مصاحبه ی موسیقی ایرانیان با حمید متبسم به مناسبت بیست سالگی گروه دستان
موسیقی ایرانیان: از آنجا که احتمال دادیم امکان دانلود ششمین شماره ی مجله موسیقی ایرانیان توسط همه ی هنردوستان ممکن نباشد، تصمیم گرفتیم مصاحبه با حمید متبسم آهنگساز و نوازنده موسیقی ایرانی را در سایت قرار دهیم تا همه ی کاربران بتوانند از مطلب استفاده کنند. قسمت اول این مصاحبه به همراه مقدمه که در شماره ی ششم مجله منتشر شده است را می توانید در ادامه مطالعه نمایید…
امین موسوی: گروه دستان جزو معدود گروه هایی در موسیقی ایرانی است که توانسته با همدلی و همنوازی اعضای گروهش، حدود دو دهه در سطح بالای موسیقی کشور خودش را نگه دارد، این گروه با نوآوری در موسیقی ایرانی به جرئت می توان گفت تاثیر بزرگی را در موسیقی سازی ایرانی داشته است، همگان می دانیم که موسیقی بی کلام ایرانی بسیار ضعیف تر از موسیقی های بی کلام غربی است و در طول تاریخ همیشه وابسته به آواز بوده است، اما آثار گروه دستان جزو معدود آثاری در موسیقی ایران است که توانسته در طول این چند ساله شخصیت مستقلی را برای موسیقی بی کلام ایرانی بوجود آورد، از آنجایی که عمدتا اعضای گروه دستان در پی ایجاد رنگ های صوتی جدیدی در آثارشان هستند کمتر توانسته اند مخاطبان موسیقی سنتی با ذائقه های کلاسیک تر و محافظ کار تر را راضی کنند، از طرف دیگر هم نبود رسانه قدرتمند موسیقی در کشور ما باعث شده است که جوانان و مخاطبان نو جو و تازه کارتر موسیقی کمتر با این گروه آشنایی داشته باشند و بسیاری عوامل دست به دست هم داده است تا گروه دستان کمتر از ارزش واقعی خود در بین مردم شناخته شود، به همین دلیل در آستانه 20 سالگی گروه دستان تصمیم گرفتیم مصاحبه ای با حمید متبسم موسس این گروه داشته باشیم تا آشنایی و دوره ی کوتاهی بر آثار دستان در 20 ساله اخیر بکنیم.
چه شد که گروه دستان در ابتدا تشکیل شد؟ یعنی فلسفه تشکیل گروه چه بود؟
در آن دوران نیاز به ایجاد یک فضای کاری جدید و محیطی که بتوانیم در آن کارهای مورد علاقه مان را انجام بدهیم وجود داشت و در واقع گروه هایی که موجود بود در انحصار سرپرستان شان بود و برای دیگران جائی برای خود نمائی و عرض اندام وجود نداشت و شاید گروه دستان اولین و تنها گروهی باشد که در انحصار کسی نبوده و نیست.
از دوستانی که در آلبوم «بوی نوروز» حضور داشتند شما و حسین بهروزی نیا در گروه باقی مانده اید؟ اصولا چه شد که بقیه اعضا، از گروه جدا شدند؟ مشکل اصلی در کجا بود؟ و چه شد که دوستان دیگر به گروه اضافه شدند.
من به این مورد بارها در مصاحبه ها و مناسبت های گوناگون اشاره کرده ام، هیچ پدیده ای در جهان هستی ثابت و بی حرکت نیست و طبیعت همیشه در حال تغییر است، تغییر در یک گروه موسیقی هم به دلایل مختلف ممکن و لازم و ناگزیر است و مهم این است که اصالت گروه و تفکر و منش آن تغییر نکند.
ما همکاران بسیاری را به همکاری با گروه دستان دعوت کردیم، لیکن عذر هیچ کس را نخواستیم و هر کس رفت با میل خودش رفت، بعضی ها باید می رفتند و اگر نمی رفتند گروه باقی نمی ماند، برای کار در یک گروه اخلاق گروهی لازم است. اعضای یک گروه به مثابه اعضای یک بدن اند و باید با هم هماهنگی داشته باشند و اگر با یکدیگر جور در نمی آیند دلیل بر بدی و یا خوبی هیچ کدام نیست، بلکه فقط تناسب و هماهنگی ست که مطرح است.
