاسيک (ترجمه اثر سي.اچ. کيتسون از انگليسي)، آهنگ هاي برگزيده ايگلفيلد هال، کنترپوان به زبان ساده (ترجمه اثر استاکز از انگليسي) و…


منبع: ايرنا

لینک کوتاه مطلب : https://musiceiranian.ir/?p=1017


برترین مطالب وب    
   

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تمامی آثار صوتی و تصویری منتشرشده در سایت «موسیقی ایرانیان» تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشند.