یادداشت اختصاصی موسیقی ایرانیانهنرمند امروز یا سفارشی کار میکند یا خسته و دل پژمرده است

موسیقی ایرانیان – علیرضا ابهری: استقبال کم نظیر و گسترده هنر دوستان جهان از موسیقی اصیل و معناگرای ایران حتی آنها که با فراز و فرودها و کلمات فارسی و هنر موسیقی ایرانی آشنایی ندارند نشانه ممتاز جایگاه هنر اصیل در میان علاقمندان به اصالت انسانی است.

اما در این میان کاهش اقبال مخاطبان نسبت به آن و افت بعضی اثار موسیقی ایرانی واقعیتی است که انرا نمیشود انکار کرد.

البته در بحث اسیب شناسی موسیقی ایرانی باید گفت که موسیقی همچون صنعت و تکنولوژی نیست که هر روز شاهد حرکتی جدید در آن باشیم زیرا این هنر ظریف مستقیما از لطافت انسانی روح نشات میگیرد و ارتباطی با زوایای روح و احساس هنرمند دارد.

در یک دوره از زمان اوج میگیرد، گاهی ثابت میماند و حتی زمانی افول میکند.

صرف نظر از یک سری آثار هنری که همچنان نگاه به بالا دارد، اغلب اثاری که تولید میشود ممکن است در یک دوره از کیفیت بالایی برخوردار نباشد.

در موسیقی پاپ هم گاهی اوقات شاهد این فراز و نشیبها هستیم. اگر از ابتدای پیروزی انقلاب، موسیقی پاپ را مورد ارزیابی قرار دهیم میبینیم در بعض از جهات دارای رشد بوده و گاهی اوقات با بوجود امدن بعضی گروه های زیرزمینی که بعضی از آنها پس از چند سال ضمن پذیرش معیار قانونی توانسته اند مجوز فعالیت دریافت نمایند یا بعد از آن موسیقی رپ مبتذل زیرزمینی است که متاسفانه نشان میدهد سطح شنیداری مردم به ویژه جوانان به شدت افول کرده است و ذائقه هنری انان به سمت موسیقی هجو گرایش یافته است.

این میان تقش رسانه ها مخصوصا رسانه های تخصصی در جهت دهی به ذائقه هنری مردم قابل تامل است.

متاسفانه در بعضی از رسانه ها شاهد تخریب هنرهای ارزشی و نهفته در موسیقی هستیم و دلیل ان بعضی تهیه کنندگان هستند که کمترین شناخت را نسبت به موسیقی دارند و با یک ذوق امیانه و بازاری به موسیقی نگاه میکنند.

بنا بر اتفاق قول اساتید موسیقی ایران اگر به شنونده یک کار خوب و ارزشمند ارائه شود دیگر به دنبال موسیقی سخیف و نارل نمیرود. دلیل دیگر را میتوان بعضی هنرمندان دانست که دیگر اعتقاد به کارشان و هنرشان ندارند که شاید دلیل آن وضعیت فرهنگی موجود میباشد.

مثلا دیگر شور و حالی که مرحوم صبا یا اساتید قدیم داشتند را در کدام یک از هنرمندان عصر حاضر میتوان یافت؟

به جرات میتوان گفت فضای روحی و فکری هنرمندان عوض شده که یکی از دلایل آن را میتوان کشمکشهای سیاسی در سطح جامعه دانست. هنرمند امروز یا سفارشی کار میکند یا خسته و دل پژمرده است.

از یک سوی دیگر موسیقی ایرانی باید به پشتوانه و همت هنرمندان، -ارائه دهنده یک حرف جدید و نو برای نسل جدید باشد و از این رکود و یکنواختی بیرون اید و از سوی دیگر حمایت مسئولان عرصه هنر کمک قابل توجهی در این زمینه خواهد بود.

در این میان که هنرمندان ایرانی همیشه در مظان یکسری اتهامات بوده اند که برای مثال بعضی از اقشار جامعه انان را معتاد میدانند و یا اینکه میگویند موسیقی افراد را به مواد مخدر میکشاند، باعث تاسف است یک کارگردان سرشناس فیلمی میسازد که در آن نشان میدهد نوازنده ای معتاد است و خانواده او از هم پاشیده است. با این کار خود نه اینکه کمک به جامعه هنری و موسیقی نمیکنند بلکه انگشت اتهامات خانواده های ایرانی را بیشتر به سمت موسیقی ایرانی نشانه میروند. البته وجود افراد لابالی را نمیتوان در هر صنف و رشته ای انکار کرد که هنر هم از این قاعده مستثنی نمیباشد. و از طرفی نمیتوان تعداد اندک و انگشت شمار که با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند را به کل جامعه هنر موسیقی تعمیم داد.