چه ویژگی و چه مفهوم و اعتقاد و مشخصه ای است که دستان را دستان کرده ؟ آیا ممکن است روزی شما از گروه جدا شوید ولی باز هم دستان بماند؟
دستان گروه همه نوازندگانی ست که در آن کار می کنند و مرشد ندارد، سطح نوازندگی نوازندگان در دستان بسیار به هم نزدیک است و همه همدیگر را قبول دارند و علاقمند به کار یکدیگر اند. مسئله ما فقط و فقط موسیقی ست و شهرت و موفقیت در زیباترین شکلش هم در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد.
حضور من و هر کدام از همکاران در گروه دستان متکی بر توانائی های فیزیکی و روحی ماست. اگر هر کدام از دست برود جدائی محتوم است، ولی دستان خواهد ماند.
دوست نداشتید مثل سابق دور هم جمع شوید و هنرمندان مطرحی چون کیهان کلهر، علی کیانی نژاد و کامکاران باز به گروه اضافه شوند؟ خیلی اتفاق جالبی می شد اگر این اتفاق می افتد.
هموطنان ما علاقمند به خاطرات اند و حال را در آینده دوست می دارند، من مطمئنم که اگر من و فرج پوری امروز از هم جدا شویم و با هم همکاری نکنیم شما خواهید گفت که یاد آن دوران همکاری شما و فرج پوری بخیر و خیلی اتفاق جالبی خواهد بود که شما دوباره با هم کار کنید.
نه دوست عزیز، هیچ اتفاق جالبی نخواهد افتاد، هر میوه ای به فصلش بار می آید و مزه دارد.

خب فکر کنم بهتر است به مناسبت 20 سالگی گروه دستان یک اشاره ای به آلبوم های گروه داشته باشیم، از «بامداد» و «بوی نوروز» شروع کنیم، اگر ممکن است کمی در مورد این دو آلبوم توضیح دهید.
آلبوم «بامداد» قبل از تشکیل گروه دستان و با گروه عارف اجرا شد، البته همین کار هم موجب آشنائی من و محمد علی کیانی نژاد و در نتیجه شکل گرفتن گروه دستان شد.
«بوی نوروز» ولی، اولین و یکی از موفق ترین آثار دستان است، کاری که شنونده خودش را در سطح وسیعی پیدا کرد و در خاطره ها ماند و هنوز هم مطرح است، در این کار ما همکاران بسیاری را همراه دستان داشتیم که فقط در آن دوره با ما همکاری کردند، یکی دیگر از شاخص های این اثر صدای ایرج بسطامی ست که بخوبی از ارائه این کار سخت برآمد.
فکر می کنید این دو آلبوم چه ویژگی هایی داشتند و دارند که هنوز خیلی ها از این دو آلبوم لذت می برند ولی با آلبوم های بعدی گروه ارتباط برقرار نمی کنند؟
هر کاری شنونده خودش را دارد، شنونده ای که شما از آن نام می برید بیشتر از اهالی موسیقی ست و به دنبال تحولات تکنیکی در آثار است، تنظیم ها و ارکستر بزرگ و چند صدائی در این آثار مورد توجه این دسته از شنوندگان است.
لیکن این به این معنی نیست که کار های دیگر شنونده کمتر دارد و دارای ارزش های هنری کمتری اند. شما این شنونده ها را نمی شناسید و با انها ارتباط ندارید. در واقع مقصود من دفاع از این و رد آن نیست بلکه می خواهم بگویم که روش تحلیل و بررسی این نیست.
