نوشته دوم در مورد موسیقی زیرزمینیشبکه‌های ماهواره‌ای رهبر سلیقه‌های روحی- فکری جوانان

zirzaminmusicموسیقی ایرانیان- امین ریزباف: بنده در بعضی موارد با مقاله‌ی قبلی در مورد موسیقی زیرزمینی که در سایت منتشر شده بود موافق نیستم، به همین دلیل تصمیم به نوشتن این یادداشت گرفتم.

از آنجایی که در مجموعه‌ی ما دموکراسی حکمفرما است تصمیم گرفته شده است که اگر بین هیئت تحریریه در مورد موضوعی اختلاف رای بود هر کس نظر خود را بنویسد و حقیقت نهایی را مردم خود قضاوت کنند. شاید این کار زیاد در رسانه های دیگر معمول نباشد اما چه کنیم که ما بیشتر از آنکه بنده ی عادات و هنجارهای اجتماعی باشیم، بنده ی حقیقت و افکار خودمان هستیم.

نوشته ی تکمیلی بنده را در مورد موضوع مقاله ی قبلی در ادامه بخوانید…

علت اصلی گسترش موسیقی زیرزمینی تهرانی ها در کشور پان فارسیسم نیست بلکه پایتخت زدگی تهرانی ها است

اولا بنده در مورد وجود اندیشه ی فکری پان فارسیسم در کشور زیاد موافق نیستم، البته شاید هم اشتباه کنم ولی حداقل به این غلظتی که ایشان فکر می کنند چنین اندیشه ای در سطح کشور وجود ندارد. اینکه بسیاری از جوانان دیگر استان ها به این نوع موسیقی تمایل دارند دلیلش را باید در جای دیگری جستجو کرد، در اینکه متاسفانه همانطور که فرهنگ غرب زدگی به مقدار زیادی در ایرانی ها دیده می شود، فرهنگ پایتخت زدگی هم در بعضی از شهرستانی ها دیده می شود و این باعث می شود که موسیقی زیرزمینی تهرانی ها جای موسیقی محلی استان مورد نظر را بگیرد و کم کم فرهنگ بومی آن استان به سمت نابودی برود.

موسیقی زیرزمینی اعتراضی را از موسیقی مبتذل جدا کنیم

17

به نظر بنده موسیقی زیر زمینی را باید به دو دسته ی کلی تقسیم کنیم، دسته ی اول دسته ای است که مفاهیم ترانه ها و اشعار در آن مضامینی سیاسی، اجتماعی و اعتراضی دارند و عمدتا بر مفاهیم و هنجارهای اجتماعی شورش می کنند. حجم تولیدات این دسته کمتر از تولیدات دسته ی دوم است و البته مخاطبش هم کمتر اما به دليل حاشیه ای بودن ترانه ها، جماعت روشنفکر جامعه بیشتر به این نوع موسیقی توجه می کنند، قابل ذکر است که اهالی این نوع موسیقی هم عمدتا بخاطر محدودیت، به آن طرف آب ها کوچ می کنند و بوسیله رسانه های غربی حمایت می شوند که از نمونه هایش می توان به محسن نامجو و شاهین نجفی اشاره کرد.

اما دسته ی دوم افراد موسیقی زیرزمینی، دسته ای هستند که عمدتا ترانه های مبتذل و سطح پایین را به خورد جوانان ما می دهند، مبتذل نه بخاطر شش و هشت بودن آهنگ ها بلکه مبتذل از این نظر که آن آهنگ باعث عوض کردن و پست کردن تمام جهان بيني مخاطب خود می شوند، متاسفانه در کشور ما عمدتا نه خانواده و نه آموزش پرورش جهان بینی درستی به نوجوان 15 ساله ی ما که نمی دهند، می دهند؟

نه نمی دهند، اکثر نوجوانان ما سرشان در درس و تست و کنکور گرم است که حتی این تست زدن هم به دبستانی ها هم منتقل شده، حال در این شرایطی که ما باید زندگی کردن واقعی را به نوجوانان یاد دهیم، و مفاهیم اصلی مثل عشق، خدا، زیبایی، حقیقت و هدف از زندگی را به مسائلی چالشی در ذهن او تبدیل کنیم تا او این مسائل انسانی را در ذهنش حل و فصل کند، عمدتا ذهن او را از زباله هایی درسی پر می کنیم که نه به درد دنیاشان می خورد نه به درد بعد از مرگشان…

d17حال در این شرایط مهم ترین چیزی که سطح فرهنگ و ذهنیت جوانان ما را رقم می زند موسیقی است، حال وقتی که امثال ساسی مانکن بشوند رهبر فکری و رهبر عادات شنوایی جوانان ما، نتیجه این می شود که “عشق به جنس مخالف” در روح نوجوان تبدیل به “تمابل به سکس و دوستی های چند روزه”

