«بسیاری از اساتید نواحی به حداقل امکانات هم دسترسی ندارند»گپُ و گفت «موسیقی ایرانیان» با «پروین بهمنی»: نباید خودمان را با برگزاری یک یا چند جشنواره موسیقی نواحی در سال گول بزنیم

پروین بهمنی

پروین بهمنی

موسیقی ایرانیان – سارا حیدرنژاد: پروین بهمنی، یکی از افرادی است که عمر خود را در راه حفظ، احیا و اشاعه موسیقی نواحی ایران صرف کرده تا شاید بتواند به زعم خودش گامی کوچک بردارد و این گنجینه عظیم را برای آیندگان به یادگار بگذارد. این بانوی محقق که در ایل قشقایی دیده به جهان گشوده، توجه ویژه ای به موسیقی مناطق مخصوصا زادگاه خود دارد. او کتاب های زیادی را به رشته تحریر درآورده که بخش اعظمی از این آثار به موسیقی غنی قشقایی اختصاص دارند. شهرت و اعتبار «پروین بهمنی» تا حدی است که فستیوال های زیادی چه در داخل ایران و چه در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا، با نام او برگزار شده اند یا حداقل یک شب را با یاد این بانوی محقق و پژوهشگر به روی صحنه رفته اند. موسیقی نواحی آرام آرام در گرداب فراموشی فرو می رود و در هیاهوی موسیقی های پر سر و صدای امروزی گم می شود. پروین بهمنی بر این باور است که هر چند متولیان امر باید حمایت های ویژه ای در جهت حفظ این موسیقی انجام دهند اما دغدغه مندان این حوزه نیز خود باید آستین همت را بالا زده و در جهت احیای آن بکوشند. گفت و گوی سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» با این بانوی پژوهشگر را در ادامه می خوانید.

* خانم بهمنی، شما را می توان یکی از سردمداران اصلی تلاش برای حفظ و احیای موسیقی نواحی ایران زمین دانست. در حال حاضر متأسفانه موسیقی مناطق کشورمان رو به فراموشی است. آیا در میان تقصیری متوجه مسئولان و متولیان امر می باشد؟

متأسفانه هیچ ارگانی پا پیش نمی گذارد تا برای حفظ این گنجینه تلاش کند. به نظر من مسئولان و افرادی که در این زمینه تصمیم ساز و تصمیم گیر هستند اصلا موسیقی نواحی را جزو اولویت های خود قرار نداده اند. البته این مسئله دلیلی فراتر از موسیقی مناطق دارد. از سوی دیگر همت جمعی برای حفظ موسیقی نواحی وجود ندارد. باید دست به دست یکدیگر دهیم و از خودمان شروع کنیم. البته در بُعد وسیع تر نیاز به ایجاد یک مرکزیت برای حفظ موسیقی نواحی داریم.

* یعنی باید صنف یا سندیکایی تأسیس کرد تا بتوان موسیقی نواحی را نجات داد؟

اواخر دهه هفتاد من تصمیم گرفتم انجمنی به نام انجمن «موسیقی نواحی ایران» تأسیس کنم. حتی برای دریافت مجوز هم اقدام کردیم. در واقع ما قدم اول را برداشتیم تا خودمان به عنوان دغدغه مندان موسیقی نواحی در جهت حفظ این گنجینه بزرگ بکوشیم. جالب این بود که اساتید و مخاطبان موسیقی نواحی به شدت از طرح ما استقبال کردند. نزدیک به ۵ هزار فرم از اقصی نقاط کشور دریافت کردیم که حتی خودمان را هم شگفت زده کرد. پروسه اداری دریافت مجوز هم طی شد اما متأسفانه عده ای به اصطلاح چوب لای چرخ ما گذاشتند و اجازه ندادند ما مجوز تأسیس انجمن را دریافت کنیم. به نظر من انجمن «موسیقی نواحی ایران» اتفاقی بزرگ را رقم می زد چرا که می توانستیم اساتید موسیقی نواحی را دور هم جمع کنیم. همان طور که می دانید اساتید موسیقی نواحی در شهرها و روستاهای سراسر کشور پراکنده هستند و برخی از آنها وضعیت مالی مناسبی هم ندارند. در این انجمن می توانستیم حقوقی برای آنها در نظر بگیریم. مهم تر این که اساتید موسیقی نواحی می توانستند پیگیر احقاق حقوق معنوی خود باشند اما متأسفانه نتوانستیم به این رویا جامه عمل بپوشانیم.