من هیچ گاه نگفتم آثار بعدی گروه دستان ارزش هنری کمتری دارد، بنده خودم آثار اخیرتان را بیشتر می پسندم، من می خواستم علت علایق گروههای مختلف به آثار مختلف شما را بررسی کنم، صحبت اصلی بنده این بود که آثار اولیه شما چه ویژگی داشت و دارد که برخی ها با آن آثار ارتباط بیشتری برقرار می کنند. بنده قصد یک نوع ریشه یابی سلایق مختلف را داشتم.
اگر بپذیریم که همه کارهای ما شنونده خودش را دارد و کارهای بعدی دستان هم علاقمندانی چون شما دارد بررسی علت این اختلاف سلیقه دیگر وظیفه من نیست و اساسا در این مقال نمی گنجد، من می توانم پاسخگوی پرسش های فنی شما باشم و یا در نهایت سلیقه خودم را هم بگویم ولی کار شنونده پسند را اگر با هوش و گوشم مغایر باشد انجام نخواهم داد.
به سلیقه من موسیقی باید ما را متاثر کند نه متحیر و حجم نباید مبنای کیفیت باشد. شنونده آگاه موجب رشد هنر موسیقی ست و با حمایت خویش آهنگساز را به ادامه کارش تشویق می کند.
اصولا چه شد که از «بوی نوروز» تا «ساز نو آواز نو» این همه تغییر در استایل و حال و هوای آهنگ هایتان ایجاد شد؟ علت اصلی و فلسفه اصلی این تغییر چه بود؟ چقدر شما و گروه و چقدر خود شهرام ناظری در شکل گیری «ساز نو آواز نو»چه از لحاظ فکری چه از لحاظ موسیقایی تاثیر گذار بودید؟
در همه آثار آوازی ما خواننده اثر نقش داشته و هر کاری به مناسبت شیوه خواننده ساخته و پرداخته شده است.
استایل آهنگسازی من تغییر نکرده و همان است که بوده، کار برای دو ساز و سه ساز نوشتن با کار برای ارکستر بزرگ متفاوت است، همانطور که کار سیاه قلم یک نقاش با طراحی رنگ روغن متفاوت است،
همانطور که قطعه «برای الیزه» بتهون با «سیمفونی 5» اش متفاوت است.
من در این سال ها برای یک ترکیب کوچک تر قطعاتی ساختم که در هر کدام می توانید تفکر «بامداد» مرا هم به نوعی ببینید، ولی ابزاری که در اختیارم بود به «وسعت بامداد» و «بوی نوروز» نبود.
اگر شما همین بخش کوتاه ضبط شده از «سیمرغ» اثر تازه مرا بشنوید متوجه این موضوع خواهید شد که استایل من نه تنها تغییری نکرده بلکه در همان مسیر متحول شده است.
منظورم از استایل، استایل آهنگسازیتان نبود بلکه حال و هوای آهنگ هایتان بود، رنگ سازهای گروه شما از «بوی نوروز» تا آلبومی مثل «لولیان» تغییر کرد، تغییری که باعث شد جوانان و مخصوصا غربی ها بیشتر به سمت موسیقی ایرانی آن هم از جنس دستان روی آورند.
تغییر حال و هوا همانطور که قبلا توضیح دادم جزئی از طبیعت انسان است.
برسیم به «سفر به دیگر سو» آلبومی که به نظر بنده بسیار کمتر از آن که باید مطرح و شنیده شد، خود شهرام ناظری در چند مصاحبه، این آلبوم را بهترین آلبوم خودش معرفی کرده ولی جای تعجب و افسوس است که اگر همه فروشگاه های شهر را بگردیم به سختی می توانیم این آلبوم را پیدا کنیم، نظر خود شما در مورد «سفر به دیگر سو» چیست و چقدر خودتان به این آلبوم اعتقاد دارید؟ این آلبوم در چه شرایطی ایجاد شد؟
این آلبوم در اوج همدلی و همفکری گروهی آن زمان دستان ساخته و پرداخته شد و به لحاظ همنوازی و بداهه نوازی کم نظیر است، ذره ذره ملودی های این اثر عصاره همفکری گروهی ست و عشق به موسیقی و لذت از موسیقی را شما در هر لحظه این کار می شنوید.
