عيار ترانه را بايد بر روي كاغذ سنجيدقسمت چهارم پرونده کالبدشکافی ترانه نوین

موسیقی ایرانیان: قسمت‌های پیشین پرونده‌ی «میزگردی برای ترانه؛ کالبدشکافی ترانه نوین» (مقدمهقسمت اولقسمت دومقسمت سوم) را مطالعه کردید، توجه شما در ادامه به قسمت چهارم این میزگرد جلب می‌کنیم. اگر تا به حال قسمت‌های پیشین این پرونده را نخوانده‌اید مطالعه‌ی این قسمت پرونده را به شما توصیه می‌کنیم.

لازم به ذکرست که این میزگرد با حضور امین موسوی (تحلیل‌گر) و ترانه‌سراهایی جوانی چون آرمین ابراهیمی (نویسنده و ترانه‌سرا)، محسن سرداری، علی کمارجی نژاد، ماندانا ابری و فرانک کلانتری تشکیل شده است.

– تا چه حد اجراي ترانه توسط خواننده را در موفق بودن اثر و توجه مخاطبان موثر مي‌دانيد؟

آرمين: بخش دوم تكميل مفهوم ترانه، در اجرايش است. يعني ترانه‌ي مكتوب خيلي هم مستقل و درجه‌يك و بي‌نياز از هر گونه كمك ديگري‌ست، اما، اجرا مي‌تواند تاثير مفهوم مديوم نخست و مادر را تكامل ببخشد. همينطور كه اجراي »شهيار قنبري« بزرگ از آثار خودش )كه اغلب هم با موسيقي ساخت خودش همراه بوده( به مراتب از كارهاي ديگران به جان‌كلام اثر نزديك‌تر، و به همان طريق جذاب‌تر است.

علي: ممكن است يك ترانه توسط يك خواننده بزرگ – يك اسطوره و نه خوانندگان درجه چندم- به اجرا برسد ولي اثر نهايي با عدم پذيرش مخاطبان مواجه شود. گاهي نيز يك ترانه ي پر از ايراد با مقبوليت عام مواجه مي شود. حال بايد پرسيد كه چه پاسخي مناسب اين پرسش است؟ به نظر بنده يك ترانه بايد جذابه ي خود را بر روي كاغذ نشان داده و امتحانش را پس داده باشد و سپس با مساله هيت شدن دست و پنجه نرم كند. ترانه ي “دنيا ديگه مثل تو نداره” فريد احمدي بيش از ترانه ي “نترسون” جنتي عطايي مود توجه مخاطب كوچه و بازار است. كداميك را بايد موفق تر بدانيم؟!

محسن: موفقيت ترانه با نحوه اجرا و  كيفيت موسيقي ارتباط صد در صد دارد. چه بسا ترانه هاي قوي كه به خاطر اجراي ضعيف ناكام مانده اند و بلعكس ترانه هاي ضعيف كه با اجراهاي خوب حداقل شنيده شده اند.

ماندانا: با فرض كيفيت خوب ترانه، شايد 80% .موفق بودن اثر، انتقال صحيح حس ترانه به شنونده از طريق خواننده و آهنگ است .معمولا ترانه سرا با زمزمه آهنگي در ذهنش ترانه مي نويسد … اينكه خواننده كدام قسمت ترانه را با تاكيد بخواند يا كدام قسمت را آرام، اينكه تند بخواند يا شمرده، خشن بخواند يا … همه ابزارهاي انتقال حس ترانه به مخاطب هستند .

فرانك: درصد خيلي بالايي. به نظرم خيلي مهم است.

امين موسوی: به نظر بنده موفقيت ترانه ربطي به موفقيت اثر موسيقايي ندارد، به طور مثال ممكن است يك آهنگسازي شعر خيام را به بدترين شكل اجرا كند، آيا مي توان گفت شعر خيام ناكام مانده؟ نه، مطمئنا موفقيت يك ترانه وابسته فقط به خودش است نه به نحوه ي اجرا، بطور مثال شما بياييد بهترين ترانه يغما گلرويي را به بدترين شكل اجرا كنيد، آيا چيزي از ارزش ترانه ي او كم مي شود؟ نه مطمئنا اينطور نيست.