در پایان هر آنچه که مرزبندی واقعیت های اصیل را از هنر کاذب و فریبنده و منحرف مشخص می کند، گرایش به جوهره واقعی و آسمانی عشق به انسان و خالق زیبائی های هستی است. در زمینه موسیقی هر جا که اصالت مبنای کار و خلاقیت قرار گرفته، نشاط معنوی ابراز رفع کسالت روحی و خمودگی فکری شده است.

جای خوشحالی دارد که هنوز بسیاری از هنردوستان و ارباب سلیقه، بین افرادی که با کمک گرفتن از کامپیوتر و حقه های صوتی تلاش میکنند خود را هنرمند جا بزنند و صاحبان احساس لطیف هنری که با اتکا به دانش فنی موسیقی و شناخت گوشه ها و ردیف های آن هنوز جوینده دانش موسیقی بوده و غیر از توانایی خدادادی خود هیچ وسیله و یا ابزار دیگری را به کار نمیگیرند، مرزبندی و تفکیک ویژه قائل میباشند که امیدواریم این جوهره تخصصی و عاطفی در رسانه ها جایگاه واقعی خود را یافته تا رسالت تاریخی خود را در انتقال میراث صد ساله موسیقی ایران به نسل حاضر ایفای نقش نمایند.

علیرضا ابهری کارشناس موسیقی و پژوهشگر مسائل اجتماعی


منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

برچسب

5 دیدگاه برای این خبر “یادداشت اختصاصی موسیقی ایرانیان”

  1. ناشناس گفت:

    ممنون.مطلب خوبی بود.علی الخصوص تیترش.

  2. erfaN گفت:

    نوشته خوب و قابل تاملی بود ولی به دو قسمت از این مطلب ایراداتی وارد است.
    1- در قسمتی از این مطلب، نویسنده گویا به انتقاد از فیلم سنتوری داریوش مهرجویی می پردازد و اظهار میکند که این فیلم موجب گردیده که جامعه با دید منفی تری به موسیقی نگاه کند. ولی اگر با نگاه بازتری به مضمون فیلم نگاه کنیم، در می یابیم که معتاد شدن شخصیت علی سنتوری، معلول یک سری محدودیت ها و مشکلات جامعه ایران است! در واقع فیلمنامه نمی خواهد این را بگوید که موسیقی بد است و هنرمندانش عملی و معتاد، بلکه در پی این است که نشان دهد مشکلاتی که بر سر راه یک هنرمند قرار میگیرد تا چه اندازه می تواند او را به سمت نابودی بکشاند که البته در فیلم به اندازه زیادی در رساندن این پیام به مخاطب، مبالغه صورت گرفته.. این نکته رو هم نباید فراموش کنیم که یکی از دلایل محبوبیت محسن چاوشی در بین گروهی از اقشار جامعه، همین فیلم می باشد. شخصا چند ماه پیش با یک آقای حدودا 50 ساله ای هم کلام شدم و صحبتمون به محسن چاوشی کشید. جالب این که ایشون فکر میکردن این فیلم بر اساس زندگی واقعی محسن چاوشی ساخته شده و شدیدا هم طرفدارش بودند. مقصود از این همه نوشته ام این بود که بگویم این فیلم نتنها به موسیقی ضربه نزد بلکه از موسیقی هم دفاع کرد و قصدش هم همین بود..
    2- در قسمتی دیگر از مطلب، نویسنده اعتقاد دارد که عده ای با بهره گیری از صنعت کامپیوتر سعی بر این دارند که خود را هنرمند جا بزنند! این گفته کاملا ناوارد و غلط است. گروهی فکر میکنند آهنگ سازی با برنامه های کامپیوتری کار بسیار راحتی است در حالی که اگر این توع آهنگسازی را تجربه کنند از سخن خود بر خواهند گشت. موسیقی الکترونیک هم اکنون یکی از داغ ترین و پرطرفدارترین سبک های روز دنیاست که اتفاقا امروز در ایران کسانی چون کوشان حداد و مهران عباسی، بخوبی از پسش برآمده اند و هنرمند بودن خود را ثابت کرده اند..

  3. محمد یاسمنی گفت:

    ممنون، استفاده کردیم، تیتر بسیار جالبی هم داشت

  4. علی گفت:

    خب وقتی اسم مجوز بیاد انتظار نداشته باشین یه کار شست و رفته تحویل بده میشه یه کار عجله ای

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

عضویت در خبرنامه

تازه‌ترین اخبار