چقدر اعضای دستان در این آلبوم اثر گذاشتند و چقدر خود شهرام ناظری؟ آیا ملودی های تصنیف ها همه از خود شهرام ناظری بوده و شما تنظیم کننده بوده اید؟ راستی چرا هیچ وقت کنسرت این قطعات در ایران اجرا نشد؟
تا آنجا که بخاطر دارم ما این برنامه را یک دوره یا حداقل یک بار در ایران اجرا کردیم، اساس ملودی تصانیف از شهرام ناظری بود و ما مطالبی به آن اضافه کردیم.

کنسرت «سفر به دیگر سو» قبل یا بعد از انتشار آلبوم در ایران اجرا شد؟ چرا در این چند ساله در خود ایران ابتدا قطعات را در کنسرت ها اجرا می کنید و بعد آن قطعات را در قالب آلبوم منتشر می کنید؟ فکر نمی کنید برای شنونده ی غیر حرفه ای تر سخت است با کاری که تا به حال نشنیده است همان بار اول ارتباط برقرار کند؟
این را درست بخاطر ندارم که کنسرت قبل یا بعد از انتشار البوم اجرا شد، کنسرت یک اجراست که فقط خاطره اش باقی می ماند و همانطور که اشاره کردید حال و احوال کلی ای که ایجاد می کند اهمیت دارد و مردم نمی توانند با همه موسیقی ای که ارائه می شود رابطه برقرار کنند، به همین دلیل هم شنونده عام موسیقی در کنسرت ها از هنرمندان قطعاتی را تقاضا می کنند که با آن خاطره دارند.
ولی ضبط، ثبت خاطره است. ما به دنبال پختگی هر چه بیشتر سعی بر این داریم که ضبط کار ها را بعد از کنسرت ها انجام بدهیم.
راستی چرا کیهان کلهر در آن آلبوم به عنوان نوازنده ی سه تار ظاهر شد؟ خب خیلی ها مخصوصا ما جوان تر ها ایشان را فقط با کمانچه شان می شناسیم.
ما در جستجوی راهی برای ارائه مناسب این اثر به این صدا رسیدیم، قبل از شکل گرفتن کامل این اثر در فستیوال فز “مراکش” در قسمت اول برنامه، کیهان کلهر و من سه تار می نواختیم که فضا و صدا با قسمت دوم که تار و کمانچه وارد می شود تفاوت کند. و از همین جا این کار آرام آرام شکل گرفت تا به فرمی رسید که شما در آن البوم که حدود یک سال و نیم بعد از آن فستیوال ضبط شد می شنوید.
بد نیست بدانید که آن آلبوم اجرای زنده و ضبط اتفاقی کنسرت ما در شهر واشنگتن است.
چه رمز و رازی در سفر به دیگر سو وجود دارد که بعد از گذشت این همه مدت هنوز روح انسان را قلقلک می دهد و هنوز روح آدم را به لرزه در می آرد، البته خب طرفدارهای اصیل تر و قدیمی تر موسیقی سنتی کمتر توانستند با این آلبوم ارتباط برقرار کنند، ولی برای بعضی ها که با موسیقی ایرانی یا سنتی قهر بودند این آلبوم آب زلال و افسانه ای بود در کویر موسیقی ایرانی. شما هم باور دارید قوی ترین و تاثیر گذارترین آلبوم گروه دستان این آلبوم بوده است؟ گرچه بعضی ها هنوز دل در گرو آلبوم های اول شما مثل «بامداد» و «بوی نوروز» دارند.
شما از دل خودتان می گوئید، سلایق متنوع و متفاوت است. شنوندگان موسیقی چند صدائی اروپائی آنان که انواع موسیقی پلی فونیک را ورق زده اند و بار ها دور کرده اند از ما طلب موسیقی تک صدائی و دست نخورده ایرانی می کنند. جوانان مشتاق و مبهوت موسیقی چند صدائی از ما موسیقی چند صدائی می خواهند.
بطور کلی هر کسی از ظن و سلیقه خودش حرکت می کند و درست هم هست! آهنگساز موفق و تاثیر گذار کسی ست که سفارش قبول نکند و اگر هم کرد به حرف سفارش دهنده گوش نکند، و تنها و تنها به حرف دلش گوش کند.