البته درست است كه موفقيت ترانه تنها وابسته به خود است، ولي موفقيت يك اثر موسيقايي به چهار عامل آهنگ و تنظيم، خواننده و ترانه بستگي دارد و هر چقدر كه يك ترانه قوي تر باشد مطمئنا اثر موسيقايي هم قوي تر خواهد شد. اما يك نكته مهم اینست كه احتمال دارد يك اثر موسيقايي بسيار خوب و قابل قبول اجرا شود ولي ترانه به تنهايي داراي بار آنچناني نباشد كه اينجا موسيقي به كمك ترانه آمده است كه اينجا نبايد بگوييم ترانه سرا بوسيله موسيقي خوب توانست در كارش موفق شود بلكه بايد بگوييم همچنان ترانه ي ترانه سرا ضعيف و ناموفق بوده اما به دليل اجراي خوب گروه موسيقي اين ضعف كمتر ديده شده است.

بنابراين در جواب سوال شما اين را مي توانم بگويم كه اجراي خواننده در موفق بودن اثر و ديده شدن و زيباتر بيان شدن مفهوم ترانه خيلي تاثيرگذار است اما موفقيت يك ترانه تنها وابسته به خود است که عيار ترانه را بايد بر روي كاغذ سنجيد.

– ركود و سكون موسيقي و درجا زدن‌اش در فرم‌هاي ثابت پاپ تا چه حد به ترانه مربوط است؟

علي: اين مشكل به آهنگساز و خواننده مربوط است و نه ترانه سرا. گوش آهنگسازان ما به ملودي هايي عادت دارد كه بر روي فرم هاي كليشه شده ي قديمي نوشته شده است و از طرفي اغلب خوانندگان بي سواد ما كه اكثرا به دنبال تقليد از پيشينيان خود هستند به شدت به دنبال كپي هايي از ترانه هاي كلاسيك قديمي اند. نتيجه نهايي اين است كه يك ترانه سرا ناچارا بايد هشت هجايي بنويسد تا ترانه اش به اجرا برسد. همكاران ما با فرم هاي تازه بيگانه اند و وقتي كه ترانه اي با بافت نو به آنها تحويل مي دهيم چشمشان سياهي مي رود! غافل از اينكه ترانه ي متفاوت منجر به ساخت ملودي متفاوت مي شود و اثر نهايي يك سر و گردن از توليدات رايج بالاتر خواهد بود.

ماندانا: شايد خيلي ! بخش اعظم اين ركود به ترانه و بخش ديگر آن به تقاضاي بازار برمي گردد.

آرمين: به هر حال ترانه بخشي از مثلث يك قطعه است. راه‌آمدن ترانه‌سراهاي بي‌تعهد و منفعل با نظرگاه دهاتي و سطحي و زرد خواننده‌گان يكي از دلايل سكون موسيقي و درجا زدن‌اش است. چون رئيس و ارباب اينجا خواننده و تهيه‌كننده است. تهيه‌كننده كه مي‌دانيد، يعني همان‌هايي كه قبلا نوار فروش بودند و حالا به سرمايه‌يي رسيده‌اند و…

محسن: تكراري بودن اين فرم ها يك مقداريش از فرم ترانه ها ناشي مي شود. وقتي اكثر ترانه ها در چند وزن ثابت نوشته مي شوند طبيعي است كه ملودي هايي هم كه بر روي اين ترانه ها گذاشته مي شوند زياد با هم تفاوت نكنند. اما اصل مسئله به آهنگساز برمي گردد كه توانايي ارائه فرم هاي جديد را ندارد.

امين موسوی: ترانه هم جزوي از اجزاي يك اثر موسيقايي است و به اندازه ي بقيه ي قسمت ها مثل خواننده و آهنگ در موسيقي تاثير دارد. ولي بايد بدانيم كه رابطه بين موسيقي پاپ و ترانه رابطه اي دو طرفه است، به اين معنا كه وقتي آهنگسازان موسيقي خواهان ترانه هاي سطحي باشند، ترانه سراها هم به سمت سرودن آثار سطحي مي روند. برعكس اين هم وجود دارد، وقتي ترانه سراها اكثرا ضعيف كار كنند، خود به خود موسيقي پاپ هم ضعيف مي شود، بنابراين اين يك رابطه ي دوسويه است.


منبع: مجله موسیقی ایرانیان - musicmagazine.ir

برچسب

2 دیدگاه برای این خبر “عيار ترانه را بايد بر روي كاغذ سنجيد”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات

تازه‌ترین اخبار موسیقی ایران