* دقیقا چه اهدافی را در سر داشتید؟

می خواستیم کارگروه های مختلفی تشکیل دهیم. از همه مهم تر حضور اساتید و دیگر دغدغه مندان موسیقی نواحی منجر به ایجاد اتاق فکری می شد که می توانست بسیار تأثیرگذار و راهگشا باشد. از طرف دیگر در نظر داشتیم گستره دانش و تخصص اساتید حاضر در انجمن را از موسیقی فراتر ببریم. به طور مثال در روزهای ابتدایی که هنوز از تأسیس انجمن ناامید نشده بودیم، از استادان دانشگاه در رشته های مختلفی مانند ادبیات، مردم شناسی، جامعه شناسی و … دعوت کردیم تا به ما کمک کنند. حتی با مرحوم سلمانیان، رئیس سابق نظارت و ارزشیابی در مرکز موسیقی که یک شخص دولتی و آشنا به راهکارهای دولتی بود برای حضور در هیئت مدیره دعوت کردیم ولی به شکلی مشکوک اجازه تأسیس انجمن به ما داده نشد. در ابتدای صحبت هایم تأکید کردم مسئولان و متولیان امر باید به فکر باشند که متأسفانه نیستند اما اعتقاد دارم یک نهاد یا انجمن خصوصی به صورت NGO می تواند موسیقی نواحی را از دره فراموشی برهاند و بالا بکشد.

* اشاره کردید که بسیاری از اساتید موسیقی نواحی در شهرها و روستاهای کشور سکونت دارند. چه می توان کرد تا گنجینه موجود در سینه آنها مکتوب شود، پیش از آن که چهره در خاک بکشند؟

پروین بهمنی

پروین بهمنی

بسیاری از این اساتید شخصا مایل هستند آثار خود و پیشینیان شان را به صورت مکتوب در بیاورند اما باید در نظر گرفت که این افراد به حداقل امکانات هم دسترسی ندارند. به همین دلیل تأکید داشتم که انجمنی تأسیس شود تا بتوانیم به شکل متمرکز آثار این اساتید را مکتوب کنیم. به طور مثال در منطقه اورامانات، فردی را دیدم که در مدرسه ابتدایی تدریس می کرد اما در زمینه مقام های موسیقی و فولکلورها به شکلی دقیق تحقیق کرده بود. او دو دفتر صد برگ کهنه داشت اما نتوانسته بود آنها را منتشر کند. من اعتقاد دارم باید خمیر مایه اصلی را از اساتید و بومیان هر منطقه گرفت و پس از مشورت با کارشناسان امر، مجموعه ای قابل ارائه را عرضه کرد اما هیچ کس قدمی برنمی دارد. همه مدعی هستند که باید کاری انجام داد ولی هیچ کس نمی داند باید از کجا شروع کرد.

* پس در صورت جمع آوری آثار و مشورت با کارشناسان می توان کتب ارزشمندی در زمینه موسیقی نواحی منتشر کرد که به احیای این موسیقی کمک کند؟

اگر تمامی این کارها را هم انجام دهیم تازه به مرحله چاپ و انتشار کتاب می رسیم؛ کاری که در ایران به امری سخت و دشوار تبدیل شده است. نکته تأسف بار دیگر این است که ناشران به سمت کتاب هایی نمی روند که احساس کنند فروش و در واقع سود چندانی برای آنها ندارد. در همه جای دنیا برای تهیه و انتشار کتاب های ارزشمند در زمینه فرهنگ و هنر، دولت پیش قدم می شود و با سرمایه گذاری به حفظ و نشر فرهنگ غنی سرزمین خود کمک می کند اما در ایران متأسفانه چنین حمایت هایی صورت نمی گیرد. اگر حمایتی انجام شود، ناشری هم قدم جلو بگذارد و کتاب شما به مرحله چاپ برسد، با خوان جدیدی به نام دریافت مجوز رو به رو می شوید. بسیاری از هنرمندان بوده اند که تمامی این مراحل را پشت سر گذاشته اند اما در پروسه طاقت فرسای مجوز، عطای کار را به لقایش بخشیده اند. به طور مثال ما برای انتشار منظومه های روایت شده از عاشق های قشقایی، نوشته های زیادی داشتیم. می خواستیم این منظومه ها را کتاب کنیم اما پروسه خسته کننده مجوز و چاپ باعث شد ناامید شویم. سر آخر آنها را در قالب کتاب های بزرگ و دایره المعارف در ترکیه چاپ کردیم.