من نظر شما را رد نمی کنم، تائید هم می کنم، ولی از نگاه شما. بد نیست بدانید که من هم مانند شما «سفر به دیگر سو» را یک فراز کار دستان و شهرام ناظری می دانم ولی عناوین افسانه و غیره را احساسی و اغراق آمیز می دانم.
خب گروه دستان با بانوان خواننده چون پریسا و سیما بینا همکاری کرده است، چون این آلبوم هیچ گاه در ایران منتشر نشد و چون ما ایرانی ها با این آلبوم کمتر آشنایی داریم اگر ممکن است کمی در مورد این سه آلبومی که توسط این بانوان اجرا شده است توضیحاتی بدهید.
کار با سیما بینا به عنوان یک خواننده خراسانی که ارتباط ویژه ای نیز با چند نسل شنونده موسیقی ایرانی دارد جذابیت های خودش را داشت و برای ما یک تنوع و یک تغییر فضای خوبی در میان آثارمان بود، «حنائی» به زعم من در آثار سیما بینا نیز جای ویژه ای دارد، چرا که در آثار ایشان تکیه مطلق روی آواز است و ساز در حاشیه قرار می گیرد و اگر در جائی یک تکنوازی دوتار یا کمانچه ای جلوه دارد مربوط به کل کار و اندیشمندانه نیست بلکه اتفاقی ست. در «حنائی» ولی دستان حرف خودش را دارد و زیبائی های موسیقائی نتیجه معاشقه ساز و آوازند.

کار با پریسا ولی نقطه عطف دیگری در کارنامه دستان است، شروع کار با پریسا مصادف با شروع کار مستمر سعید فرج پوری با دستان شد.
چهار اثر دستان در دو آلبوم «شوریده» و «گل بهشت» از طرف شرکت نت ورک به بازار جهانی موسیقی ارائه شد و چهار سال کار مداوم با پریسا نتایج بسیار خوبی در باروری دستان و ایشان داشت.
بر این اعتقادم که تصانیف من در این دو آلبوم از بهترین تصانیفی هستند که در دوران آهنگسازیم ساخته ام. متاسفانه محدودیت پخش این آلبوم ها در ایران موجب عدم شناخت مردم از این دو آلبوم است، ولی ایمان دارم، روزی که این کار میسر شود و مردم ایران بتوانند این آثار را بشنوند قدر این آثار بهتر و بیشتر شناخته خواهد شد.

آلبوم «شوریده» شما و پریسا برنده بهترین آلبوم از طرف وزارت فرهنگ فرانسه در سال 2003 شد، می شود کمی در این مورد که دقیقا این جایزه به چه صورت و به چه آثاری اعطا می شود توضیح دهید؟
بله، این آلبوم که در دو سی دی از اثار سعید فرج پوری و من ارائه شده در ابتدا عنوان شوک موسیقی سال 2003 را از منتقدین مجله لوموند گرفت و پس از آن جایزه بهترین موسیقی سال 2003 را در زمینه موسیقی ملل Worldmusic از وزارت فرهنگ فرانسه گرفت.
این جایزه لوح افتخاریست که به نماینده گروه داده شد.

نه منظورم این بود که شرایط گرفتن این جوایز چست؟ مثلا بر حسب چه معیار و بوسیله چه داورانی بهترین موسیقی سال انتخاب می شود؟ البته اگر در این زمینه اطلاع دارید، چون که اطلاعات ما در این زمینه کم است.
معمولا در این چنین مراکز هنری اتنوموزیکولوگ ها داوری می کنند و هیچ جایزه ای بی اساس داده نمی شود. به این معنی ست که آثار از یک یا چند مرحله پائین تر می گذرند و برگزیده های هر سال به بالاترین حیات داوری می رسد و در نهایت در آن اجلاس رای به انتخاب برگزیده سال می دهند.
- هنردوستان گرامی قسمت اول مصاحبه را مطالعه کردید منتظر قسمت دوم گفتگو از همین سایت باشید.