می شود و چیزی به معنای “تعهد به عشق و یار” در ذهن و روح جوان معنایی پیدا نمی کند، نتیجه ی نهایی که بسیار اسفباراست، این می شود که تمام مفاهیم عمیق و زیبایی های انسانی جایشان را به لودگی و ظاهر بینی در ذهن جوانان می دهند.

دسته دوم هیچگاه آنقدر از لحاظ فکری قوی نیستند که در مقابل هنجارهای اجتماعی نقش معترض را داشته باشند بلکه این دسته شامل جوانانی هستند که بوسیله ی پول و سرمایه ی پدرشان وارد موسیقی شده اند و آثار سطح پایينی را تولید کرده اند و می کنند، هیچ گاه نباید این اقلیت جامعه را نماینده ی نسل جوان دانست، ولی اتفاقی که باعث شده این قشر بتوانند درعرصه موسیقی تاخت و تاز کنند این است که رسانه ی موسیقی دست آنها افتاده است.

قوی ترین رسانه ی موسیقی کشور چیست؟ مطمئنا شبکه های ماهواره ای و سیستم های پخش موسیقی زیر زمینی که هزاران برابر از سیستم پخش موسیقی های مجاز ما قوی تر هستند.

رسانه های غربی با حمایت از این جوانان مرفه بی درد نه تنها توانستند پیروزی بزرگی در مقابل وزارت ارشاد بدست بیاورند بلکه توانستند کنترل فکری و روحی جوانان را هم در دست گیرند، خب وقتی موسیقی که توسط این موسیخی ها تولید می شود بوسیله شبکه های ماهواره ای حمايت شود باعث می شود که سلیقه ی تمام مخاطبان موسیقایی کشور ما هم عوض شود. چه جوانان پایین شهر چه بالاي شهر، چه شهرستانی و چه تهرانی و در اصل وضعیت طوری می شود که آن یک عده رپر مجهول الحال و مرفه بي درد می شوند رهبر فکری، فرهنگی و موسیقایی جوانان ایران!!

پس در پایان بحث به این نتیجه می رسیم که ما نباید این دسته دوم را نماینده نسل جوان امروزی بدانیم که اینان (که اکثرا از دبیرستان شروع به رپ کردن می کنند) عمدتا نماینده نسل مرفه و بی درد هستند اما به سبب داشتن سرمایه های مادی و داشتن حمایت از طرف شبکه های ماهواره ای توانسته اند علیه فرهنگ و هنر اصیل ما هجوم ببرند که حساب امثال ساسی مانکن را باید از دسته ی اول یعنی موزیسین های معترض زیرزمینی جدا کنیم.

استثنا

18حال در این بین رپرهای سالم خوانی هستند که جزو مظلوم ترین قشر محسوب می شوند، اینان نه توسط دولت و ارشاد و نه توسط شبکه های ماهواره اي حمايت می شوند و نه حتی توسط قشر روشنفکر جامعه ساپورت روحی می شوند که اینان مثل یاس جزو شریف ترین قشر موسیقی کشور هستند که با تمام کم و کاست ها در سطح موسیقایي شان توانستند به طریق سالم تر و انسانی تری سبک رپ را ایرانیزه کنند.

  • این مطلب در شماره هشتم مجله موسیقی ایرانیان منتشر شده، برای دیدن آرشیو مجله موسیقی ایرانیان اینجا کلیک کنید.
  • طراحی و صفجه آرایی: ابراهیم مولائی
  • برای مشاهده صفحات اصلی این مطلب در مجله موسیقی ایرانیان بر روی تصاویر زیر کلیک کنید:
1718

 


منبع: مجله موسیقی ایرانیان - musicmagazine.ir

برچسب

24 دیدگاه برای این خبر “نوشته دوم در مورد موسیقی زیرزمینی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

تازه‌ترین اخبار موسیقی ایران