* خانم بهمنی، شما سال ها در زمینه موسیقی نواحی فعالیت کرده اید. در این مدت چندین فستیوال هم به نام شما برگزار شده است. کمی در این باره صحبت کنید….

دو سال پیش در قزاقستان در یک فستیوال جهانی فرهنگ و ادبیات موسیقی از من به عنوان بانوی فرهنگی ترکان جهان تجلیل شد. ما دوستی به نام پروفسور علی کافکاسیالی داریم که رئیس دانشگاه کاظم کارابیکیر ارزروم بودند و بعدا رئیس کل دانشکده ادبیات دانشگاه گریسون شدند. سال گذشته در این شهر، فستیوالی جهانی به نام فستیوال فرهنگ و ادبیات موسیقی ترکان جهان با حضور بیست و دو کشور برگزار شد. دوستان محبت داشتند و این فستیوال را به نام من نامگذاری کردند. در این فستیوال صد و هشتاد نفر از اساتید دانشگاه، نوازندگان و موزیسین ها حضور داشتند. در مسکو روسیه هم در یک فستیوال در دانشگاه چایکوفسکی حضور داشتم که در زمینه «لالایی ها» و آواهای مادران و موسیقی زنان به اجرا پرداختم. یکی، دو برنامه هم قرار بود در زمینه موسیقی اقوام ایران در آمریکا یا کانادا برگزار شود. در جشنواره فجر دو سال پیش هم یک شب به نام من بود که در آن شب سالن پر شد.

* شما فعالیت های پژوهشی زیادی هم داشته اید. می خواهیم به آثار خود در زمینه مکتوب هم اشاره بفرمایید…

فعالیت های پژوهشی من از سی و چند سال پیش با همکاری با محمدرضا درویشی آغاز شد. از آن پس به صورت جدی به تحقیق و پژوهش در حوزه موسیقی نواحی پرداختم. گروهی به نام «حاوا» هم داشتیم که به طور هم زمان به شکل کنسرت و گروه نوازی فعالیت داشت. در زمینه گروه نوازی این موضوع برایم اصل بود که قطعات با حفظ ریشه ها و دست نخوردگی اصالت ها اجرا شود. باید اشاره کنم که موسیقی قشقایی یکی از متنوع ترین موسیقی های مناطق ایران است. ما ۳ رپرتوار کاملا مجزا داریم که تقریبا دو رپرتوار اصلی آن یعنی موسیقی «عاشق ها» و موسیقی ساربان ها به شکل اصلی منسوخ شده است. همچنین موسیقی اورجینال «عاشق ها» را گردآوری، ضبط و ثبت می کردم. این موسیقی ها تقریبا از هفتاد، هشتاد سال پیش رو به نابودی رفتند و در حال حاضر دو نفر بیشتر از عاشق های قشقایی باقی نمانده اند. در بخش پژوهشی هم سه آلبوم به نام «نغمه های عاشقی قشقایی» و در زمینه رپرتوار یک آلبوم به اسم «کوراوغلو حکایتی» منتشر کردم. یک آلبوم دیگر هم به نام «عاشوقلر موقاملاری» داشتم که در بخش آثار پژوهشی تولیدی جشنواره موسیقی کرمان، رتبه اول را به دست آورد. در این آلبوم ها آثار ضبط شده باقی مانده از «عاشق ها» و مقام هایی که خودمان از عاشق های باقی مانده، ضبط کرده ایم را به همراه کتابچه ای حاوی تاریخچه آنها همراه با CD منتشر کردیم. چند کتاب هم در زمینه منظومه های منقول عاشق های قشقایی در ترکیه به چاپ رساندیم.