- این مصاحبه در شماره ششم مجله موسیقی ایرانیان منتشر شده، برای دیدن آرشیو مجله موسیقی ایرانیان اینجا کلیک کنید.
- برای مشاهده صفحات مصاحبه بصورت ارجینال که در مجله موسیقی ایرانیان منتشر شده، بر روی تصاویر زیر کلیک کنید:
انتشار این مطلب در قبل از ظهر روز جمعه، 22 مرداد 1389، ساعت 1:55





















































Mr. Motebasem ,
beiliveing Thanks for not in clisheys and streotype that is the last thing that art needs
thanks for not accsepting in clieshays and steriotype that is the last thing that art needs!
به عنوان یک ایرانی که عاشق موسیقی و فرهنگ ایرانی هستم در اولین ورودم به سایت شاهد نظرات بسیار زیاد مطلبی شدم که مربوط به یک خواننده پاپ بود، وقتی هم که وارد این مطلب شدم با تعجب دیدم برای چنین مصاحبه با ارزشی که فعالیت های یکی از بهترین گروه های موسیقی ایران مورد بررسی قرار گرفته تنها 2 نظر ارسال شده است…
با این اوصاف نباید به حال این موسیقی که داریم تاسف خورد؟
واقعا از خودتون پرسیدید جوانان مملکت ما آقای متبسم که با بزرگان موسیقی ایران همکاری کرده و آلبوم های ماندگاری منتشر کرده را بیشتر می شناسند یا ساسی مانکنی که حتی یک آلبوم منتشر شده نیز ندارد؟
نباید به حال این موسیقی تاسف خورد؟ نباید به حال این جامعه تاسف خورد؟
واقعا شرم آور است
امیدوارم شما به عنوان رسانه موسیقی این فرهنگ غلط را تغییر دهید…
ضمن احترام به گروه دستان ازجهت اطلاع هنرمند گرامی حمیدمتبسم و دوستان کنجکاو و علاقه مندبه موسیقی که اینگونه مطالب و مصاحبه ها را دنبال می کنند، لازم است تذکر بدهم .. . در مجموعه آثار سیما بینا خواننده خراسانی شما ! ! کلیه تک نوازیها و قطعا ت سازی ، بر خلاف گفته و تصور آقای متبسم ، بسیار با دقت واندیشمندانه ، از میان مقام های اصیل موسیقی نواحی ایران که دارای نام و نشان است برکزیده شده و معمولا هنرمند و نوازندگان زبردست محلی با ساز مخصوص خود آنرا به زیبایی می نوازند و در مجموعه کار ، جای خود ، و معنی و ۸پیام خود را داراست .
هرگزقطعه ای اتفاقی و بدون هماهنگی در مجموعه موسیقی ما اجرا نمی شود.
با سلام به دوستان موسیقی ، به نظر من آقای متبسم در مقام هنرمند ، اگر جایی میگیرند ، باید احترام به بزرگان موسیقی را فراموش نکنند . و در ضمن گروه دستان بیشتر به خواننده باید احترام بگذارد کجای دنیا این طور از خود تعریف می کنند . همه گروه ها به خاطر خواننده معروف شدند . شانس شما در هنر شما نیست بلکه در خارج زندگی کردند است ، قول های آنچنانی به هنرمند ما در داخل می دهید و با آنها کنسرت اجرا می کنید . شانس بزرگ شما همکاری هنرمندان بزرگی همچون خانم سیما بینا با گروه دستان بوده و هست . حالا طوری از ایشان حرف می زنید ، که اگر کسی نداند فکر می کند شما استاد ایشان بودید و شما این هنرمند محجوب را با یک سی دی به آسمان بردید .آیا این طور است .
آفرین آقای حمزلو خوب جواب این ها رو دادی، کاملا درسته اصلا همه آهنگساز ها و موزیسین ها رو همین خواننده ها به اینجا رسوندند، کلنل وزیری اگر روح انگیز نبود که این نمی شد، خالقی، پایور، علیزاده و مشکاتیان رو هم همین خواننده ها به اینجا رسوندند،
آفرین آقای حمزلو، آفرین
با سلام آقای مانی موسوی متبسم ،
شما طوری نوشته اید ، که فکر می کنم به شما بیشتر برخورد تا استاد بی ادب شما .
آقای محترم ، احترام چیز خوبی است ، هنرمند باید به دیگر هنرمند احترام بگذارد ، شما همکار احمدی نژاد هستی ، که بی ادبی درس روز او میباشد. حتما نوازنده هستید که برای خواننده هیچ ارزشی قا،ل نیستید ، بروید خودتان بزنید و بخوانید ، هزار سال. آفرین به آفرین
با سلام ، به دوستان عزیز و هنرمند .
من چون بیشتر با گروه دستان آشنا هستم ، برایتان بگویم که اگهی کنسرت سالار عقیلی را سال گذاشته نمی دانم شما دیدیید ، آقای فرج پوری طوری با این هنرمند در اگهی کنسرت رفتار می کرد ، که شما فکر می کردی دارند به یک بچه درس آواز می دهند . لطفا خودتان این فیلم را ببیند . با نظر شما که گفته بودید گروه دستان برای خواننده احترام نمی گذارد قبول دارم .
اگهی امسال سالار عقیلی با بهروزی نیا را ببیند که از نلویزیون های امریکا پخش میشود ، بیشتر تصویر آقای بهروزی نیا را نشان می دهند تا خواننده .
این گروه از نظر ادب برخورد با هنرمندان ،هیچ گونه برتری از رژیم ندارد .
من قبول دارم که تا حدی گروه دستان در مواردی نسبت به خواننده ها کم لطف بوده اما گروه دستان گروهی بسیار حرفه ای و قویه که همکاری هر خواننده ای با اون ها باعث افتخار اون خواننده س . من با نظر دوستان مخالفم که زیبایی یک اثر صرفا در گرو خواننده اس مگه ما خواننده از استاد شجریان بالاتر داریم شما اصلان میتونید آلبوم افتضاحی مثل رندان مست رو فرضا با آلبوم فریاد مقایسه کنید یا مثلا اگر استاد علیزاده با استاد شجریان همکاری نمی کرد به این جا نمی رسید برای من به شخصه همون آلبوم نینوا کفایت می کنه که ایشون رو والاترین مرد موسیقی ایران بدونم . پس اگر منصف باشیم گروه نوازنده ها شاید دست کم 50 ، 60 در صد در زیبایی یک اثر نقش دارند
من واقعا نمیدانم مشکل ما ایرانی ها چیه چرا اینقدر دوست داریم جبهه گیری کنیم دوستان واقعا لازم نیست کاسه داغتر از آش بشین و از این و اون دفاع اگه درک درستی از موسیقی دارین!!! در مورد موسیقی صحبت کنین
واقعا درست است ، درک درست از موسیقی را همه باید از حمید متبسم یاد بگیرند ، دوست عزیز ، همه باید بیدار باشیم ، و اگر کسی حرفی می زند که درست نیست . جواب بدهیم تا تکرار نشود . مردم کشور ما، همه در هر رشته هنر یا مورد های دیگر فنی ، خدا هستیم . به نظر من باید جلو هر کسی که حرف مفت می زند ، ایستاد
ایشان یک نوازنده هستند ، و مثل ایشان هزارها نفر وجود دارد . شاید فردا بقیه هم شود ، … استاد یا استاد استاد …… دوستان باید بیدار بود . مثلی برای شما دارم سی دی حنایی از موسیقی خراسان که خانم سیما بینا اجرا کردند ، تمام این سی دی از موسیقی محلی خراسان میباشد ، و حتا برای تنظیم از گوشه های موسیقی مقامی شمال خراسان استفاده شده است ، حالا استاد متبسم در روی این سی دی بنام آهنگساز قید شده ، آیا تا این حد مردم هنر دوست ما بی اطلاع هستند . موضوع ، داستان کبکه سره خود را زیره برف کرده بود و میگفت کسی او را نبیبیند .