* برخی معتقدند موسیقی نواحی ایران را باید به شکل ویژه تری نگاه کرد چون با دیگر مقوله های موسیقی متفاوت است. آیا شما هم با این نظر موافق هستید؟

موسیقی ما مجموعه ای از موارد فرهنگی است. در موسیقی نواحی بحث گسترده فولکلور، ادبیات فولکلور، آیین ها و تاریخ شفاهی را داریم که یک مبحث بسیار عمده فرهنگی محسوب می شود. پرداختن به موسیقی نواحی، پرداختن به چند بحث بزرگ فرهنگی است. نباید خودمان را با برگزاری یک یا چند جشنواره در سال گول بزنیم. ترکیه، کشور همسایه ما سالانه صدها فستیوال تخصصی در زمینه موسیقی فولکلور برگزار می کند. جمهوری آذربایجان که هم از نظر اقتصادی و هم از لحلظه جمعیت پایین تر از ما قرار می گیرد، موسیقی فولک را در سطح آکادمیک تدریس می کند. در حال حاضر می بینید که موسیقی آذربایجان را در تمام نقاط جهان می شناسند ولی متأسفانه موسیقی ما با چنین پتانسیل عظیمی، شهرت موسیقی آذربایجان را ندارد.

پروین بهمنی

پروین بهمنی

* چه پیشنهادی دارید که بتوان موسیقی نواحی را حفظ کرد و اجازه نداد به تاریخ بپیوندد؟

من جزو کسانی نیستم که دست روی دست بگذارم و تنها از شرایط گلایه کنم. بسیاری از دوستان معتقدند متولیان امر باید دست به کار شوند و برای احیای موسیقی نواحی اقدام کنند که به نظر من هم حرف درستی است اما از سوی دیگر همان طور که در ابتدای صحبت هایم اشاره کردم خودمان هم باید دست به کار شویم. همین جشنواره ها برای ما حکم آب باریکه را دارد و به آن بسنده می کنیم. قطعا جای خوشحالی دارد اگر تعداد گروه های موسیقی نواحی در جشنواره ها افزایش یاید. به طور مثال اگر سال آینده ۱۰ گروه به جای پنج گروه در جشنواره حضور پیدا کنند، اتفاق مبارکی است. در جشنواره فجر اخیر خوشبختانه تعداد گروه های موسیقی مناطق رشد چشمگیری داشت که نکته ای دلگرم کننده است. البته این جا نیز همانند صحبت هایی که در مورد ناشران داشتم، بحث درآمدزایی و تأمین هزینه ها مطرح می شود. یعنی برگزار کنندگان کنسرت ها نیم نگاهی به بلیت فروشی و کسب درآمد دارند. موضوعی که جای خوشحالی دارد، این است که استقبال مخاطبان در این دوره بهتر بود. این مسئله هم کنسرت گذاران را ترغیب می کند و هم گروه های جوان شور و انگیزه پیدا می کنند که به فعالیت بیشتری بپردازند. خودمان ۱۰ نوازنده و موسیقی دان و استاد را از مناطق مختلف ایران دور هم جمع کردیم.

* اگر بخواهید با متولیان امر گفت و گویی داشته باشید، از آنها برای احیای موسیقی نواحی ایران چه می خوانید؟

پرداختن به حوزه مهمی مثل فرهنگ قطعا مستلزم صرف هزینه زیادی نیست. شاید با هزینه برگزاری یکی از این جشنواره ها بتوان از تمام اساتیدی که در قید حیات هستند، کار ثبت و ضبط را به خوبی انجام داد. نباید اجازه دهیم این گنجینه ها در سینه اساتید به زیر خاک بروند. باید این دارایی عظیم را برای نسل های بعدی حفظ کنیم. همان طور که نگران منابع زیر زمینی و آب هستیم و مدام تبلیغ می کنیم که نگران نسل های آینده باشیم، به نظر من باید فرهنگ و موسیقی را هم برای فرزندان مان به یادگار بگذاریم. یک کودک باید فرهنگ و موسیقی خود را لمس کند تا نسبت به فراگیری و ترویج آن ترغیب شود. ما می توانیم بدون استفاده از جذابیت های عام پسند که به نظر من به محتوا لطمه زده، سالن های بزرگ را پر کنیم و موسیقی نواحی را زنده نگه داریم.


منبع: موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

برچسب

0 دیدگاه برای این خبر “«بسیاری از اساتید نواحی به حداقل امکانات هم دسترسی ندارند»”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

تازه‌ترین اخبار موسیقی ایران