نمیدانم که موسیقی ایران را چه شده که یک نوازندهٔ درجه دو این همه افاضات میکند و شعار میدهد. ایشان متاسفانه فراموش کردند که اگر فعالیتهای همکاران قدیم دستان مثل کیانی نژاد،کلهر و ا عیان نبود گروه دستانی هم نبود تا ایشان به رخ کسی بکشند. اظهار فرموده اند که ما عذر کسی را نخواستیم….. از حضرتشان به عنوان ما و بقیه، به عنوان کسان دیگر نام بردهاند.
در ضمن گشت و گذاری در پروندهٔ کاری این گروه در چندین سال گذشته نشان میدهد که این گروه هیچگاه جرات اجرای برنامه بدون خواننده را نداشته، نامهای شهرام ناظری،پریسا،سیما بینا،سالار عقیلی،همایون شجریان، و چند خواننده غیر مشهور دیگر که از همکاران این گروه در گذشته بودهاند گواهی بر این ادعاست…. در واقع میتوان گفت که جناب متبسم و گروهکشان برای کشاندن مردم به سالنها تاکنون به هر خوانندای ….. شدهاند و هر گاه سعی کردند بدون خواننده کار کنند به هیچ وجه موفق نبوده اند که موسیقی سازی به توان و بنیه کافی احتیاج دارد نه به سولوهای نیم ساعته د ف و تنبک و ایجاد هیجان بیخودی..
البته طبیعی است که هر کسی در حیطه کاری خود حق هرگونه فعالیت راا دارد اما تا آنجا که از راه حقیقت و راستگویی منحرف و در مورد کار و جایگاه خویش دچار توهم نشود.
نباید نظرات اینگونه تندو قاطع در این زمینه ها داد چرا که هنرمندانی مانند استاد علیزلده و آقای متبسم امتحان خود را پس داده اند و نبایستی کار هنرمندانی چنین ارزشمند را براحتی بر اساس نظر سلیقه ای رد کرد. استاد علیزاده، تاریخ موسیقی ایران زمین و حافظ حیات آنست و مطرح شدن ایشان بعنوان یک آهنگساز بزرگ نیاز به خواننده ای ندارد و ایشان تنها کسی بودند که برای ارائه آثار جاودان خود وابسته به هیچ خواننده ای نبوده و نیستند. این ها افرادی تکرا نشدنی هستند. حتی در آلبوم حنایی نیز می بینید که تنظیمهای قطعه ها و رنگ و کیفیت سازهای گروه دستان منحصربفرد است و منظور آقای متبسم اینست که تا حالا گروهی با این قدرت و کیفیت خانم سیما بینا را همراهی نکرده اند.
در جواب علی باید بگویم ، آقای علیزاده را جدا کنید با متبسم ، شما چرا مخلوط می کنید . صحبت در مورد مغرور بودن و انسان بودن است ، اگر یک هنرمند بیش از انداز دماغ بالا باشد ، و بیش از همه هنرمندان حرف از من من ، من و…. بزند . آیا شما ، باز گویید . هنرمند.
دوست عزیز ، ما ایرانی هستیم و ادب و اخلاق مهم ترین اصل برای همه ماست . تختی برای قهرمانی تختی نشد ، برای اخلاق شد . لطفا علیزاده را کنار ایشان نگذارید ، آقای علیزاده یک انسان با شرف در هنر هستند ، جای حرف هم ندارد و ایشان استاد متبسم هستند ، در مورد استادان ایشان چه آقای ظریف و علیزاده صحبت نیست . برخورد هنرمند با هنرمند باید در حد دوستانه و انسانی باشد ، بخوانید بالا صفحه را و بعد نظر دهید .
doostan behtar ast be ja ye fahashi agar javabi ossouli be nazar e ishan darid bedahid
اقای محسن درست می گویند من کمی تند رفتم
حالا که فکر می کنم میبینم که خوب به هر حال باید بحث های چالشی باشد که موسیقی پیشرفت کند